|

يكي از مشهورترين قضات عصر تيموري، قاضي قطب الدين عبدالله امامي قاضي
هرات است كه فرمان گماشته شدن پدرش به منصب اقضي القضاتي خراسان و حكم
نيابت خود او به شرح زير است:
«همم همايون به مقتضاي «الملك و الدين توأمان» بر آن مصروف و معطوف است
كه همواره اعلام دين قويم به اعلاء تمشيت ما معلا، و مشارع شرع مستقيم
از شوايب شبهه و ريا مصفا باشد و بي شبهه، ثبوت اين معامله جز به وثيقه
بينات نصفت و شهود عدالت قضات اسلام و علماي اعلام... استحكام
نمي يابد، سيما طايفه شريف القدر اماميه «خاندان قضات سني مذهب هرات»
كه عصرها و قرن ها أبا عن جد ... نص مبرم « عدل القاضي في القضيه خير
من عباده الثقلين» را نصب العين ضمير منير خبير ساخته، اقضي القضات
خراسان بوده اند.
چون ... شريعت آيات ... مولانا شمس المله و الدين عبدالله الامامي ...
انوار اهليت و قابليت اين امر خطير ... به شركت جناب شريعت مآب مولانا
زاده ... قطب المله و الدين محمد الامامي... مفوض ... مقرر آن كه در
جميع امور اقتدا به آثار اشراف اسلاف خود نموده ... در تحقيق قضاياي
شرعيه بر سبيل مشاركت مناهج شريعت ... اهتمام به تقديم رسانند.»«2»
در فرمان ديگر درباره قطب الدين امامي آمده است:
«چون جناب مولانا قطب الدين محمد الامامي ... در قطع معاملات شرعيه و
نسق مهمات دينيه... بنابر اين منصب قضا و حكومت شرعي دارالسلطنه هرات و
توابع و مضافات آن به موجب پروانه چه ... بدو مفوض گشته، مقرر شد كه
... به حبل المتين «فاحكم بين الناس بالحق» ... مستوثق ... به موجب
فتواي ائمه اسلام عمل نمايند.«3»
پس از فوت او فرزندش صدر الدين محمد (وفات 838 ق / 1434 م ) به همان
سمت منصوب شد و به گزارش مورخان هم عصرش، «مدتي مديد در دارالسلطنه
هرات و توابع و مضافات به لوازم امر جليل القدر قضاء قيام مي نمود و در
فيصل قضاياي فرق برايا طرق امانت و ديانت مسلوك داشته اصلا ميل مداهنه
نمي فرمود، به جودت و حدت ذهن اتصاف داشت».«4»
ديگري، قاضي نظام الدين محمد هروي (وفات 900 ق / 1494 م) است.
او به اصرار سلطان حسين بايقرا منصب قضاي هرات را پذيرفت«5» و سومين
مولانا نظام الدين احمد خوافي كه پس از مولانا كمال الدين شيخ حسين به
منصب قضا و احتساب رسيد. چهارم؛ مولانا حسين واعظ كاشفي است كه مدتي
قاضي سبزوار بود و بعد استعفا كرد و فرمان سلطان بايقرا راجع به قبول
استعفاي او به وسيله نجيب مايل هروي چاپ شده است بدين عبارت: «چون ...
حسين الكاشفي البيهقي... در بلده فاخر سبزوار و ساير مواضع بيهق چون
حكومت قضاياي شرعيه را از مشاراليه اولي و اليق نبود، زمان دولت سلطان
خدمت ايشان را ... به اختيار منصب شريف قاضي القضاتي آنجا تكليف و بعد
از اجابت و امتثال فرمان وافي و مدت اشتغال به نسق مهمات دنيوي ...
زمان اهتمام ايشان را به صوب استغفار مهم خطير قضا مصروق داشته، و چون
نوبت دولت ما نيز به اقتضاي لوازم همان امضاي حكم قضاي سابق به اسم
سامي ايشان فرموده و مدتي متمادي اشتغال نموده، در اين ولا ملاحظه همان
موانع... به وسيله انواع التماس و استعطاف از تعهد منصب قضا معذور و
معاف گشتند».«6»
پي نوشت:
1-
امين ، سيد حسن ،« مقدمه » ، شواهد النبوه (تأليف عبدالرحمن جامي)،
تهران ، ميركسري،1379 صص 18-19.
2- مايل هروي ، نجيب ، «تعليقات» ، مقامات جامي ، ص 274.
3- همو ، همانجا ، ص 275.
4- حبي السير ،ج 4 ، ص 13.
5- مزارات هرات.
6- مايل هروي ، نجيب، تعليقات مقامات جامي ، تهران، نشر ني ، 1371 . ص
229.
|