|

رضا
جعفري
معاون
قضايي دادسراي تهران
قسمت
آخر
• مركز
تعليق مجازات
عصر روز پنجشنبه 9/8/81 از سازماني به نام مركز تعليق مجازات (Office
Of Juvenile Probbation Service)
در شهر رتردام بازديد كرديم. رئيس به اتفاق دو نفر از كاركنان ارشد اين
مركز در تشريح اهداف و عملكرد مركز تعليق مجازات اظهار داشتند: از چند
دهه قبل نهاد هاي غير دولتي كه براي حمايت از كودكان تأسيس شده بودند
عملكرد خوب و مثبتي را در برخورد با قضايا و حل و فصل مشكلات نوجوانان
داشتند و كم كم دولت معتقد شد كه اين نهاد ها مفيد و سازنده هستند و
دست به حمايت و ترويج آنان زد و ارتباطات دولتي در اين بخش بيشتر شد تا
جايي كه مركزي موسوم به تعليق مجازات در قانون هلند پيش بيني گرديد اين
مركز علي رغم اينكه بودجه دولتي دارد و از حمايت دولت برخوردار است
وليكن وابسته به وزارت خانه اي نمي باشد و به صورت مستقل عمل مي كند.
هدف اصلي تشكيل اين مركز اين است كه از تكرار جرم توسط نوجوانان بزهكار
جلوگيري شود و سعي و تلاش بر اين است كه زمينه هاي ارتكاب جرم را در
بين كودكان از بين ببرد و فرصت وقوع جرم را از كودك بگيرند. تحقيق و
تفحص در مورد وضعيت خانوادگي و شرايط تحصيلي يا كاري و همچنين تحقيق در
مورد شخصيت كودكان و يا نوجواناني كه مرتكب بزه شده اند در حيطه وظايف
شوراي مراقبت و حمايت از كودكان است و هر گاه اين شورا متوجه شود كه
علت ارتكاب جرم يكي از عوامل مذكور مي باشد موضوع را فورا به مركز
تعليق مجازات گزارش مي دهد كه اين مركز وارد عمل شود و وظيفه مركز
تعليق مجازات از اينجا شروع مي شود. اين مركز دو وظيفه اصلي دارد يكي
اينكه به دادگاه توصيه مي نمايد كه مجازات تعليقي، در مورد كودك بزهكار
مؤثرتر است يا خير و ديگر اينكه در صورت موافقت دادگاه با اجراي مجازات
تعليقي در ايام تعليق نظارت لازم را در مورد كودك بزهكار اعمال نمايد.
در هر مرحله اي اجراي تعليق مجازات كودك مذكور تخلفي از برنامه هاي
پيش بيني شده نمايد مراتب به دادستان مربوط گزارش مي شود كه مجازات
تعليقي متهم به حبس تبديل گردد و در طول سال هم دو بار نتايج كار را به
مقامات قضايي مربوط گزارش مي دهند.
تحقيقات مربوط به وضعيت خانوادگي، شرايط تحصيلي، اوقات فراغت و آزاد
فعاليت كودك با همكلاسيها و دوستان همسن وسالان او از جمله فعاليتهاي
اين مركز است و در مورد اين قبيل كودكان بررسي مي شود كه اصولا لازم
است به دادگاه بروند يا خير و اگر قرار باشد به دادگاه بروند بايد
پيشينه آنان معلوم گردد و به دادگاه مرجع قضايي گزارش و پيشنهاد شود كه
چه حكمي براي آن كودك مناسب تر است و در اين قبيل موارد به جنبه آموزشي
و تربيتي كودك توجه خاصي مبذول مي شود و اگر كودك بزهكار خود را با خط
و مشي تعيين شده توسط مركز تعليق مجازات تطبيق دهد در زمان برگزاري
جلسه دادگاه نماينده اين مركز در جلسه دادرسي حاضر شده توصيه هاي لازم
را به دادگاه ارائه مي نمايد و گر چه تصميم گيري نهايي با دادگاه است
وليكن غالبا پيشنهادها و توصيه هاي مركز تعليق مجازات در تصميمات
دادگاه مؤثر خواهد بود و در شدت و ضعف مجازات تأثير مي گذارد دامنه اين
مراكز گسترش داشته و در حال حاضر 15تا20 مركز در سراسر هلند فعاليت
دارند.
