|

قانون
مهمترين فاكتور پيشگيري از جرم
گفت و گو با منصور ياورزاده يگانه
گفت و گو با منصور ياور زاده يگانه، قاضي و دادرس با سابقه ويژه قتل كه
به تازگي بازنشسته شده موضوع گزارش ويژه شماره پيشين بود كه در آن از فراز
و نشيب هايي صحبت شد كه وي در سال هاي فعاليت خود در اين حوزه سپري
كرده است. اكنون در اين بخش سعي شده به انعكاس گوشه اي ديگر از تجارب
ارزشمند اين قاضي مجرب بپردازيم. تجاربي كه پس از سال ها رنج و مشقت فراوان
به دست آمده است. بي شك تجربه هاي يك قاضي پرونده هاي قتل مي تواند شيرين و
عبرت آموز باشد.
• جناب آقاي ياورزاده بفرمائيد اصولا چه عواملي در بروز قتل دخالت دارد و
در مواجه با آن شما براي يافتن قاتل چگونه برخورد مي كنيد؟
قتل در تعريف حقوقي سلب حيات از ديگريست كه با توجه به وجود عنصر قصد و
اراده و يا عدم وجود آن به قتل عمد و غيرعمد تقسيم مي شود و غير عمد خود به
اقسامي (شبه عمد، خطاي محض و تسبيب) و هر كدام از اين اقسام در نظامهاي
حقوقي متفاوت مجازات خاصي دارد.
قتلهاي امروزه و آمار و ارقام وحشتناكي كه از آنها داريم بر مي گردد به
شهرنشيني خصوصا شهرهاي صنعتي و پيدايش محله هاي پايين و بالاي شهر . برخلاف
تصور عموم اكثر كساني كه مرتكب قتل مي شوند به خاطر گمراهي و يا كج فكري
آنها نيست بيشتر از آن جهت است كه زندگي نابسامان و بدي داشته اند. طبيعت
انسان رشد كردن، كار كردن، آذوقه جمع كردن، آشيانه ساختن، ازدواج كردن،
دوست داشتن و در يك كلام زيستن است. زيستني كه در شأن و منزلت او باشد و
اگر نتواند اين كارها را بكند خدا مي داند كه چه كارهايي ممكن است از او
سربزند بسياري از قاتلان و بزهكاران قرباني بي انصافي جامعه هستند و در
بازجويي كه از آنها مي شود به نحوي عمل خود را توجيه مي كنند. بطور كلي
مي توان علت افزايش ارتكاب قتل را در چند عامل بررسي كنيم.
1- سستي و تزلزل در اركان مادي و معنوي خانواده.
2- فقر مادي و معنوي و فرهنگي.
3- تراكم جمعيت و بيكاري.
در هيچ زماني از ادوار تاريخ بشري كانون گرم خانوادگي مثل زمان حال در خطر
انحلال و نابودي قرار نگرفته است همه روانشناسان و محققان و حقوقدانها و
قانونگذاران از سير صعودي واقعه طلاق متأثر گرديده اند و مساعي مادي و
معنوي خود را براي مبارزه و جلوگيري از آن بكار مي برند اما نتيجه اي حاصل
نشده در اكثر طلاقها نمي توان گفت كه زن مقصر است يا مرد. ولي به جرأت مي
توان گفت كه اين محيط و شرايط اجتماعي است كه تيشه بر ريشه خانواده ها مي
زند و در چنين محيط اجتماعي از محدوديت هاي قانوني كاري ساخته نيست و در
اينجا اجتماع است كه موظف است علل وقوع طلاق را از بين ببرد. در جامعه اي
كه متأثر از فرهنگهاي مختلف است بسيار اتفاق مي افتد كه اختلافات كوچك
زناشويي موجب تنفر شديد ميان زن و شوهر مي شود و از يكديگر جدا مي شوند.
تحقيقات معمولي نشان مي دهد 80درصد محكوميت و 9درصد محكومان به جرايم جنسي
و 40درصد محكومان به سرقت در خانواده هايي بزرگ شده اند كه از حيث شرايط
اجتماعي و فرهنگي و اخلاقي در وضع بسيار بدي قرار داشته اند و بين آنها
طلاق يا جدائي هاي مقطعي بوده است البته فقط طلاق عامل بزهكاري نيست بلكه
از هم پاشيدگي خانواده ها و طرز رفتار والدين با يكديگر و با فرزندان در
پيدايش انحرافات كودكان نقش عمده اي را دارد به علاوه فقر و تنگدستي
خانواده موجب مي شود كه والدين نتواند اطفال خود را آنطور كه شايسته است
تربيت كنند و كودكي كه خوب تربيت نشود نمي تواند يك شهروند مطيع و قانوني
باشد و گناه چنداني بر او بار نيست . زيرا از پدر و مادر مشتركي به دنيا
آمدن گناهي نيست.
