رضا جعفري - معاون قضايي دادسراي تهران

قسمت سوم

• دادگاه نوجوانان

صبح روز چهارشنبه 8/8/81 به همت و مساعدت خانم بيكر اسپلينتر(Bakker-Splinter) قاضي دا دگاه اطفال ديداري از دادگاه نوجوانان شهر اترخت(Utrecht) داشتيم. ساختمان دادگستري اين شهر تحت تدابير امنيتي شديدي قرار داشت و عبور و مرور اشخاص به اين ساختمان پس از كنترلهاي لازم امكان پذير بود. به علت كمبود جا و براي گسترش ساختمان قديمي دادگاه اين شهر ساختمان مدرن و مناسبي در جوار ساختمان قبلي احداث شده بود كه راهروها و درب اطاقها و كريدورها بسيار محكم و درها با كليدهاي مخصوصي باز و بسته مي شد و در واقع براي جلوگيري از ورود افراد متفرقه به داخل اطاقها و جلسات دادگاهها از سيستم امنيتي خاصي استفاده كرده اند به عنوان مثال پس از ورود به راهرو از يك درب آهني تا وقتي كه اين درب بسته  نمي شد و به طور اتوماتيك قفل نمي گرديد درب ورودي بعدي باز نمي شد و ورود به راهروها و اطاقها مستلزم داشتن كليد مخصوص و يا همراه بودن با يكي از كاركنان دادگستري بود كه كليد مخصوص دارند. صحن دادگاه بسيار شيك و مرتب و مجهز به سيستم صوتي (ميكروفون و بلندگو) و ميز و صندلي زيبا بود و مساحت اطاق دادگاه در حدود 50 تا 60 مترمربع و داراي سقف بلند و نور كافي و طبيعي بود كه از پنجره هاي شيشه اي به درون دادگاه مي تابيد.

بر روي ميز رئيس دادگاه و دادستان و منشي دادگاه هركدام مانيتور مسطح مستطيل شكلي وجود دارد كه اطلاعات پرونده در آن نمايش داده مي شود و هر وقت دادستان بخواهد پيشنهادي بدهد بدون اينكه رسما حرفي بزند از طريق اين صفحه كامپيوتري اعلام مي نمايد. مراجعين چنداني در محوطه ورودي و راهروها و سالن انتظار به چشم نمي خورد و به نظر مي رسيد كه هر كس در سر وقت مقرر مراجعه مي نمايد و از ازدحام مراجعه كنندگان خبري نبود. در كنار ميز رئيس دادگاه منشي دادگاه حضور داشت كه هر دو ملبس به لباس بلند مشكي و دستمال سينه سفيد بودند در سمت راست رئيس دادگاه ميز دادستان قرار داشت كه او هم ملبس به لباس بلند مشكي بود و در مقابل ميز رئيس دادگاه يك ميز براي متهم و وكيل او و ميز ديگر براي نماينده سازمان تعليق مجازات و يا ساير اشخاصي كه حضورشان در دادگاه ضروري است تعبيه شده است بود در رديف دوم و پشت سر متهم والدين متهم و يا گواهان مستقر مي شوند.

رئيس دادگاه كه مردي حدودا 50 تا 55 ساله به نظر مي رسيد و آقاي Nieuwenhuijsen.J.W نام داشت از وكيل متهم اجازه گرفت كه هيأت ايراني در جلسه دادگاه حاضر شوند. پس از اخذ اجازه ما به نيم طبقه بالا كه مشرف به جلسه دادگاه بود و با يك ديوار شيشه اي از صحن دادگاه جدا مي شد راهنمائي شديم قبل از هر چيز رئيس دادگاه از متهم سؤال كرد كه يك هيأت از دستگاه قضائي ايران براي بازديد از سيستم قضائي هلند آمده اند و مي خواهند جلسه دادگاه را مشاهده نمايند از نظر شما اشكالي ندارد و متهم اعلام كرد خير، مجددا  رئيس دادگاه به متهم و وكيل وي اعلام كرد اجازه مي دهيد كه هيأت ايراني در جلسه دادگاه حاضر باشند و آنان در پاسخ اجازه دادند پس از آن رئيس دادگاه پرونده اي را كه به صورت يك كتاب مرتب و صحافي و منظم شده بود باز كرد و محاكمه آغاز گرديد:

خطاب به متهم ـ مي توانم شما را به اسم كوچك صدا كنم؟

متهم- بله

دادگاه- فرات، طبق گزارش پليس و ادعانامه دادستان اعلام شده است كه درون يك اتوموبيل قطعه اي مربوط به كامپيوتر بوده و تو آن را سرقت كرده اي جريان چه بوده است؟

متهم 17 ساله كه فرات نام داشت و از مهاجرين ترك بود اعلام كرد من سرقت نكرده ام افراد ديگري سرقت كرده اند و من مي خواستم آن دزد را بگيرم و او فرار كرد.

متهم- مي خواستم به صاحبش برگردانم.

دادگاه- مي خواستم به صاحبش برگردانم.

دادگاه- اگر تو دزدي نكرده اي چرا آن قطعه در دست تو بوده است؟

متهم- آن را از روي زمين برداشتم كه به صاحبش مسترد كنم.

دادگاه- گزارش پليس را خواند و شكايت شاكي را هم قرائت كرد و اظهارات شاهدان عيني را نيز قرائت نمود و گفت كسي كه در مغازه كار مي كرده و نزديك اتوموبيل بوده است جريان را تعريف كرده و ديده است كه دو نفر با دوچرخه موتوري آمده اند و اطراف اتوموبيل پرسه زده اند كه توجه شاهد جلب شده و مشاهده كرده كه يكي از اين دو نفر شيشه اتوموبيل را شكسته و رفته و نفر دوم. قطعه كامپيوتر را از درون اتوموبيل برداشته است كه شاهد به اتفاق دوستش سارق را دستگير كرده اند و متهم قطعه را انداخته و پليس آمده و متهم را دستگير كرده است. شاهد ديگر هم جريان امر را به همين شكل تعريف نموده است. متهم منكر اين داستان شد و گفت كه سرقت نكرده است.

دادگاه- چرا از عقب و پشت مغازه آمده اي؟

متهم- من وقتي صداي شكستن شيشه را شنيدم آمدم بيرون كه اين افراد را دستگير كردند.

دادگاه- آقاي دادستان سؤالي داريد؟

دادستان- خير.

وكيل مدافع اظهار داشت: شهود نمي توانند صحيح گفته باشند چون داخل مغازه بوده اند و بعد از اينكه شيشه اتوموبيل شكسته شده بيرون آمده اند و قادر به چهره نگاري متهم هم نبوده اند و موكل از درب جانبي مغازه رفته است.

دادگاه- مگر درب ديگري هم وجود داشته است؟

وكيل- بله، موكل سه هفته ديگر 18 ساله مي شود و او سرقت نكرده است و شهود اشتباه كرده اند.

دادگاه خطاب به متهم- قبلا محكوميت داشته اي يك بار براي رانندگي بي محابا مجبور شده اي كه 48ساعت كار كني، گزارشي هم از طرف شوراي حمايت از كودكان هست كه سال گذشته در پارك به عنوان مجازات جايگزين درخت قطع كرده اي و كار را هم خوب انجام داده اي و شوراي مراقبت از كودكان گزارش كرده كه چندين بار براي بازديد تو مراجعه نموده اند ولي حضور نداشته اي و گفته اند كه به مدرسه رفته اي مي خواهي چكار كني؟

متهم- مي خواهم به پلي تكنيك بروم و درس بخوانم.

دادستان در جايگاه خود ايستاد و گفت حرف متهم را باور ندارم و حرف شهود را باور مي كنم.

متهم- من سرقت نكردم.