اين مركز معمولا از مرجع قضايي درخواست تعليق و تخفيف مجازات مي نمايد
و نمي تواند پيشنهاد تشديد مجازات بدهد و مي تواند به دادگاه پيشنهاد
بدهد كه به جاي حبس و نگهداري كودك در زندان ( مركز مراقبت كودكان) از
او خواسته شود كه كار و خدمات عام المنفعه اي بكند و يا الزام به آموزش
موضوع خاصي شود و اگر كودك بزهكار به حبس تعليقي محكوم شد بايد به وي
تفهيم شود كه ظرف مدت تعليق مجازات جرمي انجام ندهد و با دوستان ناباب
خود مراوده نداشته باشد و درخلال اين مدت تحت نظارت مركز تعليق مجازات
قرار مي گيرد و اگر مراعات نكرد مراتب به دادگاه اعلام مي شود كه آن
كودك را به حبس اعزام نمايد.
تيمهاي مددكاري اين مركز متشكل از 12 تا 16 نفر مددكار اجتماعي مي باشد
و در هر تيم يك متخصص علوم رفتاري عضويت دارد. در هر اطاق معمولا 3 تا
4 نـفر از اين مـددكاران كار مـي كنند و مشاوره مي نمايند و اعضاي تيم
هر هفته براي تبادل نظر و تعيين خط مشي كلي دور هم جمع مي شوند و هر
دو هفته يك بار نيز مسائل سازماني و آينده او خود سياست گزاري تيمها
مورد بررسي قرار مي گيرد و سالانه يكي دو بار يا مقامات قضايي جلسه
مشترك برگزار مي شود و در اين جلسه نقطه نظرات قضايي و پيشرفت كارها و
روشهاي جديد و مؤثر مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد و چون هدف نهايي اين
است كه نوجوانان خوب شوند و شناخت خوبي از قضاياي اجتماعي داشته باشند
لذا خط مشي هاي جديد و بهتري ترسيم مي گردد و نحوه برخورد با قضايا
تغيير پيدا مي كند و مسائل تربيتي روز مطرح مي گردد.
•روش
كار مركز تعليق مجازات
بد نيست كه روش كار اين مركز را در قالب يك نمونه بررسي نموده نحوه
عملكرد را بررسي نماييم. به عنوان مثال فرض كنيد يك نوجوان بزهكار از
لحاظ تربيتي و پرورشي مشكل دارد و پدر و مادرش از همديگر جدا شده اند و
پدر الكلي مي باشد و كودك از نظر درسي و آموزشي وضعيت خوبي ندارد و
مرتبا با آموزگاران خود اختلاف دارد. هم كلاسيهايش او را تحويل
نمي گيرند و دائما با او درگيري دارند.
اين كودك دوستان نابابي دارد و شبها ديرتر از حد معمول به منزل
بر مي گردد وضع مالي مادرش هم خوب نيست و قادر به خريد و تهيه لباسهاي
گران قيمت براي او نمي باشد و اين در حالي است كه دوستان آن كودك
لباسهاي گران قيمت مي پوشند و كودك مزكور هم دلش مي خواهد از اين
لباسها بپوشد اين كودك چندين بار با پليس درگيري داشته و آخرين بار
به خاطر سرقت از داخل اتومبيل به مجازات تعليقي محكوم شده و به مركز
تعليق مجازات معرفي گرديده است حال عملكرد مركز در خصوص اين كودك چيست؟
مركز تعليق مجازات پس از مصاحبه با نوجوان بزهكار برنامه و خط مشي
مخصوصي را براي او تنظيم مي كند و به او تذكر مي دهد و تفهيم مي نمايد
كه چنانچه از اين برنامه تخطي نمايد مجازات تعليقي او لغو و بلااثر
مي گردد و براي تحمل مجازات به زندان معرفي خواهد شد سپس برنامه مركز
به شرح زير اجراء مي شود:
1-مشكلات كودك بزهكار كه در خانواده داشته مورد بررسي قرار مي گيرد و
با مادرش مذاكره مي شود.
2-عنداللزوم از مؤسسات متخصص نيز خواسته مي شود كه به خانه آن كودك
سرزده و مسائل و مشكلات خانوادگي او را از نزديك بررسي كنند.