• در بين عاملهاي ارتكاب قتل ، اعتياد به مواد مخدر چه نقشي را داشته است؟
اعتياد يكي از جدي ترين مشكلاتي است كه بسياري از جوامع دنياي امروز را
تهديد كرده است افزايش روز افزون اين بليه و بخصوص اشاعه آن در نسل جوان
نشان مي دهد امروزه اعتياد نه تنها يك مشكل فردي بلكه به مثابه يك مشكل
اجتماعي كه عوامل متعددي درآن دخالت دارند شناخته شده است با وجود آنكه
تحقيقاتي درجهت كشف عوامل بيوشيميك اعتياد در دست است معهذا متخصصان در
بيان اين نكته كه نقش پر اهميت عوامل اجتماعي را نمي توان ناديده گرفت هم
صدا هستند تغييرات سريع اجتماعي تغيير ساخت و شكل خانواده ها مسايل عديده
اي كه افراد در دوران جواني با آن مواجه هستند و بالاخره تنهايي و از خود
بيگانگي افراد در جوامع صنعتي و يا در حال توسعه در گرايش به اعتياد نقش
مهمي ايفاء مي كند. اعتياد به يك حالت دوره اي يا دائمي گفته مي شود كه
براي شخص و اجتماع و يا هردو آنها مضر مي باشد و مشخصات زير را دارد:
1- ميل و احتياج سريع و غير قابل كنترل به ادامه دادن و مصرف ماده اعتياد
آور.
2- وابستگي جسمي و روحي به ماده اعتياد آور.
آرشيو عدليه پر است از پرونده هاي قتل، پرونده هاي قتلي كه بصورت مستقيم و
يا غير مستقيم مواد مخدر در آن نقش بسيار فعالي داشته است در اكثر پرونده
هاي جنايي كه در آنها قتل هاي سازمان يافته اي صورت گرفته مانند قتل هاي
باند ياقوت سرخ، باند راكي، باند گوساله وحشي، باند سوئيچي ها و يا پرونده
قتلهاي زنان خياباني و يا خفاش شب شبح جنايتكار اعتياد به مواد مخدر و الكل
نقش مستقيمي در ارتكاب جنايتها داشته است مصرف مواد مخدر پديده پيچيده اي
است و راه حل آن آسان و ساده نيست در اين رابطه سه روش را مي توان
مطرح كرد.
1- نبود و يا كاهش مواد مخدر از طريق برقراري قوانين محكم و قاطع.
2- ايجاد برقراري مشاوره براي افراد جامعه براي آموزش نحوه تطابق و سازگاري
با مشكلات زندگي.
3-
انجام روشهايي جهت يافتن علل اجتماعي مصرف مواد مخدر و در رابطه با مواد
مخدر و اعمال جنايي از قبيل قتل وسرقتهاي مسلحانه كه توجه مسئولان به اين
امور اهميت زيادي دارد.
تراكم جمعيت يكي ديگر از عوامل رشد جرم و جنايت ازجمله قتل است و يكي از
ويژگيهاي خاص جرايم و جنايات شهري وجود عنصر خشونت در آن مي باشد هر چه
تراكم جمعيت بيشتر باشد جرايمي از قبيل قتل، جرايم خانوادگي، طفل كشي،
پدر كشي، تجاوز به عنف، خودكشي و ترور در آن بيشتر است و زيادي اين امور
باعث مي شود كه خشونت براي مردم شهر يك امر عادي شود و كم كم در همه
برخوردهاي اجتماعي و اقتصادي و... بذر خشونت پاشيده شود.
• آيا به نظر شما آمار قتل كه روبه افزايش است از نظر شما نگران كننده نيست
و علت اين امر چيست؟ در مقايسه با كشورهاي ديگر نظر شما درباره ارتكاب جرم
قتل در ايران با كشورهاي ديگر به چه صورت است.
ما نبايد در مقام مقايسه آماري بين تهران و شهرهايي نظير واشنگتن ،
فيلادلفيا ،دالاس لس آنجلس ، شيكاگو و نيويورك برآئيم كه به ترتيب در ازاي
هر يكصد هزار نفر جمعيت 3/69- 4/27- 8/24- 8/22- 5/20- 1/19 مورد قتل در
آنها رخ مي دهد چون حساب آن شهرها با شهرهاي مثل تهران از نظر فرهنگي و ملي
و مذهبي فرق دارد. در مملكت ما عامل بسيار مهم و بازدارنده اي چون مذهب
شيعه و دين اسلام وجود دارد كه در جان و دل مردم ريشه دوانيده است دين و
مذهبي كه قتل را از گناهان كبيره مي داند و معتقد است اگر كسي بناحق ديگري
را بكشد مثل آنست كه تمامي جامعه را به قتل رسانده است.