دادستان- نوبت من است كه حرف بزنم و شما بعدا حرف خواهيد زد يك ربع ساعت متهم در درب عقب مغازه بوده و مي توانسته از درب عقب برود و ضرورتي نداشته كه از درب جلو برود.

وكيل متهم- تناقضات فراواني در گفتار شهود وجود دارد. مورد به مورد اين تناقضات را برشمرد كه يكي گفته از درب راست ماشين بوده و ديگري گفته درب چپ اتوموبيل بوده يا اينكه يكي از شهود گفته از مغازه بيرون رفته بود در حالي كه در جاي ديگر مي گويد از داخل مغازه جريان امر را ديده است يكي گفته همه بدون متهم در اتوموبيل بوده و جاي ديگر گفته فقط دست متهم در داخل اتوموبيل بوده است بنابراين تناقضات عديده اي وجود دارد و اظهارات گواهان شبيه شهادت كذب مي باشد.

دادگاه- آقاي دادستان حرفي داريد؟

دادستان- خير.

دادگاه- خطاب به متهم فرات آخرين دفاعات چيست؟

متهم- من سرقت نكرده ام و اگر كسي همدست من بوده بايد پيدايش مي كردند از طرفي اثر انگشت من روي اتوموبيل نيست من فقط آن قطعه را در دست داشتم.

دادگاه- دلائل كافي است شيشه اتوموبيل را به قصد  سرقت شكسته اي و قطعه اي را برداشته اي و چون دفعه دوم است كه مرتكب جرم مي شوي به انجام 60 ساعت كار اجباري محكوم مي شوي و دو هفته وقت داري كه تقاضاي تجديدنظر خواهي كني و ا گر تجديدنظر نخواهي بايد خود را به انجمن حمايت معرفي نمايي.

زمان انجام اين دادرسي و صدور حكم جمعا بيست دقيقه طول كشيد و دادگاه بلافاصله پرونده ديگري را براي دادرسي حاضر نمود و قبل از هر چيز از متهم و پدرش و وكيل او سؤال كرد كه يك هيأت ايراني آمده اند كه در جلسه دادگاه ناظر دادرسي دادگاه باشند آيا اجازه مي دهيد كه در جلسه حضور داشته باشند و قرار نيست كه اين حرفها در جايي زده شود. آنان اجازه حضور هيأت ما را دادند سپس دادگاه خطاب به متهم اعلام كرد آيا مي توانم شما را به نام كوچك صدا كنم و متهم موافقت كرد كه به نام كوچك ناميده شود متهم 17 ساله اهل مراكش و عبدل نام داشت. دادستان كيفر خواست زرد رنگي را قرائت نمود كه حكايت از سرقت از درون اتوموبيل توسط متهم دارد و متهم بدوا منكر سرقت شده و پس از اينكه با قاضي تحقيق بحث كرده اتهام را قبول نموده حالا هم قبول مي كند دادگاه خطاب به متهم چه اتوموبيلي بوده است؟

متهم- اتوموبيل بزرگ بود.

دادگاه- مي داني اتوموبيل متعلق به چي كسي بوده است؟

متهم- ابتدا نمي دانستم ولي بعدا شنيدم كه اين اتوموبيل مال پليس است.

دادگاه- با عده اي از نوجوانان بوده اي؟

متهم- بله چند نفر بوديم.

دادگاه- چه موقع بود؟

متهم- بعدازظهر بود.

دادگاه- اسامي كساني را كه با تو بودند بگو.

متهم- اشرف، موسي حمدان و...

دادگاه- جريان امر را تعريف كن.

متهم- يكي از بچه ها اطراف اتوموبيل قدم مي زد و گفت، چيزي درون اين اتوموبيل است و بچه ها آمدند و  آن چيز را داخل اتوموبيل ديدند.

دادگاه- تو كلاه بر سرداشتي؟

متهم- بله.

دادگاه- خودت سرقت كردي؟

متهم- بله.

دادگاه- مي داني كه پليس عمدا اين كار را كرده بود و دوربين در اطراف گذاشته بود و فيلم نحوه سرقت از اتوموبيل موجود است.

