بسم الله الرحمن الرحيم

سازمانها و مؤسسات براي ايجاد ارتباط با مخاطبين خود از راه هاي مختلف استفاده مي كنند. يكي از اين راه ها، انتشار نشريه است. در دنياي مدرن امروز ديگر روش هاي قديمي براي ايجاد ارتباط مؤثر نيست. اين روش ها جايگزين هايي پيدا كرده است كه داراي تأثيرات فوق العاده اي مي باشد. اساس ايجاد ارتباط در اين است كه مخاطب به خوبي شناخته شود. روحيات و سلائق وي در نظر گرفته شود و مطابق با علائق و نيازهاي مخاطب، پيام هايي ساخته و عرضه گردد تا مؤثر باشد و مخاطب را در راه انجام وظايف خود ياري نمايد.

معمولا نشريات را به سه گروه تخصصي، نيمه تخصصي و عمومي تقسيم مي كنند. مطبوعات تخصصي به موضوع خاصي مي پردازند كه فقط اهل خبره مي توانند پيام آن را درك نمايند. نشريات نيمه تخصصي درباره موضوع خاصي صحبت مي كنند اما علاوه بر متخصصين آن موضوع، افراد عادي كه علاقه مند به موضوع باشند نيز مي توانند از مطالب آن بهره مند شوند، مانند نشريات حقوقي كه علاوه بر حقوقدانان، علاقه مندان به اين رشته نيز به اندازه بضاعت خود از مطالب منتشر شده بهره مي برند. مطبوعات عمومي، نشرياتي هستند كه براي عموم مردم منتشر مي شوند. سطح نوشتاري اين گونه نشريات به نحوي است كه يك فرد داراي سواد خواندن و نوشتن تا يك فرد متخصص داراي تحصيلات عالي بتوانند از مطلب منتشر شده استفاده كنند.

دادگستري استان تهران از يك سو نهادي تخصصي است  و با يك قشر فرهيخته  به نام قضات ارتباط دارد. اين قشر به خاطر مسئوليت بسيار سنگيني كه بر دوش دارد، به عنوان يك نهاد كاملا تخصصي در نظر گرفته مي شود. از ديگر سو دادگستري با انبوه مردم ستمديده و دادخواهي ارتباط دارد كه اغلب آنها انسان هايي عامي و دردمند هستند. نشريه اي كه بتواند هم قشر متخصص قضات شريف دادگستري را تغذيه فكري نمايد و هم براي مردمي كه با دادگستري ارتباط پيدا مي كنند، قابل استفاده باشد كاري سخت و مشكل است؛ علت آن هم در اين مي باشد كه نيازهاي فكري، علائق و سلائق اين دو گروه متفاوت است. قضات علاقه مند هستند جديدترين مباحث مطرح در حقوق را مطالعه نمايند در حالي كه مردم عادي در پي آنند كه چگونه مي توانند مشكل حقوقي خود را رفع نمايند.

بنابراين ماهنامه اي كه توسط دادگستري استان تهران منتشر مي گردد، بيشتر حول و حوش مسائل مربوط به قضات دادگستري، نيازهاي فكري و تخصصي آنان، آشناسازي آنان با نتايج تحقيقات  و پژوهش هاي قوه قضائيه، نتايج احكام جديد دادگاه ها، نظرات مسئولان قوه قضائيه در ارتباط با مسائل مختلف جامعه و نظاير اينها دور مي زند.

اهداف

هدف هايي كه در انتشار ماهنامه داخلي دادگستري استان تهران متصور است، شامل موارد زير مي باشد:

1 ـ قضات و كارمندان معمولا به سبب مسئوليت سنگين و نداشتن فرصت، نمي توانند با فراغت بال در دوره هاي بازآموزي و آموزشي شركت نمايند. ماهنامه تا حدي مي تواند بدون گرفتن وقت زياد از قضات، محتواي آموزشي را به آنان منتقل نمايد. انتشار ماهنامه راهي فراگيرتر براي آموزش است.

2 ـ حس مشاركت را در مجموعه دادگستري استان تهران افزايش مي دهد. صاحب نظران مي توانند با درج مقاله در ماهنامه نظرات خود را ابراز نمايند و از اين طريق به تصميم گيران و تصميم سازان در اتخاذ تصميم هاي درست و مفيد كمك كنند.

3 ـ چون درباره هر موضوعي در نشريه مي توان بحث كرد و افكار مختلف و نظرات گوناگون را مطرح نمود در نهايت به بهبود مستمر برنامه ها، اقدامات و مأموريت ها كمك كرده ميزان اشتباهات را به حداقل رساند.

4 ـ از طريق ماهنامه مي توان حتي المقدور آخرين يافته هاي علم حقوق در سطح خصوصي، عمومي و بين الملل را به خوانندگان عرضه كرد و از اين جهت به رشد فكري آنان كمك نمود. بديهي است اين امر در صدور آرا و افزايش كيفيت كار مؤثر خواهد بود.

5 ـ تجربيات قضات مجرب به شكل مقاله در ماهنامه درج مي شود تا قضات جوان تر از اين تجربيات استفاده نمايند و گردش اطلاعات و تجربيات انجام گيرد.

6 ـ پل ارتباطي مطمئن و سالم ميان مديريت دادگستري با قضات شريف و بالعكس از طريق انتشار ماهنامه برقرار مي شود و اين گفت وگو به رفع موانع و تسريع در انجام برنامه هاي كلان دادگستري كمك مي نمايد.

7 ـ ماهنامه محل مناسبي براي ابراز نظرات و ديدگاه هاي خوانندگان ـ كه عموما قضات هستند ـ خواهد بود.

8 ـ از طريق ماهنامه امكان افكار سنجي خوانندگان درباره موارد خاص قضايي مثلا احكام جديد و امثالهم فراهم مي آيد.

براي انتشار چنين نشريه اي مسلما به همكاري و همفكري كليه همكاران محترم قضايي و اداري نياز است. لذا انتظار داريم ما را در دستيابي به اهداف اشاره شده كمك نمايند. اميدواريم با همت و مساعدت همه همكاران شماره هاي بعدي پربارتر به دست شما برسد. در خاتمه جا دارد از پشتيباني و همكاري رياست محترم كل دادگستري استان تهران و ساير همكاران تشكر نمائيم و براي تيمن مطلب خود را با كلامي از مرحوم سهروردي خاتمه دهيم كه فرمود:

هر سخني به هر جاي گفتن خطاست و هر سخن از هر كس پرسيدن هم خطاست. سخن از اهل، دريغ نبايد داشت كه نااهل را خود از سخن مردان ملال بود. مثال دل نااهل و بيگانه از حقيقت همچنان است كه: فتيله اي كه به جاي روغن آب بدو رسيده باشد چندانكه آتش نزد  او بري افروخته نشود اما دل آشنا همچو شمعي است كه آتش از دور به خود كشد و افروخته شود.»

والسلام ـ سردبير