كلان شهري مثل تهران مسائل مخصوص خود را دارد و همين امر حساسيت كار قضايي
و انتظامي و سياسي و اجتماعي را در آن مضاعف مي كند يك ششم جمعيت ايران و
همچنين يك چهارم قضات و كارمندان دادگستري در تهران مشغول كار هستند. رشد
جمعيت و عوامل زمينه ساز وقوع جرم و جنايت اين شهر بيشتر از ساير شهرها ست
. در دو سال گذشته 20درصد از قربانيان جنايات زنان بوده اند و 80درصد
مردان.
در دو سال گذشته جامعه پزشكي با 23 اتفاق جنايي روبه رو بود كه 8 مورد آن
قتل، 7مورد سرقت از مطب ها و 3 مورد ربودن فرزندان پزشكان بود كه از اين 23
مورد 19 مورد آن كشف شده.
• به نظر شما عوامل بروز خشونت و علت ارتكاب جرايم ناشي از خشونت كه منجر
به قتل مي شود چيست ؟
به نظر من مهمترين عوامل خشونت زا عبارتند از:
1- مهاجرت هاي بي رويه.
2- رابطه نزديك بين خشونت و اخبار رسانه هاي گروهي.
3- سست شدن روابط خانوادگي و كم رنگ شدن نقش والدين.
4- رايج شدن فرهنگ مصرف گرايي و تجمل پرستي.
5- عدم وجود قوانين منصرف كننده و بازدارنده، احتما ل دستگير نشدن و محكوم
نشدن، احتمال عدم اجراي حكم مجازات، آنچه مسلم است فقر، محروميت، تبعيض و
بي عدالتي و اختلاف طبقاتي و بيكاري از عوامل اصل جرم و جنايت است ولي
مهمترين فاكتور پيشگيري از جرايم قانون است. متأسفانه قانون فعلي ما با
سارقان، كلاهبرداران و حتي قاتل يا قاتلاني كه از در تساهل و تسامح
وارد شده مواد 206 به بعد قانون مجازات اسلامي براي قاتل حكم قصاص را در
نظر گرفته اما ماده 208 همان قانون براي قاتلي كه شاكي نداشته باشد و يا
گذشت كرده باشد 3 تا ده سال حبس تعيين نموده كه اين مجازات براي قاتل بسيار
كم است و معمولا دادگاهها به 6 ماه و يكسال و حداكثر 3 سال حبس اكتفا مي
كنند كه اين مدت كوتاه هم بعدا شامل عفو و آزادي مشروط قرار مي گيرد و همين
امر موجب سلب اعتماد عمومي از اجراي عدالت مي شود مشكل بزرگ زندانهاي ما
تراكم به زندانيان جرائم صدور چك بلامحل و مواد مخدر است نه سارقان و
قاتلان در وضعيت فعلي اگر سارق دهها فقره سرقت خودرو دستگير شود مجازات او
طبق ماده 666 قانون مجازات اسلامي 6 ماه تا 3 سال و تا 74 ضربه شلاق است.
اگر بر فرض محال دادگاه او را به حداكثر يعني 3 سال حبس محكوم كند. حسب
بخشنامه هاي صادره به مناسبت عيد نوروز مجازات او به يك سوم تقليل مي يابد
و مي شود يكسال و به فاصله اندكي به مناسب دومين عيد به يك چهارم تقليل
پيدا مي كند مي شود 3 ماه و پس از تحمل 3 ماه يا كمي بيشتر از زندان آزاد
مي شود در بين مجرميني كه هنوز دستگير نشده اند و در ميان مجرمين و محكومين
دستگير شده شايع است كه مدت حبس ابد حداكثر 5 سال است و حداقل 18 ماه و
سرقتها و كلاهبرداري تا 5/1ميليون تومان بخشيده مي شود در اينجا آيا بهتر
نيست هر مجرمي فقط يك بار براي هميشه بتواند از مزاياي عضو استفاده كند. به
نظر من همين اغماض هاي قانوني است كه وسوسه زير سؤال بردن نظم اخلاقي و
حقوقي موجود را در نزد بعضي ها ايجاد كرده يا تقويت مي كند يكي از وظايف
بنده حقير كه كوچكترين عضو عدليه بوده ام اجراي احكام قصاص است. حدود 170
نفر محكوم زير قصاص داريم كه از اين تعداد حدود 100 نفر منتظر دريافت تفاضل
ديه هستند و يا اولياء دم تلاش مي كنند كه سهم صغير را پرداخت نموده و حكم
قصاص را اجرا كنند با بخشنامه جديد قوه قضائيه اولياء دم احضار مي شوند
توان پرداخت سهم صغير و يا تفاضل ديه را ندارند پرونده به دادگاه ارسال و
قاتل آزاد از هر قيد و بندي به اجتماع باز مي گردد. حتي بعضي از آنها به
پيشنهاد اولياء دم يعني به پرداخت ديه اعتنايي نكرده و مي گويند «نداريم»
نمونه پرونده ها زياد است.