متهم- من اشتباه كردم و كار احمقانه اي انجام دادم شايسته مجازات هستم ولي هرگز به مركز نگهداري كودكان بر نمي گردم و درخواست مي كنم كه يك كار انجام بدهم.

دادگاه- به مدرسه مي روي؟

متهم- بله ترتيب رفتن من به مدرسه داده شده است و ادامه تحصيل مي دهم كه اتومكانيك بخوانم و 3روز هم در هفته كار كنم.

دادگاه- قبلا محكوم شده اي؟

متهم- بله قبلا محكوميت دارم و كار كرده ام و كار را خوب انجام داده ام و در زمين بازي كودكان كار كرده ام. دادگاه سابقه متهم را قرائت كرد كه چندين بار دستبرد به اتوموبيلها زده است و متهم اظهار داشت خير اولين بار است.

خانمي كه در پشت ميز سمت چپ متهم نشسته و به عنوان مددكار از مركز خدمات اجتماعي آمده بود اظهار داشت نظر ما مثبت است چون هر وقت اين پسر را خواسته ايم سرقرار حاضر شده است و نظارت كافي بر او داشته ايم و قبلا مجازات تعليقي داشته و تعليق مجازات براي او خوب و مناسب است و نبايد با آن بر و بچه هاي مراكشي مراوده داشته باشد چون بچه هاي خوبي نيستند و بايد در گروه و تيم ديگري وارد شود اين پسر قابل اعتماد است و اصلاح پذير مي باشد.

دادگاه خطاب به متهم- مي خواهي كار كني؟

متهم- بله مي خواهم كار آموزشي كنم و چون آموزش مكانيك ديده ام مي خواهم همان آموزش را ادامه بدهم.

دادگاه- با پدرت صحبت كرده اي؟

متهم- بعد از اين واقعه فقط يك بار والدينم را ديده ام.

مددكار- اقدامات نظارتي از ماه ژوئيه انجام شده ولي از ماه دسامبر گذشته خودش داوطلبانه همكاري مي كرده است.

دادستان- اقدامات اصلاحي چندان مؤثر نبوده است و گزارشي از انجمن حمايت از كودكان است كه متهم خيلي همكاري نكرده است.

مددكار- اين موضوع مربوط به گذشته است و حالا خوب شده است.

دادگاه خطاب به پدر متهم ـ مي داني پسرت چكار كرده است؟

پدر متهم كه چندان تسلطي به زبان هلندي ندارد مي گويد بله به او مي گويم برو كاري پيدا كن ولي او نمي رود.

دادگاه- پسرت به حرف تو گوش نمي دهد و از اتوموبيلها سرقت مي كند آيا به اين مددكار اعتماد داري؟

پدر متهم- بله

دادستان- مردم آن محل از گروهي كه متهم سرقت كرده است احساس ناامني مي كردند و پليس با هماهنگي دادستاني تصميم گرفت كه امنيت را برقرار كند و يك اتوموبيل در آن محل گذاشت و به وسيله دوربينهائي آن اتوموبيل را تحت كنترل قرار داد و فيلم مي گرفت افراد گروه دور و بر اتوموبيل پرسه زدند و متهم از درون اتوموبيل سرقت كرد و پليس پس از انجام سرقت توسط عبدل وارد عمل شد و او را دستگير كرد ابتدا عبدل منكر قضيه گرديد ولي وقتي كه فيلم را ديد اعتراف كرد و خواستار سه هفته بازداشت متهم با محاسبه هشت روز بازداشت قبلي وي مي باشيم و درخواست مي كنيم كه يك هفته از مجازات وي تعليق شود مشروط بر اينكه يك سال در فروشگاه ها و اماكن شلوغ حاضر نشود.

متهم- ماه رمضان در پيش است و من نمي خواهم در مركز نگهداري كودكان باشم و قبلا هم آنجا بوده ام و چند كيلو وزن كم كرده ام.