3-چنانچه علت ناآرامي كودك جدايي پدر و مادر باشد و مادر قادر به
نگهداري كودك نباشد پس از اخذ نظريه شوراي مراقبت و حمايت از كودكان
ممكن است كه اين كودك به شبه خانواده اي تحويل شود.
4-مشكلات كودك مذكور كه در مدرسه داشته است مورد بررسي و تجزيه و تحليل
قرار مي گيرد و يك مددكار مأمور مي شود كه ضمن تماس با نوجوان خاطي و
مدرسه او و تماس با معلمين و اولياي مدرسه، مشكلات موجود را بررسي
مي نمايد و سعي مي كند كه حس اعتماد به نفس را در آن كودك تقويت نمايد
و به او يادآوري كند كه داشتن مدرك تحصيلي و طي مدارج بالاتر چه تأثيري
در زندگي و آينده او خواهد داشت و او را تشويق مي كند كه ديپلم خود را
بگيرد و علائق و اهداف آن كودك را كشف نموده و راهنماييهاي لازم را به
او مي كنند.
5-چنانچه كودك علاقه به ورزش و يا كارهاي هنري دارد او را به باشگاه
ورزشي و يا كلاسهاي هنري معرفي مي نمايند چون تجربه نشان داده كه در
چنين مواردي كودك علاقمندي بيشتري براي ادامه ورزش و يا هنر از خود
نشان مي دهد.
6-چنانچه دوستان آن كودك ناباب بوده و افراد صالحي نباشند به نوجوان
مستقيما توصيه نمي شود كه رفت و آمد و مراوده خود را قطع نمايد بلكه
زمينه هاي تماس با آن دوستان را قطع كنند.
7-كودك بايد تا حدودي پول تو جيبي داشته باشد لذا به او كمك مي شود كه
يك كار مناسب پيدا كند و اطلاعاتي راجع به مشاغل در اختيارش قرا ر مي دهند
ضمنا يادآوري مي نمايد كه در كشور هلند افراد بالاي ده سال قانونا حق
كار كردن دارند و تا 16سالگي اجبارا بايد به تحصيلات خود ادامه دهند و
چنانچه ترك تحصيل نمايند مرتكب جرم شده اند و اجبار مي شوند كه براي
ادامه تحصيل به همان مدرسه بروند. پيدا كردن كار براي كودك صرف نظر از
اينكه وضع مالي او را خوب مي كند و قادر مي نمايد كه لباس مورد علاقه
خود را بخرد از نظر پر كردن اوقات او نيز مؤثر است و فرصت مراوده با
دوستان ناباب را از او مي گيرد.
مأمورين مركز تعليق مجازات به صورت هفتگي با كودك مورد بحث تماس دارند
و همچنين با والدين او و معلمين و مربي ورزشي و هنري اش و سرپرست محل
كارش در تماس هستند و همگي سعي مي كنند اين كودك را به زندگي اميدوار
كرده و او را به شيوه هاي مختلف تشويق به زندگي عادي نمايند و غالبا هم
اين مراقبتها و برنامه هاي تنظيمي به نتيجه مي رسد و كودكان بزهكار از
رفتار نادرست گذشته خود دست برمي دارند و چنانچه در هر مرحله اي تذكرات
مركز را ناديده گرفته و از برنامه هاي آن تبعيت نكنند مراتب به دادستان
اعلام مي شود كه كودك بزهكار را بازداشت نمايد و تعليق مجازات او لغو
شود.
•مركز
پليس بين الملل
صبح روز جمعه 10/8/81 از مركز اينترپول (پليس بين المللي ) هلند در
لاهه بازديد به عمل آمد رئيس اين مركز اطلاعاتي را در خصوص پليس و
همكاريهاي بين المللي پليس هلند در اختيار هيأت گذاشتند كه قسمتهاي
عمده آن به شرح زير اعلام مي گردد:
در هلند 45هزار نفر نيروي پليس وجود دارد كه 33هزار نفر آن نيروي
عملياتي و اجرايي و ملبس به لباس اونيفورم هستند و 12هزار نفر نيز به
صورت ستادي و اداري كار مي كنند 16درصد از كل نيروي پليس، زن و بقيه
مرد مي باشند. كشور هلند پليس ملي و سازمان متمركز پليس ندارد وبه صورت
منطقه اي عمل مي كنند و در حال حاضر داراي 25منطقه پليس هستند و هر
كدام از اين مناطق براي خود خط مشي خاصي را ترسيم مي كند. كوچكترين
حوزه پليس در حدود 500نفر افسر دارد. پليس از نظر سلسله مراتبي تحت نظر
وزارت كشور مي باشد و وزارت دادگستري هم بر عملكرد آن نظارت دارد و در
سطح شهرها از شهردار ( فرماندار ) و دادستان كسب تكليف مي كنند.