«مردي بخاطر داشتن ارتباط نامشروع با زن بدكاره اي همسر و كودك خود را با
فجيع ترين وضع ممكن به قتل مي رساند. به قصاص محكوم مي شود براي اجراي حكم
بيش از 3 ميليون تومان تفاضل ديه مي خواند. اولياي دم در سطح شهر راه
افتاده كاسه گدايي بدست گرفته و تفاضل ديه گدائي مي كنند.
چند سال پيش سه مرد شبانه وارد كارگاهي مي شوند و نگهبان جوان كارگاه را با
زدن آجر به سرش به قتل مي رسانند هر سه متهم به قصاص محكوم مي شوند. مادر
مقتول كه زن افغاني فقيري است احضار شده مي گويد 13 ميليون تومان تفاضل ديه
ندارم. عده اي از اولياء دم بخاطر اجراي حكمs
قصاص براي تهيه تفاضل ديه خانه و زندگي خود را حراج گذاشته اند آيا به
راستي راه ديگري غير از آزاد شدن قاتل يا قاتلان وجود ندارد. به نظر من
همان فقه پويا و مترقي شيعه كه توانست ماده 208 قانون مجازات اسلامي را وضع
كند. قادر خواهد بود راه حل مناسبي براي تفاضل ديه از تأديه سهم صغير پيدا
كند. به هر حال من مجري بي چون و چراي بخشنامه ها و تصميمات مقامات عاليه
قوه قضائيه هستم و اميد آن دارم كه اين توشه اسائه ادبي به مقامات عاليه
نباشد ولي به هرحال آنچه مسلم است زراد خانه كيفري و زندانها ديگر آن طور
كه بايد نيستند. عدم تعادل بين ميل به تملك نامشروع اموال كه سهل الحصول
مي نمايد و عدم كارآيي نظام كيفري خود يك عامل قابل توجه بزهكاري است.
6- تراكم جمعيت ناامني را زياد مي كند و باعث افزايش نرخ بزهكاري مي شود.
7- تنهايي، انزوا، بي نام و نشاني و بي اعتنايي و بي تفاوتي به جوانان از
عوامل مهم بروز خشونت هستند.
8- خشونت در بسياري از موارد جاي گفتگو و تبادل نظر را گرفته است.
9- تورم قوانين و مقررات يك نوع خشونت انفعالي براي شهروندان بوجود آورده.
اكثر شهروندان مدعي هستند كه عدليه آنان را به اندازه كافي در مقابل
بزهكاران حمايت و حفاظت نمي كند لذا در زمينه پيشگيري از جرائم پيشنهاد مي
شود.
1- مبارزه عليه «كلان سازي » بناها و ساختمانها
2- اصلاح نظام آموزشي و پرورشي و اداري.
3- ايجاد شوراهاي داوري و تحكيم به منظور حل اختلافهاي كوچك روزانه قبل از
آنكه به خشونت تبديل شود.
4- جلوگيري از اشاعه خشونت در رسانه هاي گروهي.
5- تأسيس يك نهاد دائمي در قوه قضائيه كه مسئول بررسي جنبه هاي مختلف
بزهكاري و ارائه راه كارهاي منطبق با تحولات باشد و بريا كاهش احساس ناامني
شهروندان توجه جدي به كيفيت مادي و معنوي زندگي مردم و تضمين آينده شغلي
جوانان در كنار كنترل بزهكاري امري بسيار ضروري است . در ضمن تذكر اين نكته
ضروري است كه اعتبارات خاصي براي اين نهاد مهم در نظر گرفته شده .
6- فراهم نمودن امكان استفاده علمي از سيستم هاي الكترونيكي موجود به نحوي
كه اسم و مشخصات كامل و عكس و نوع اتهام مجرمين تحت تعقيب به سيستم
كامپيوتري كشور داده شود تا به محض دستگيري در هر نقطه از كشور و به هر نوع
اتهامي مأمورين بتوانند با مراجعه به رايانه متوجه شوند كه اين شخص دستگير
شده از سوي كدام مرجع قضايي يا انتظامي تحت تعقيب مي باشد. همانطور كه
شكسته بسته در مورد سرقت خودروها هم اكنون عمل مي شود.
7- اعمال مجازات شديد براي خودسري و خودكامگي و بي مسئوليتي و محرمانه
عمل كردنهاي اداري.
8- سركوبي كيفري سريع تر.
9- مبارزه شديد با مي گساري و مي بارگي كه بسياري از خشونتها به آن مربوط
مي شود.
10- گشودن باب استخدام به روي جوانان.
11- تأمين حداقل نيروي پليس براي تأمين و تضمين امنيت شهروندان واقعيت اين
است كه امروزه پليس به اندازه كافي و لازم در تهران حضور ندارد تا چه برسد
به استانها و شهرهاي كوچك و حاشيه شهرهاي بزرگ.
11- ايجاد پاسگاههاي كوچك محله اي در شهرها.
12- القاء اين موضوع به مردم كه كيفرهاي تعيين شده از سوي قاضي براي مجرمان
خصوصا كيفر «مرگ» از زمان صدور و قطعي شدن آن مشمول هيچ تغيير و تعديل
اداري يا قضايي واقع نخواهد شد.