وكيل متهم- تقاضا دارم مدت دوهفته حبس موكل به انجام كار تبديل شود. دادگاه نهايتا با صدور حكم متهم را به تحمل سه هفته حبس با احتساب ايام بازداشت قبلي(يك هفته) و تعليق يك هفته از اين حبسها محكوم نمود و قرار شد متهم پس از تحمل يك هفته حبس و قبل از ماه مبارك رمضان از زندان آزاد شود.

از زمان شروع دادرسي تا پايان آن قريب نيم ساعت وقت سپري شد.

از خانم(Genitse.H.A) قاضي تحقيق دادگاه در دفتر دادگاه سؤالاتي شد و ايشان در پاسخ اعلام داشتند: روزانه معمولا 50 نفر متهم براي تحقيق مي آورند و در اطاق هايي از آنان تحقيق مي شود كه شيشه هاي اين اطاقها يك طرفه است و از بيرون اطاق داخل آن ديده نمي شود و قرارهاي بازداشت كه قضات صادر مي كنند ماهانه يك بار مورد بررسي مجدد قرار مي گيرد و سه نفر قاضي در خصوص ادامه يا فك قرار بازداشت موقت تصميم مي گيرند. در هلند 19 مجتمع قضايي وجود دارد كه هر كدام يك بخش دادگاه اطفال دارند و برحسب نياز در هر كدام چند قاضي تحقيق كار مي كند و دادگاه اترخت پنج قاضي تحقيق دارد هر كدام از قضات تحقيق چهل ساعت در هفته كار مي كنند. هلند داراي يك ديوان عالي كشور مي باشد و پنج دادگاه فرجام دارد و هر قاضي تحقيق روزانه حدود 12 فقره پرونده را رسيدگي مي كند و جمعه ها و ايام تعطيل حتي تا 20فقره پرونده هم مورد رسيدگي قرار مي دهند. احكام انتصاب قضات را ملكه هلند امضاء مي كند و از طرف او منصوب مي شوند. جمعيت اترخت حدود270 هزار نفر مي باشد و دادگاه اطفال آن روزانه 10 تا 12 پرونده را مورد رسيدگي قرار مي دهد.

• شوراي مراقبت و حمايت از كودكان

عصر روز چهارشنبه 8/8/81 از سازماني به نام شوراي مراقبت و حمايت از كودكان (the Child Care and Protecion Council) در شهر اترخت (Utrecht) بازديد كرديم هماهنگ كننده بخش عمومي اين شورا آقاي ميجرز(meijers) ضمن تشريح اهداف و وظايف اين شورا اعلام داشتند كه شوراي مذكور وابسته به دادگستري بوده و در جهت حفظ صيانت حقوق كودكان فعاليت دارد زيرا اعتقاد دارند كه كودكان بايد خوب پرورش يابند و در آينده فرد مفيد و صالحي براي جامعه باشند و چون به تنهايي قادر به حفظ حقوق خود نيستند چنانچه حقوق آنان به خطربيفتد همه بايد اقدامات جدي به عمل آورند و از آن كودك و حقوق از دست رفته اش حمايت كنند. ايشان مجموعه فعاليتها و اهداف شوراي مورد بحث را چنين بيان نمودند:

1- يكي از وظايف شورا اين است كه با تحقيقات خود سعي در كشف علل و انگيزه وقوع جرم دارد و در صورتي كه علت يا علل بزهكاري اطفال معلوم شد درصدد رفع آن علل و جلوگيري از تكرار جرم برمي آيد.

2- چنانچه والدين اطفال از همديگر جدا شوند و يا اينكه والدين قادر به نگهداري و حمايت از طفل خود نباشند اين شورا وارد قضيه شده و از آن كودك حمايت و مراقبت مي نمايد.