بزرگترين مركز پليس هلند در شهر آمستردام قرار دارد كه قريب 5000 نفر
نيرو دارد. در هلند به ازاي هر 357 نفر شهروند يك نفر خدمت مي كند كه
در سطح اروپا پايين ترين نسبت را دارد وليكن با اين حال امنيت خوبي
برقرار است و احساس مي شود كه بايد تعداد بيشتري پليس استخدام شود و
معمولا يكي از شعارهاي انتخاباتي وكلاي مجلس اين است كه (چنانچه من
انتخاب شوم امكانات بيشتري براي پليس ايجاد مي كنم و تعداد بيشتري پليس
انتخاب و استخدام خواهيم كرد). وزارت كشور صرفا از نظر مادي و بودجه اي
پليس را حمايت مي كند و خط مشي كاري را شهردار (فرماندار) ترسيم مي كند
و اولويتها را معلوم مي نمايد چون شهردار مسؤول نظم عمومي است و
دادستان هم به لحاظ اينكه مسؤول پيگيري جرائم است دستورهايي را به پليس
مي دهد كه پليس مجري دستور دادستان مي باشد. در رأس پليس منطقه يك
كميسيونر پليس وجود دارد كه فرمانده آن منطقه محسوب مي شود و در هر
منطقه چند بخش وجود دارد و توسط رئيس اداره مي شود. در هر بخش واحدهاي
مختلفي از قبيل امور جنايي، محيط زيست، مواد مخدر، نيروهاي ويژه و
ضربت، امور اتباع بيگانه، گذرنامه، راه آهن ترافيك ، ديپلماتها،
كشاورزي و جنگلها، گمركات و ... وجود دارد.
هلند يك جامعه باز و مهاجر پذير و توريستي مي باشد و شما ممكن است 5 يا
6 سال در اين كشور زندگي كنيد و حتي يك بار هم پليس با شما برخورد نكند
و حتي گذرنامه شما را هم كنترل نكند مگر اينكه موردي پيش بيايد و به
مركز پليس مراجعه كنيد.
در حال حاضر 8 مركز همكاري هاي پليس بين الملل در هلند وجود دارد و اين
كشور با اتحاديه اروپا همكاري دارد و تعدادي از نيروهاي پليس در بوسني
و هرزگوين خدمت مي نمايند. از نظر رتبه بندي سابق بر اين فقط پليس عادي
و پليس ارشد وجود داشت ولي اخيرا تغييراتي به وجود آمده و درجه بندي
بيشتري شده اند بدين نحو كه بعضي از مأمورين پليس پس از طي يك دوره شش
ماهه آموزشي مسؤول گشت زني و بررسي جرائم كوچك مي شوند و در واقع چشم و
گوش اداره پليس هستند و افسران پليس 16 ماه دوره آموزش مقدماتي و در
حدود چهار سال دوره آموزشي افسري مي بينند و در بدو استخدام حدود
1800يورو (معادل يك ميليون و 404هزار تومان) حقوق مي گيرند و افسراني
كه حدود 20 سال سابقه خدمت دارند در حدود 2400 يورو (حدود يك ميليون و
920هزار تومان) حقوق دريافت مي نمايند و كميسيونرهاي عالي حقوقي معادل
4000 تا5000 يورو (بين3ميليون و 200هزار تا 4ميليون تومان) دريافت
مي كنند و از مزاياي جنبي مانند خانه سازماني و اتوموبيل هم
استفاده مي نمايند.