13- مسدود كردن راه فرار محكومين خطرناك و نام و نشان دار كه حكم قطعي
اعدام در مورد آنها صادر شده از طريق ماده 31 در اين خصوص پرونده هايي در
مجتمع امور جنايي وجود دارد كه اگر بخواهم شرح دهم زبان و قلم سوزد و اگر
نگويم مغز استخوان سوزد.
14- مبارزه با اراذل و اوباش خياباني و اراذل و اوباش اقتصادي و فرهنگي
و... نه به شيوه معمول و مشهود.
15- اهتمام در جمع آوري اسلحه قبل از اينكه در يك سرقت مورد استفاده
قرار گيرد.
16- محدود كردن اغماضهاي قانوني توضيح اينكه بدون استثناء همه دادگاهها
نسبت به اكثر مجرمين در مقام تخفيف مجازات ماده 22 را رعايت مي كنند و بعد
از صدور حكم بدوي دادگاه تجديدنظر 6 سال حبس را به 6 ماه حبس تخفيف مي دهد
و پس از آن محكومان مجددا از اغماضهاي قانوني مندرج در مواد 277 و ماده
6و18و31 استفاده مي كند و مدام پرونده حتي پس از صدور حكم قطعي بين اجراي
احكام و دادگاههاي مربوطه در رفت و آمد است و آخر الامر پرونده اي كه اتهام
محكومين آنها سرقت مسلحانه بوده اين چنين لوث مي شود.
و
هزاران پيشنهاد قانوني ديگر كه در اين مختصر نمي گنجد . به قول مولانا :
شرح اين هجران و اين خون جگر
اين زمان بگذار تا وقت دگر
• در حال حاضر مشكلات موجود در خصوص رسيدگي هاي قضايي به پرونده هاي قتل
چيست؟
در حال حاضر براي رسيدگي به پرونده هاي قتل مشكلات زيادي وجود دارد كه من
به چند نمونه آن اشاره مي كنم:
وقتي قتلي اتفاق مي افتد همه نيروهاي قضايي و انتظامي بسيج مي شوند. روزها
و ماهها و سالها تلاش مي شود تا قاتلي دستگير و زنداني و محاكمه شود. پس از
صرف اين همه توان و نيرو پرونده در واحد اجراي احكام و در مقام اجراي حكم
قصاص به تفاضل ديه و تأديه سهم صغير برخورد مي كند و به همين علت اجراي حكم
متوقف مي ماند.
به عنوان نمونه: مدتي پيش در دو نقطه از شهر تهران اجساد مثله شده يك دختر
23 ساله و يك مرد 40ساله پيدا شد. خبر آن در روزنامه ها چاپ شد و موجب تعجب
و اشمئزاز شهروندان گرديد با تلاش شبانه روزي مأموران انتظامي و قضات مجتمع
قضايي امور جنايي قاتل در مدت زمان كوتاهي شناسايي و دستگير با اعترافات
هولناك افشين عامل جنايت بار ديگر توجه عمومي به طرف تساهل و تسامحي كه در
قوانين جزايي ما وجود دارد جلب شد و معلوم گرديد قاتل 16 سال قبل مادر اين
دختر 23 ساله و همسر اين مرد 40ساله را عمدا به قتل رسانده و با گذشت
اولياء دم پس از 7سال از زندان آزاد شده است. چند روز پيش پرونده «رامتين »
جواني كه 4سال قبل خواهر 9ساله خود را شكنجه داده و به قتل رسانده بود به
علت عدم تمكن مادر مجني عليها در پرداخت تفاضل ديه و به علت رضايت اولياء
دم به 7سال حبس محكوم شد. طولاني شدن محاكمات و مراحل دادرسي باعث لوث شدن
پرونده و اجبار اولياء دم به دادن رضايت مي شود در بسياري از موارد
اولياء دم تحت فشارهاي مختلف اجتماعي و يا فشار خانواده قاتل و يا به دليل
عدم توانايي در پرداخت ديه تن به رضايت مي دهند.
نمونه ديگر اينكه سعيد حنائي با ارتكاب 16 فقره قتل هاي عمدي در مصاحبه با
خبرنگار پيك زندان مي گويد: «من اگر امكانات داشتم ساعتي يكي از اينها را
مي كشتم. هشتاد نفر را شناسايي كرده بودم كه به ترتيب بكشم كه نشد در
دادگاه متوجه شدم كه بعضي از مقتولان بچه داشته اند. در مورد قتل ها فكر
مي كنم كار خوبي كرده ام ولي حالا كه فهميده ام بچه داشته اند سعي مي كنم
كاري براي بچه ها انجام دهم. با چند نفر از برادراني كه در خيريه ها مشغول
هستند آشنا هستم و بعد از آزادي از زندان تلاش خواهم كرد كه اين بچه ها را
حتما تحت پوشش خيريه ها بگذرام... من اين ها را با حساب قانوني كه خودم
تعيين كرده بودم مي كشتم و با اين كار مي خواستم جامعه را پاك كنم. رأي
دادگاه هر چه باشد برايم فرقي نمي كند. از اين مي ترسم كه بعد از آزادي اگر
اتفاق مشابهي بيفتد مجددا سراغ من بيايند».
