محمدرضا خسروي

به نظر مي رسد تا هنگامي كه انشاي رأي به مرزهاي سلامت ادبي نرسيده باشد، در كنار آن نقد هم حضور داشته باشد. اما در همين حال آرزو مي كنيم كه  آهسته دامنه نقد فراچيده شود تا آنجا كه منحصر به تذكري كوتاه گردد. اكنون به رأي زير كه بيش از يك ماه از انشاي آن نمي گذرد نگاه كنيد تا آن گاه سخن خود را پي گيريم:

رأي دادگاه

در خصوص دعوي خواهان«م» عباس نيا فرزند«ع» بطرفيت «الف» فرزند «ن» بخواسته صدور طلاق بلحاظ عدول زوج از شرايط ضمن العقد مندرج در سند نكاحيه رسمي شماره 026767-13/4/83 خواهان اظهار نموده شوهرم مدتي است كه خانه و زندگي را رها نموده و از زمان تولد فرزندم كه به سن 3 سالگي رسيده او خانه را رها نموده است و ديگر هيچگونه خبري و اطلاع از او ندارم و در اين مدت مرا با فرزندم بدون خرج و نفقه  رها كرده است و در حال حاضر فرزندم بدون شناسنامه مي باشد و من با اين شرايط بسيار ناراحت مي باشم و تقاضاي صدور طلاق دارم محكمه در اجراي ماده 73 قانون آيين دادرسي مدني مراتب را از طريق جرائد به خوانده اعلام نموده تا در جلسه رسيدگي حاضر شود ليكن با توجه به عدم حضور خوانده و عدم دفاع و با عنايت به استشهاد محلي كه اعضاء شورا آنرا تأييد نموده است از خوانده اطلاع ندارند و نمي دانند در كجا سكونت دارد و آيا زنده است يا مرده از طرفي خواهان در نهايت عسر و حرج بسر مي برد و نامبرده از شرايط سند نكاحيه تخلف نموده و بند 1 و 8 سند نكاحيه را رعايت ننموده  لذا دادگاه دعوي خواهان را محرز دانسته و باستناد مواد 1119 و 11130 قانون مدني حكم طلاق را صادر و اعلام مي نمايد و به خواهان اجازه مي دهد به وكالت با حق توكيل غير از طرف زوج و بذل مبلغ پنجاه هزار ريال از مهريه و قبول بذل آن از طرف زوج نسبت به ثبت و اجراي صيغه طلاق با مراجعه به يكي از دفاتر رسمي طلاق اقدام نمايد رأي صادره غيابي و ظرف بيست روز قابل واخواهي در اين دادگاه مي باشد.

رئيس شعبه دوم دادگاه حقوقي...

ملاحظه مي فرماييد كه متأسفانه دامنه كاستيهاي نگارشي رأي، نه تنها محدود شده است كه به نسبت ديگر آراء گسترش نيز يافته است چرا كه:

1- جمع بين سمت اصحاب دعوا و مشخصات آنها در وصفي كه كادر رأي، جدولي و سنتي هم باشد كاري زايد و بيهوده و خالي از لطف است، مي خواهم بگويم، وقتي مي نويسيم دعواي فلان عليه بهمان، ديگر لازم نيست وي را تأكيدا به سمت خواهان هم موصوف سازيم و بنويسيم دعواي خواهان معصومه به طرفيت خوانده ابوالفضل بلكه بايد نوشت دعواي معصومه عليه «الف» و در دنباله رأي به همان سمت بايد اكتفا كرد و نوشت، دليل خواهان ... و دفاع خوانده... و الي آخر.

2- خواسته خواهان به گونه يي كه در متن رأي آمده است صدور اطلاق نيست زيرا طلاق صادر شدني نيست و چيزي كه صادر مي شود يا دادگاه مي تواند آن را صادر كند حكم طلاق است نه خود طلاق، پس بايد نوشته مي شد « به خواسته صدور حكم به طلاق...»

3- در جمله « عدول زوج از شرايط ضمن العقد مندرج در سند نكاحيه» نيز عيبهايي ديده مي شود: الف - عدول از شرط با اثبات شرط دو امر جداگانه است بدين معنا كه ثابت شدن شرطي ملازمه به عدول از آن ندارد بويژه كه اعلام شده است از زوج حدود سه سال است كه خبري به دست نيامده است، در اين مقوله استفاده از كلمه اثبات بر عدول البته كه برتري دارد. ب- جمع شرط در مفهوم مورد نظر دادگاه، شروط است و نه شرائط و كساني كه از شرايط به جاي شروط استفاده مي كنند لابد به مسامحه يا به مجاز يا به تشابه استفاده مي كنند، پس همان بهتر كه از جمع اصلي مفرد استفاده شود. ج- ترجيح دادن تركيب  عربي و ثقيل ضمن العقد بر ضمن عقد قابل دفاع نيست.

4- در جمله « خواهان اظهار نموده شوهرم» دو اشكال وجود دارد، نخست اين كه اظهار نمودن به جاي اظهار داشتن يا اظهار كردن، خالي از فصاحت است و دو ديگر اين كه مؤدبانه تر و درست تر اين است كه در نقل سخن از ديگران صيغه اول شخص به سوم شخص تغيير يابد تا رئيس دادگاه مجبور نباشد كه بنويسد «شوهرم...» پس بهتر بود نوشته مي شد خواهان گفته است يا اعلام داشته است كه شوهرش مدتي است...

5- در جمله « هيچگونه خبري و اطلاع از او ندارم...» نيز دو اشكال وجود دارد يكي اين كه كلمه هيچ از گونه جدا نوشته مي شود و دوم اين كه براي حفظ انسجام عبارت وقتي خبر به حرف ي نسبت و نكره و وحدت اضافه مي شود، اطلاع هم بايد اضافه شود يعني بايد نوشته مي شد: هيچ گونه خبري و اطلاعي از او ندارد ...

6- در جمله «اعضاء شورا آنرا تأييد نموده است» ضمن وجود چند اشكال نگارشي و رعايت نكردن رسم الخط كه به موقع مورد اشاره قرار خواهد گرفت» به لحاظ برابر نبودن فعل و فاعل ايراد دستوري ديده مي شود.

7- استفاده از ريختهاي گوناگون مي باشد و مي باشم به جاي است و هستم اگر هم با رواج همگاني همراه باشد ادبي نيست، مي خواهم بگويم نمي توان به جاي جمله هوا گرم است، نوشت كه هوا گرم مي باشد و نيز نمي توان به جاي «فرزندم بدون شناسنامه است» نوشت كه : فرزندم بدون شناسنامه مي باشد...». به عبارت ديگر باش و مي باشد در برقرار كردن رابطه اسنادي ندارد.

8- از نظر آيين نگارش و رعايت رسم الخط، در واژه ها و تركيبهاي زير ايراد وجود دارد: دعوي - بطرفيت -بخواسته- بلحاظ- رها نموده- ميباشد- آئين- جرائد- اعضاء - آنرا - بسر - تخلف نموده - رعايت ننموده- محرز دانسته - باستناد- اعلام مي نمايد- مهريه - رأي صادره .

و پيداست كه همچنان ايراد و اشكالهاي ديگري هم بر متن وارد است كه مي توان آنها را ناديده انگاشت.