|
نقد نگارشي يك رأي
زنده به سخن
محمد رضا خسروي
نظامي گنجهاي شاعر بلند آوازة قرن ششم ، بيش از آني كه در سال 599 /
هـ چشم از جهان برگيرد، همچنان نگران سرنوشت تلخ سخن بود كه گذشتة پر
افت و خيزي را پسِ پشت نهاده بود و آيندهيي بسيار محو و مهآلود را در
پيشروي ميداشت، شايد او بيش از هر چيزي متوجه اين نكته بود كه سخن و
به تبع آن وجه مكتوب آن يعني نوشته، با روزگار نگران كنندهيي مواجه
خواهد بود و به هر حال او كه خود را «زنده به سخن» معرفي ميكرد قطعاً
نميخواست كه سخن هم زنده به او باشد، آري سخن بايد به ابديت پيوند
خورد نه به هيچ كس ديگري چرا كه:
خط هر انديشه كه پيوستهاند
بر پر مرغان سخن بستهاند
و اين يعني كه هيچ انديشهاي بيمدد سخن اوج نخواهد گرفت و اين يعني كه
اگر انديشه ابتر بماند و به كنج فراموشي در غلتد قطعاً نتواسته است از
طريق سخن به پرواز درآيد و خود را به مخاطب برساند.
سخن گفتن و نوشتن كه هر دو بر كلمه و كلام تكيه دارند در واقع دست
احساس و تفكر و انديشه را ميگيرند تا از سكوت به حركت برسند اگر نه
صاحب انديشه هيچ فرقي با ديگران نخواهدداشت.
من هنگامي كه با برخي از آراء دادگاههاي دادگستري روبهرو ميشوم جز
افسوس خوردن بر سرنوشت ادب فارسي كه به وسيله همكاران من در كشتارگاه
دكهالقضا ذبح ميشود كاري از دستم برنميآيد الا همين كارك كم اثري
كه ميبينيد بدل شده است به پشت دست گزيدني خاموش در حاشيه آراء به
اصطلاح صادره !! از دادگاهها، اما در همين جا شما را هم فرا ميخوانم
تا در افسوس خوردن با من انباز و همنوا باشيد پس نخست بنگريد به اين
رأي كه شايد در شمار تازهترين آرائي باشد كه از دادگاهي در تهران صادر
شده است .
رأي دادگاه:
در خصوص دادخواست تقديمي خانم زهرا... فرزند محمد بطرفيت همسرش آقاي
امير... فرزند سهراب مجهولالمكان بخواسته صدور گواهي عدم امكان سازش و
طلاق باستناد به عقدنامه شماره 461449-6 بهمن 1382 اظهار داشت در تاريخ
82
/
11/ 16
با خوانده عقدكرده يك هفته بيش زندگي نكرده است بعلت اينكه
همسرش بددهن و دستبزن و در مجموع سوءمعاشرت و رفتار دارد و ترك منزل
نموده است و قادر نيست با ايشان ادامه زندگي مشترك بدهد در حال حاضر نه
ماه است كه بلاتكليف مانده و با نيازهاي مادي و معنوي وي توجه نكرده
است چند بار در مورد نفقه و مهريه دادخواست تقديم نموده منصرف شده است
شايد بتواند با خوانده زندگي نمايد ولي نتواسته است نظر به مجموع اوراق
و محتويات پرونده و نظريه داوران و تحقيقات بعمل آمده توسط واحد محترم
مددكاري واينكه خوانده با وصف ابلاغ قانوني حضور نيافته و دفاعي معمول
نداشته است و اينك بند 8 از شرايط ضمن عقد بتظر دادگاه محقق است خواسته
خواهان موجه بوده استناداً به مواد 1119 و 1130 و تبصره الحاقي از ماده
اخير و ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب 1370 حكم
طلاق خواهان را صادر و اعلام مينمايد زوجه ميتواند ظرف سه ماه از
تاريخ ابلاغ و قطعيت دادنامه ميتواند در يكي از دفاتر رسمي طلاق حاضر
شده و با استفاده از اختيارات حاصل از شرايط ضمن عقد مقرر در عقدنامه
و بذل حداقل يك سكه از مهريه ما فيالقباله خود و قبول بذل از طرف زوج
به اجراي طلاق از نوع خلع و ثبت آن اقدام نمايد زوجين فاقد فرزند مشترك
بوده و در حال حاضر نيز حسب اقرار و گواهي پزشكي باردار نيست رأي صادره
غيابي بوده ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل واخواهي در اين دادگاه پس از
آن قابل اعتراض درمحاكم محترم تجديدنظر استان تهران ميباشد.
رييس شعبه... دادگاه خانواده تهران...
لابد انتظار داريد كه پس از نگاه به چنين رأيي، بنشينم و ايرادهاي ادبي
و نگارشي آن را بر شمارم اين البته انتظار بهحقي است ليكن مشكل كار و
زشتي صورت پرادبار رأي بيشتر از آن است كه با دخالتي ويرايشي به صلاح
آيد. من ويراستاري اين رأي را تعهد نمي كنم اما ميتوانم به شما
نمايندگي بدهم كه از صادر كنندة رأي بپرسيد1- چه كسي يكباره در اثناي
فرمايشات دادگاه با دويدن به وسط معركه «اظهار داشت؟ 2- جمله «با
خوانده عقدكرده» آيا با نقل از خواهان در متن رأي آمده است يا از
ابتكارات صادر كننده رأي است؟
3- عبارت «به علت اين كه همسرش بددهن و دست بزن و در مجموع سوء معاشرت
و رفتار دارد» چگونه عبارتي است واز ادبيات كدام طبقه گرفته شده است؟ و
گيرم كه عريضه نويسي از زبان خواهان چنين ترهاتي را به قلم آورده باشد
آيا سزاوار است كه عيناً از صافي ذهن قاضي بگذرد و در متن رأي جا خوش
كند؟
4- جمله « حسب اقرار و گواهي پزشكي باردار نيست» اگر نگويم كه مفيد در
اقرار به وسيله ثالث است آيا با اين اشكال مواجه نيست كه بنياني در هم
تنيده و ضعيف دارد؟
5- عبارت« رأي صادره غيابي بوده » اين پرسش را بيدرنگ به ذهن متبادر
ميكند كه اگر رأي در سابق غيابي بوده است! حالا چه وصفي دارد؟ چرا
نويسنده رأي، صادر شده را به گذشته نسبت ميدهد، آيا جز اين است كه
ايشان به كاربرد افعال كمكي و وجوه وصفي آشنايي ندارند؟
خواننده رأي ميتواند همچنين به نمايندگي از سوي صاحب اين قلم بسياري
از پرسشهاي ديگر را هم با انشا كننده رأي در ميان نهد اما به نظر
ميرسد اگر هم ما لب از گفت و گو فرو بنديم باز هم،اين مرحوم نظامي
است كه پرسشهاي خود را پي خواهدگرفت:
گر نه سخن رشته جان تافتي
جان سر اين رشته كجا يافتي؟!
|