خوب ملاحظه كنيد قاتل عمدي 16 نفر مرتب از آزادي صحبت مي كند و تمام صحبت
هاي او در شماره 116 مورخه 5 آذر 1380 روزنامه پيك زندان چاپ مي شود وهمه
آن را مي خوانند و اگر چند صباح ديگر عامل قتلهاي عنكبوتي زنان خياباني در
مشهد آزاد شد كسي تعجب نخواهد كرد سعيد حنايي در اظهارات خود به اين نكته
هم اشاره كرده كه مسئله جرايم كوچكتر از قتل مرتكب شده و به زندان افتاد
ولي پس از يك هفته از زندان آزاد شده است. آنچه مسلم است اگر در همان قدم
اول خلاف قانوني كه سعيد حنايي و يا خفاش شب و يا افشين و رامتين برمي
داشتند با آنها برخورد مناسب مي شد ما امروز شاهد اين جنايت هاي فجيع
نبوديم اگر امروز جلوي بخشنامه هاي آزادي قاتلين از زندان را به دليل عدم
تمكن اولياء دم در پرداخت تفاضل ديه نگيريم فردا شاهد جنايت هاي مصيبت باري
خواهيم بود. ترديدي نيست كه قوانين جزايي براي برقراري نظم و جلوگيري از
بروز فساد در جامعه كمال ضرورت را دارد ولي قانوني كه با واقعيات جامعه
منطبق نباشد و به جاي مبارزه با علت به مبارزه با معلول بپردازد نه تنها به
حل معضل و معضلات كمك نخواهد كرد بلكه وضعيت بحراني را تشديد خواهد كرد.
منظور من از بيان اين مطالب وضع مجازاتهاي سنگين نيست با اعدام و حبسهاي
طويل المدت اصلاحي صورت نمي گيرد.
• مسلما رسيدگي به پرونده هاي قتل دشواريهاي خاصي دارد برخي از اين
دشواريها به قانون بر مي گردد در خصوص رسيدگي به پرونده هاي قتل چه مشكلات
قانون در پيش رو داشتيد ؟
سلاح قاضي و ابزار كار او قانون است. امروزه در هر حرفه و پيشه و صنعتي
ابزار كار حرف اول را مي زند. متأسفانه ابزار كار ما كه همين قانون باشد به
دلايل بسياري كارايي لازم را ندارد و از خلاء هاي قانوني پر است. نبودن
قانون در جامعه و يا وجود خلاء قانوني مانند نبودن و يا كم بودن آب است در
باغ و بستان. كم آبي باغ و بستان را مي خشكاند و زيادي آب سيلاب شده و همه
باغ و بستان را با خود مي برد. متأسفانه شيوه تنظيم مواد قانوني آن گونه به
ناهنجاري و بي انسجامي نزديك شده كه بيشتر به يك متن روايي تعليمي شباهت
دارد تا به يك متن منسجم و شاخص و حكمي.
در دستگاه قضايي ما اكنون مشكل قانون و قانون نويسي و مشكل قاضي وجود دارد.
به چند نمونه از دشواريها و چالشهاي قانوني در رابطه با رسيدگي به پرونده
هاي قتل كه هر يك دادنامه اي به رئيس محترم قوه قضائيه نيز ارسال كرده بودم
اشاره مي كنم.
1- قانون مجازات اسلامي در موردي كه هم اولياء دم صغير هستند ساكت است و
ماده 266 با هر نوع تفسير موسعي جوابگو نيست.
2- در پرونده هاي قتل زنان و در پرونده هايي كه تعداد قاتل از يك نفر بيشتر
است و براي اجراي حكم قصاص در مورد محكوم يا محكومان اولياء دم بايد تفاضل
ديه به قاتل يا قاتلان پرداخت نمايند 99درصد احكام قصاص به لحاظ بالا بودن
نرخ ديه و تعذر و تعسر اولياء دم از پرداخت ديه فاضله و سهم الديه صغير
بلااجرا مانده و در موارد و عديده قاتل يا قاتلان بر اساس بخشنامه صادر شده
با اخذ تأمين كفيل دو هفته از زندان آزاد شده اند. براي رفع اين معضل و
براي اعتبار بخشيدن به اجراي احكام قطعي قصاص بايد قانوني وضع شود كه اعسار
اولياء دم از جهت پرداخت تفاضل ديه يا پرداخت سهم الديه صغير از طرف دادگاه
صادركننده حكم قطعي پذيرفته شود.
