نقد نگارشي يك رأي

اشاره: آرزو داشتن به اين كه بتوان يكباره لغزشهاي نگارشي را در همه قلمها و نوشته ها از ميان برداشت، بي گمان آرزويي است نا برآوردني. چرا كه زبان فارسي در درازاي هزاره يي كه پس پشت نهاده است هميشه چونان گلي بوده است كه جفاي خار را در كنار داشته است. اما تلاش براي كم كردن اين گونه لغزشها و پيراستن دامن زبان از كجروي و نا آگاهي تلاشي خواهد بود ارجمند و ستودني.اكنون تا بر بلنداي قامت استوار زبان فارسي نگاهي داشته باشيم كنجكاوانه و ويراستارانه به رأي ديگري نگاه مي  كنيم كه در سال81 از سوي دادرس دادگاه عمومي تهران صادر شده است:

رأي دادگاه:

 «در خصوص شكايت آقاي سيد رضا طاهري عليه آقاي داود نظريان دائر بر خيانت در امانت نسبت به يكدستگاه اتومبيل پرايد شماره شهرباني 352 ط 34 - تهران- 11 با توجه به شكايت شاكي و گزارش ضابطين دادگستري و مدارك و مستندات پيوست و اينكه متهم بعلت مجهول المكان بودن از طريق انتشار آگهي در روزنامه احضار لكن عليرغم مضي مدت مقرر قانوني بدون عذر موجه در دادگاه حاضر نگرديده و در قبال اتهام وارده دفاعي به عمل نياورده است لذا دادگاه بزهكاري نامبرده را محرز و مسلم دانسته و مستندا به ماده 674 ق . مجازات اسلامي متهم مذكور را به تحمل يكسال حبس تعزيري محكوم مي نمايد. رأي صادره غيابي و قابل واخواهي در اين دادگاه است.»

همچنان كه ملاحظه مي فرماييد ولابد پيش از من به لغزشهاي نگارشي موجود در متن رأي پي برده  ايد، رأي را داراي لغزشهايي مي بينيم از اين دست:

1-در شناساندن شاكي و مشتكي عنه به نحو كامل كوتاهي شده است، اين در حالي است كه در ديباچه رأي كه به عنوان گردش كار تنظيم مي شود نيز همچنان جز نام و نام خانوادگي شاكي و مشتكي عنه ديده نمي شود. احتياط ايجاب مي كند كه وقتي قرار است حكمي در روزنامه انتشار يابد، به ويژه متهم به گونه يي باز شناسانده شود كه از جهت تشابه اسمي دامن ديگران را نگيرد يا دامنه فراگيري محدودتري داشته باشد.

2-خيانت كردن در امانت نسبت به يك دستگاه پرايد، مفهومي ندارد چرا كه در نهايت اتومبيل مي تواند موضوع جرم قرار گيرد نه محمول آن، پس بهتر بود كه نوشته مي شد موضوع يك دستگاه پرايد يا در مورد يك دستگاه پرايد يا عبارتي شبيه به اين ها.

3- واژه دائر اگر چه عربي است و مي تواند داراي همزه باشد اما گفته بوديم كه در جهت همزه زدايي از خط فارسي سزاوارتر است كه آن را به صورت داير بنويسيم.

4- نوشتن تركيب يكدستگاه به گونه پيوسته، نادرست است. چرا كه در ضمن سفارشها و آيين نگارش يادآوري كرده بوديم كه عدد از معدود هميشه جدا نوشته مي شود، بايد بنويسيم شش ماه و نه ششماه،بايد بنويسم يك دستگاه و نه يكدستگاه.

5- جمع بستن ضابط به نشانه « ين» درست نيست و ما گفته بوديم كه نشانه هاي جمع فارسي بيرون از دو صورت نيست يا مفرد را با «ان» جمع مي بنديم يا با «ها»، پس ضابطان دادگستري درست است نه ضابطين.

6- در تركيب هاي اينكه - بعلت - عليرغم- بعمل - بماده - يكسال، جدا نويسي سفارش شده است. يعني بايد بنويسيم : اين كه، به علت، علي  رغم، به عمل، به ماده و يك سال.

7- عبارت «در روزنامه احضار» عبارت ابتري است كه تمام نشده مي نمايد. لازم است كه جمله به گونه اي تمام شود. بنابراين بايد نوشته مي شد: احضار شده است، چراكه نخستين فعلي كه بعد از فعل محذوف احضار آمده است، نگرديده مي باشد كه با صورت منفي خود نمي تواند جاي فعل مثبت احضار شده است را پر كند.

8- استفاده از مشتقات فعل گرديدن به جاي شدن درست نيست.

9- تركيب «اتهام وارده»، درست نيست و در زبان فارسي لزومي ندارد نويسنده خود را به مشقت ها و تكلف هاي انطباق صفت و موصوف به لحاظ تذكير و تأنيث دچار كند.

10- همچنين فعل «مسلم دانسته» به همين صورت اصلا رسا نمي نمايد .دادرس دادگاه مي توانست بنويسد: «مسلم مي داند».

11-به كار بردن وجوه فعلي «نمودن» به جاي «كردن» در عبارت «محكوم مي نمايد» درست نيست و ما بارها اين را يادآوري كرده ايم .

12- عبارت «رأي صادره» به همان دليل كه در فقره 9 يادآور شديم درست نيست.

13-انتظار دارد همكاران محترم قضايي ( بويژه) و هر نويسنده ديگري كه متني را مي نگارد، سختگيرانه و در همان حال بردبارانه نوشته خود را يك بار از نظر بگذرانند و آن گاه پس از اعمال ويرايش هاي بايسته و شايسته به امضا و آن گاه به پراكندن آن دست بزند.