نقد نگارشي يك رأي

محمدرضا خسروي

تا آنجا كه به ياد دارم در تمام دوره هايي كه با كارآموزان قضائي كلاس داشته ام به اين عزيزان يادآوري كرده ام كه قاضي در مقام صدور راي و اعلام حكم قضيه متنازع فيه فقط و فقط بايد نظر به امر قانون داشته باشد نه هيچ چيز ديگري و آن هر چيز ديگر اگر بخواهد مستند حكم قاضي قرارگيرد بايد كه از مجاري شناخته شده پارلماني عبور كند و هيأت قانوني به خود گيرد تا براي قاضي لازم الاتباع گردد و من اين مطلب را از آن باب پيوسته به كار آموزان گوشزد مي كرده ام كه در بررسي آراي دادگاهها بسيار برخورده ام به آرا و قرارهايي كه به شعر و ضرب المثل و فتوا و روايت و سيره و آيه قرآن تكيه داشته اند . پيداست كه چون قاضي مجال و موقع تشخيص سره از ناسره و صحيح از سقيم و قوي از ضعيف را ندارد اين همه را در عهده كفايت مجالس قانونگذاري نهاده اند تا باري به هر جهت امري كه مي خواهد به شان حاكميت ارتقاء يابد در كوره بحث و فحصهاي پارلماني گداخته گردد و آن گاه مستند حكم قضائي قرار گيرد ، با توضيح اين واضح و اين كه اصل 167 قانون اساسي هم تكليف را در مانحن فيه معين كرده است، به خواندن رأيي مي پردازيم كه در مهرماه سال82 از يك دادگاه عمومي صادره شده است و سپس به چند نكته در نقد آن توجه خواهيم كرد.

راي دادگاه

هرچند كه ايراد ضرب عمدي به ديگري جرم است اما آنچه از مجموع اظهارات طرفين مستفاد مي شود اين استكه متهم زنش را به اين جهت كتك زده كه مطيع وي نيست زنش نيز اطاعت از شوهر را به منزله بردگي مي داند حال آنكه عزت و سرافزاري زن با اطاعت از شوهرش تأمين ميگردد و يكي از مهمترين عوامل استحكام خانوادهاي ايراني است. اينكه زن بدون اجازه شوهرش از خانه خارج نشوداز اختيارات شوهر است و شوهر حق دارد با وسايل مشروع زن متمرد را به تمكين وا دارد عمل ارتكابي شوهر نيز در حد متعارف است و معلوم نيست آثاري كه در نامه پزشك محترم قانوني گواهي شد ناشي از ايراد ضربي باشد كه توسط شوهر واقع شده لهذا دادگاه با عنايت به آيه 33 سوره نساء قرآن كريم متهم را به جهت جرم نبودن عمل ارتكابي اش و به استناد بند الف ماده 177 قانون آئين دادرسي دادگاهها در امور كيفري تبرئه مي نمايد اين راي حضور و ظرف بيست روز پس از ابلاغ قابل تجديدنظر در محاكم تجديدنظر استان است. ملاحظه مي فرماييد كه مردي همسر خود را كتك زده است و قاضي ايراد ضرب را نيز با عبارت (متهم زنش را به آن جهت كتك زده است كه ...) احراز كرده است اما حكم قانون را درباره متهم به ايراد ضرب مورد بي اعتنايي قرارداده و با توسل به آن چه در راي آمده است و بويژه با استناد به آيه 33 سوره نساء ايراد ضرب را جرم نشناخته است. البته به قرآن مجيد كه مراجعه مي كنيد مي بينيد كه در آيه اي از سوره نساء آمده است كه: واللاتي تخافون نشوز هن فعظوهن و اهجرو هن في المضاجع واضربوهن... اما آيا مي توان اين آيه از قرآن را به نحو انتزاعي و تجريدي مجوزي براي كتك زدن زن به شمار آورد يا نه امري است كه نياز به تاويل وتفسير دارد ليكن با صراحت مواد قانوني كه در آن ضرب و جرح، مطلقا نسبت به هر كسي در خور مجازات شمرده شده است آيا مي توانيم و حق داريم كه به آيات قرآن استناد كنيم و بگوييم زن متمرد را بايد كتك زد؟

قاضي صادر كننده راي خود اعلام كرده است كه ايراد ضرب به ديگري جرم است وهم خود احراز كرده است كه متهم همسر خود را كتك زده است اما در همان حال تمرد و عدم تمكين را از موجبات برائت ضارب دانسته است و شما مي دانيد كه قانونگذار در هيچ ماده اي از قانون متعرض اين فقره نشده است و آقاي قاضي با اجتهاد خود، اجازه لت و پار كردن زن را صادر فرموده است! به هر حال جز اين اشكال ماهوي و بسيار بديع كه در رأي ديده مي شود چند نكته نگارشي نيز به چشم مي خورد كه متعرض آن چند نكته نيز مي شويم:

1- در راي دادگاه شاكي و متهم مجهول الهويه اند و به نام و نشان معرفي نشده اند . ظاهرا صادر كننده راي به اعتبار مقدمه يا گردش كار اين مهم را ترك كرده است و ما بارها گفته ايم، اين شيوه كه قاضي به صرف گردش كار{كه از سوي دفتر تنظيم مي شود}نمي بايد كار مربوط به محكمه را ناقص و ابتر رها كند.

2- تركيبهاي: آنچه ، استكه ، ميشود ، ميداند، ميگردد، به لحاظ پيوسته نويسي درست نوشته نشده است.

3- تركيبهاي همراه با ضماير متصل ملكي مانند زنش ، شوهرش در متون جدي دور از فصاحت به نظر مي رسد ، در اين گونه موارد مي توان از تركيبهاي همسر خود استفاده كرد.

4- آيه 33 سوره نساء درست نيست ، مستند راي مي بايد آيه 34 همان سوره باشد.

5- آئين درست نيست و آيين بايد نوشته شود.

6- استفاده از وجه وصفي ( كتك زده) بدون آوردن فعل معين آن هم به اعتبارفعل نفي ( نيست ) اشتباه مي باشد.

7- تركيب عبارتي ( ايراني است اين كه ) درست نيست بايد نوشته شود (ايراني، اين است كه...)

8- عبارت ( گواهي شد ) در اشاره به نامه پزشك قانوني درست نيست بهتر بود مي نوشت ( گواهي شده است ) .

9- بهره بردن از واژه هاي احترام آميز در متون جدي و بدور از تعارف مانند راي دادگاه ، خالي از فصاحت است ، پزشك قانوني محترم باشد يا نباشد به ما ارتباطي ندارد و اصلا بهتر است در اشاره به اين مراجع بيشتر از شخصيت حقوقي پزشكي قانوني ياد شود تا شخصيت حقيقي پزشك قانوني.

10- استفاده از واژه ( توسط ) براي عمل متهم درست نيست چرا كه وي واسطه ايراد ضرب قرار نگرفته و شخصا لطف كرده است و به نفس مبارك خويش كتك كاري كرده است. و همچنان البته لغزشهاي ادبي ديگري در راي ديده مي شود كه ما در جاي خود و در همين سلسه از بررسيها به آنها اشاره كرده ايم. #