3- مواردي پيش آمده كه دادگاه بدوي عمل ارتكابي متهم را قتل شبه عمد دانسته
و متهم به اين اتهام محكوم نموده و بر اثر اعتراض اولياء دم پرونده به
ديوانعالي كشور فرستاده شده ولي ديوان عالي كشور با اين استدلال كه موضوع
شبه عمد است پرونده را به دادگاه تجديدنظر استان ارسال نموده. دادگاه
تجديدنظر در مقام رسيدگي حكم شبه عمد را نقض و مدعيست عملكرد متهم قتل عمد
است. اگر حكم قصاص صادر كند چون احكام دادگاههاي تجديدنظر قطعي است در اين
جا در اثر سكوت قانون حقي از متهم يا محكوم عليه ضايع مي شود. در اين جا
قانون تكليف را روشن نكرده است.
4- در اثر خلاء قانوني رويه هاي متعددي در ديوانعالي كشور در خصوص صلاحيت
رسيدگي به مواردي كه متهم واحد است و جرايم متعددي مرتكب شده وجود دارد
مثلا قتل در شرب خمر. بعضي شعب ديوان به هر دو اتهام رسيدگي مي كنند و بعضي
شعب به اتهام قتل رسيدگي نموده و شرب خمر را به تجديدنظر استان مي فرستند.
5-
قطعيت حكم موضوع بند ج ماده 265 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و
انقلاب با حقوق طرفين دعوي و يا نزاع منافات دارد.
6-
قانون مجازات اسلامي درمورد قتلي كه تبعه ايراني در خارج از كشور مرتكب شده
و در آنجا محاكمه و محكوم و حكم در مورد وي اجرا شده و سپس به ايران آمده و
اولياء دم در ايران تقاضاي قصاص مي كنند ساكت است.
• چيزي كه براي خوانندگان مي تواند جذاب باشد اينست كه پس از ارتكاب يك
قتل سير تكويني رسيدگي به پرونده قتل به چه صورت است لطفا اين سير رسيدگي
را همراه با تجارب خود بفرمائيد؟
بررسي صحنه قتل يكي از اركان اساسي و مهم يك پرونده قتل است نخستين مرحله
يك پرونده قتل مرحله كشف جرم است. ضابطان دادگستري به محض اطلاع از وقوع
قتلي بايد در محل حاضر و با يك بررسي دقيق اعلام نمايند كه «چه اتفاقي رخ
داده است » در صورت مشاهده قتل و يا مرگهاي مشكوك با حفظ صحنه جرم بلافاصله
با هماهنگي با مأمورين تشخيص هويت و پزشكي قانوني در محل حاضر و آثار جرم
را فورا پس از وقوع ملاحظه نمايد و در حين معاينات و تحقيقات آثار و علامات
را در نظر گرفته و آنچه را كه ديده وكشف كرده در صورت مجلس قيد كند و تمامي
آثار و نشانه ها و مدارك لازم را جمع آوري و ضبط نموده وارتباط آنان را با
يكديگر از نقطه نظر پزشكي و جنايي ارزيابي نمايد. آثار باقي مانده در صحنه
قتل مي تواند به صورت اشياء مانند: اسلحه، وسايل بهم ريخته خانه،
يادداشتها، نامه ها، اوراق، گلوله، وسيله نقليه، سيگار، فيلتر سيگار،
دكمه... يا بقاياي انساني مانند خون، مني، مو، بزاق، ادرار، مدفوع،
استفراغ... يا آثار به جا مانده مانند آثار انگشتان، كف دست، آثار پنجه هاي
خون آلود، سوراخهاي ورودي و خروجي گلوله، فرورفتگي، له شدگي، ترك، پارگي
و... باشد. جمع آوري و ثبت و ضبط اين آثار تكنيك هاي خاص خود را مي طلبد و
مأمورين جمع آوري اين مدارك بايد به اين تكنيك ها مجهز و مسلط باشند وظيفه
اصلي قاضي جنايي و گروه همراه و هميار او آن است كه هر گونه آثار باقي
مانده در صحنه قتل را به دقت جمع آوري و نگهداري مي كند.
يكي از علل عمده شكست در حل معماي قتل عدم دقت در بررسي صحنه قتل و معاينه
حمل و تحقيقات محلي است. اگر قبل از گرفتن فيلم و نمونه برداري و اثر
برداري جنازه و يا هر شيءs
ديگري از جاي خود حركت داده شود ديگر امكان ندارد بتوان آن را به حالت اول
برگرداند و يا از بين رفتن آن اثر و نشانه ضريب موفقيت قاضي در حال معماي
قتل كم مي شود. به نظر من بهتر است قاضي در تمامي صحنه هاي قتل و مرگهاي
مشكوك حضور داشته باشد حضور قاضي تضميني است براي بررسي دقيق صحنه جرم.
قاضي پس از حضور در صحنه قتل يا مرگ مشكوك بايد به ترتيب زير مديريت،
كنترل، هدايت، صحنه را برعهده بگيرد.