3- چنانچه پرونده طفل بزهكار به مرجع قضايي ارسال شد همزمان گزارشي از ما وقع به شوراي مراقبت از كودكان ارسال مي گردد و اين شورا با بررسيهاي همه جانبه خود اطلاعات و گزارشي جامعي از وضع زندگي و سابقه نوجوان خاطي تهيه نموده و در اختيار دادگاه اطفال قرار مي دهد و پيشنهاد مي شود كه چه مجازاتي براي آن طفل متناسب است و معمولا قضات دادگاههاي اطفال به اين گزارشها ترتيب اثر مي دهند و مجازات پيشنهادي را اعمال مي كند.

4- چنانچه دادستان كودك بزهكار را مكلف به انجام كار به جاي مجازاتهاي ديگر نمايد مراتب به شوراي حمايت از كودكان اعلام مي شود همچنين در صورتي كه دادگاه تصميم بگيرد كه كودك بزهكار كار عام المنفعه و يا كارهايي شبيه اداره هالت انجام دهد مراتب به شوراي حمايت از كودكان منعكس مي شود تا برعملكرد كودك خاطي نظارت نموده نتيجه حسب مورد به دادستان و يا دادگاه مربوط اعلام گردد و قاضي دادگاه معمولا نوع كاري را كه كودك بايد انجام دهد معلوم نمي كند بلكه فقط تعيين مي كند كه كودك مذكور چند ساعت كار عام المنفعه انجام دهد و اين شوراي مراقبت از كودكان است كه نوع كار را به تناسب وضعيت كودك و بزهي كه انجام داده است معلوم مي نمايد(گرچه قاضي دادگاه هم حق تعيين نوع كار را دارد) كارهايي كه اين قبيل كودكان معمولا انجام مي دهند عبارتند از كار كردن در بيمارستان(نظافت كردن)، كار كردن در كارگاه بازيافت، كاركردن در اماكن عمومي، كاركردن در جنگلها، كاركردن در زمين بازي كودكان، غذا دادن به حيوانات كه اين كارها بعضا به تنهايي و يا به صورت گروهي انجام مي شود.

5- چون هدف از اين كار كردنها كسب تجربه براي كودك خاطي است شورا نظارت مي نمايد كه اين تجربه ها مفيد واقع شود و به شخصيت كودك هم لطمه نزند لذا با اين كودك خيلي عادي برخورد مي شود و كسي متوجه نمي گردد كه اين كارها به خاطر مجازات است و كودكان مذكور با لباسهاي عادي ظاهر مي شوند و از كار كردن لذت مي برند.

6- جنبه آموزشي كارها به كودك تفهيم مي شود و به او يادآوري مي نمايند كه عواقب كارهاي نادرست چيست و چون كارهاي مورد بحث مجاني است و در اوقات فراغت كودك اجراء مي شود به او تفهيم مي شود كه در صورت تكرار جرم بايد وقت خود را براي كار كردم مجاني هدر دهد و در واقع عبرت گيري از عملكرد را به او يادآوري مي نمايند.

7- چنانچه كودك بزهكار، كارهاي محوله را انجام نداد و يا در وقت مقرر حاضر نشد و يا با تأخير حضور يافت مراتب به دادستان يا دادگاه اعلام مي شود كه با آن كودك برخورد قضايي نمايند.

8- از وظايف مهم شورا اين است كه به دادگاه توصيه مي نمايند كه به جاي انجام كار براي آن كودك يا نوجوانان بزهكار شكل خاصي از آموزشها ترتيب داده شود و چنانچه دادگاه اين پيشنهاد را قبول كرد شوراي مراقبت از كودكان برنامه آموزشي خاصي را با توجه به نوع بزه ارتكابي و با درنظر گرفتن شخصيت كودك و عوامل ديگر آموزشهاي زير اعمال مي كند:

- آموزش مهارتهاي اجتماعي

- آموزش اطلاعات رفتارهاي جنسي متعادل

- آموزش نحوه كنترل خشم و احساسات خشن

- آگاهي از عواقب جرائم

و پس از اتمام دوره آموزشي و يا انجام كار تنبيهي، گزارشي در مورد نحوه اجراي حكم به مرجع قضائي مربوط ارسال مي گردد.