•اداره
حمايت از قربانيان
عصر روز جمعه 10/8/81 به ستاد مركزي پليس شهر لاهه مراجعه شد بدوا خانم
(mika
mekyan) رئيس بخش نوجوانان پليس مطالبي را درخصوص علت تشكيل پليس
نوجوانان بيان كردند و اظهار داشتند در حدود 40 سال قبل يعني 1960
احساس شد كه نياز به تشكيل واحدي در اداره پليس براي بررسي امور
نوجوانان مي باشد و تعدادي از مأمورين پليس براي انجام امور نوجوانان
به كار گرفته شدند در دهه 70 تا 80 اين كار توسعه پيدا كرد و در حدود
15 تا 20 نفر در اين مركز به كارهاي نوجوانان مي پرداختند در دهه 90 كه
تجديد ساختار كرديم تصميم گرفته شد كارآگاهاني براي نوجوانان اختصاص
داده شود و اين كارآگاهان در كلانتريها (مراكز پليس) مستقر مي شوند و
به صورت غير متمركز كارهاي مربوط به نوجوانان را انجام مي دهند اين
افسران آموزشهاي ويژه اي ديده اند و به جز كارهاي مربوط به نوجوانان
كار ديگري انجام نمي دهند و پس از اينكه مأمورين پليس گشتي به نوجوانان
بزهكاري برخورد كردند او را به مركز پليس مي آورند و براي ادامه
تحقيقات و پيگيري پرونده به افسران مخصوص امور نوجوانان تحويل مي دهند
ضمنا افسران مربوط به نوجوانان با مراجعه به مدارس آموزشهاي لازم را به
دانش آموزان مي دهند.
خانم(Evely
Kum) احد از افسران پليس نيز طي سخناني اعلام داشتند: وقتي كه با
يك قرباني و زيان ديده از جرم روبه رو مي شويم سعي مي كنيم از نظر
احساسي به او كمك كنيم و چنانچه توانايي داشته باشد روي پاي خود بايستد
سعي مي شود كه كارهايي را خود قرباني انجام دهد و واحدي به نام
راهنمايي قربانيان در بخش ما وجود دارد و افرادي هستند كه قربانيان جرم
را راهنمايي مي كنند تا خسارات او جبران شود.
ما يك خط تلفن داريم كه به صورت 24ساعته در اختيار مردم است و
مي توانند با ما تماس بگيرند و راهنمايي شوند ما با مؤسسات و
سازمانهايي همكاري داريم و قربانيان جرم را به آن سازمانها معرفي
مي كنيم تا مورد حمايت قرار گيرند و به آنان كمك شود ما به منزل قرباني
و زيان ديده مراجعه مي كنيم و او را تسكين مي دهيم ما از طريق بيمه هم
رفع خسارت مي كنيم و قربانيان راهنمايي مي شوند كه به چه طريقي خسارات
خود را از بيمه دريافت كنند. افرادي هستند كه به صورت داوطلب با پليس
همكاري مي كنند و با همفكري آنان مشكلات پيش آمده براي قربانيان تقليل
پيدا مي كند.
چنانچه خانمي مراجعه كرد و شكايت نمود كه همسرش او را كتك زده است ما
به همراه او به دادگاه مي رويم و كمك مي كنيم تا ادعاي خود را به
دادگاه بگويد و خسارات خود را بگيرد . چنانچه ضرورت داشته باشد از
اداره خدمات اجتماعي (تأمين اجتماعي) مي خواهيم كه به قرباني كمك كند و
مشكلات مادي او را حل نمايد.
ما صندوق كوچكي داريم كه از طريق آن مبالغي را به قربانيان پرداخت
مي كنيم و 24ساعته در خدمت قربانيان هستيم و در اوقات فراقت غير اداري
كشيك داريم كه اگر اتفاقي افتاد فورا كمك كنيم و فرقي نمي كند كه چه
زماني است هر وقت كه اتفاقي افتاد و نيازي بود يكي از افسران اين بخش
فورا در محل حادثه حاضر مي شود و كمك مي كند.
سازمان حمايت از قربانيان هلند بودجه ما را مي پردازد و حتي به كساني
كه در استخدام ما نيستند ولي كارهايي را انجام مي دهند دستمزد پرداخت
مي كنيم . بعضي از افراد خير هم كمك مادي مي كنند و بعضي از سازمانها
هستند كه خدمات رايگان در اختيار ما مي گذارند.صندوق حمايت از قربانيان
از نظر مالي تحت پوشش دولت است و به صورت هيأت امنايي اداره مي شود و
يكي از اعضاي آن برادر شوهر ملكه هلند مي باشد. |