1- صورت جلسه دقيق مشاهدات ظاهري.
2- فيلم برداري از صحنه توسط مأموران تشخيص هويت.
3- عكسبرداري از صحنه.
4- برداشتن آثار انگشت و رد پاها و موهاي موجود در صحنه خصوصا موهاي موجود
بين انگشتان جسد و تجسس اسپرم و لكه هاي خون توسط تشخيص هويت.
5- بازرسي دقيق سطل هاي زباله.
6- جمع آوري و ضبط آب و خونابه موجود در سيفون دستشوئي ها .
7- جمع آوري فيلتر هاي سيگار و هر نوع شي ء مشكوك ديگر.
8- جلوگيري از هر اقدامي كه موجب تخريب و بهم ريختگي صحنه قتل شود.
9- توصيف وضعيت اف اف ، قفل بودن يا باز بودن دربهاي ورودي و خروجي و وضعيت
كامل خانه و آشپزخانه و روشن بودن يا خاموشي گاز و گرم بودن يا سرد بودن
كتري و قوري يا غذاي روي گاز، سپس قاضي بايد از پزشكي قانوني بخواهد از جسد
معاينه كند . بايد وضعيت جسد از نظر شكل قرار گرفتن و ارتباط با اشياء
اطراف كاملا توصيف شود و در زماني كه پزشكي قانوني جسد را معينه مي كند
علائم و جراحات موجود در سطح بدن جسد صورت جلسه شود و از پزشكي قانوني
بخواهد زمان تقريبي مرگ را يقين نمايد. زمان تقريبي مرگ از روي درجه حرارت
بدن جسد امكان پذير است كه در جاي خود مفصلا توضيح خواهد شد. در هنگام حمل
جسد به سالن تشريح پزشكي قانوني پزشك مي بايستي مراقب حفظ كليه و آثار و
علايم باشد و بر كليه جابجائي هاي جسد نظارت كامل داشته باشد.
قاضي با معاينه دقيق محل و شواهد و مدارك موجود بايد معلوم كند محل كشف جسد
محل واقع قتل مي باشد يا خير. آيا اين همان محلي است كه قتل در آن اتفاق
افتاده يا جسد از جاي ديگري به اين محل آورده شده است. گاهي اوقات با
معاينه ظاهري جسد نمي توان در مورد علت مرگ و يا قتل اظهار نظر نمود در اين
گونه مواقع لازم است كه جسد جهت تشريح به پزشكي قانوني منتقل شود. در صورتي
كه جسد ملبس يعني پوشيده باشد بهتر است با همان لباس به سالن تشريح منتقل
شود چون اين امكان وجود دارد كه با درآوردن لباس مقتول بسياري از شواهد از
بين بود يكي از عواملي كه به قاضي و مأمورين كاشف در محل معماي قتل كمك مي
كند يعني زمان تقريبي مرگ است.
بطور خلاصه بايد گفت كه قاضي در بررسي صحنه قتل بايد به: 1ـ محل 2ـ نوع
جنايت 3ـ تعداد افرادي كه مورد جنايت واقع شده اند 4ـ سرعت عمل در تحقيق
5ـ شرايط جوي حاكم بر صحنه جنايت توجه داشته باشد و در تمامي صحنه هاي
جنايت از قبيل حريق، انفجار، استفاده از اسلحه گرم، استفاده از وسايل
نقليه، حوادث صنعتي، كشف باقي مانده جنازه،خفگي در آب، گاز گرفتگي و... از
كارشناسان خاص اين رشته ها كمك بگيرد و به اين نكته توجه داشته باشد كه
هميشه واضح ترين شواهد دليل بر جنايت نمي باشد. يك قاضي خوب كسي است كه
فريب شواهد و دلائل ظاهري را نخورد و در يك پرونده قتل معقول را از محسوس
جدا كند. اكثر پرونده هاي جنايي از جنجالي ترين ماجراهاي اجتماعي سرچشمه
مي گيرند.
چنانچه قاضي و يا مأمورين كاشف دلائل را به موقع جمع آوري نكنند مشكلات
زيادي براي دستگاه قضايي پيش خواهد آمد. اگر نخستين جنايت خفاش شب دقيقا
تحليل و بررسي و تجزيه مي شد ما ديگر شاهد هفتمين و هشتمين قتل او نبوديم.
با توجه به مراتب فوق اصلي ترين ركن يك پرونده قتل بررسي دقيق صحنه قتل يا
مرگ مشكوك مي باشد به همين جهت بايد يك صحنه قتل بارها و بارها بررسي و
نمونه برداري و اثر برداري شده مدارك و شواهد و علائم اصلي فقط در صحته قتل
يافت مي شود پس براي هر كدام از اين علائم و نشانه ها بايد فصل خاصي در نظر
گرفت از قبيل فصل مربوط به آثار انگشت، خون، مني، مو ، بزاق، استفراغ،
ادرار و... # |