مردم با فقر مي‌سازند اما با تبعيض نمي‌سازند

آن‌چه مي‌آيد متن سخنراني دكتر حدادعادل، رئيس محترم مجلس شوراي اسلامي است كه در همايش روز قلم و در جمع برگزيدگان دوره‌هاي آموزشي معاونت آموزش دادگستري استان تهران ايراد شد. در اين مراسم كه با حضور مقامات عالي قضايي و اساتيد دانشگاه در محل معاونت آموزش برپا شد، تعدادي از همكاران مورد تقدير قرار‌گرفتند كه گزارش آن در شماره پيشين ماهنامه منتشر شد. ميهمان ويژه اين مراسم، آقاي حدادعادل، سخنان مبسوطي ارائه كردند كه به‌لحاظ محتواي مطالب به‌جاي يادداشت سردبير از آن بهره مي‌بريم.

سلام عرض مي‌كنم به حضور جمع ارجمند حاضر، و سپاسگزاري مي‌كنم از اين كه فرصتي در اختيار بنده قرار داده‌اند كه شاهد تقدير از برگزيدگان دوره‌هاي آموزشي باشم اين حضور را به فال نيك مي‌گيرم.
سخن گفتن بنده در حضور شما نخبگان امر قضا وجهي ندارد كه بنده در امر آموزشي در باب اهميت قوه قضائيه و قضاوت بايد عرض كنم شرافت هر جامعه‌اي بستگي به وضع قوه قضائيه در آن جامعه دارد، يك جامعه ممكن است ثروت و پيشرفت مادي زياد كرده باشد، زرق و برق صنعتي و فن‌آوري زياد داشته باشد اما هيچكدام اينها براي آن جامعه لزوماَ شرافت نمي‌آورد، ممكن است عظمت به معناي ظاهري بياورد، بزرگي، وسعت، قوت، قدرت، اما شرافت يك حقيقت ديگري است كه بارزترين جلوه آن در اجراي عدالت است اين ارزش بدست قوه قضائيه سپرده شده است.
قواي ديگر اگر وظيفه خود را نتوانسته‌اند خوب انجام بدهند ممكن است به‌عذري متوسل شوند كه ممكن است براي مردم پذيرفتني باشد مثلاً فقدان وقت و امكانات اما اگر قوه قضائيه در اجراي عدالت موفق نباشد هيچ عذري براي مردم پذيرفتني نيست يعني هيچ حكومتي و هيچ مسئولي نمي‌تواند با هيچ توجيهي به مردم بقبولاند ما نتوانستيم عادل باشيم ما مجبوريم ظلم كنيم اين ربطي به امكانات ندارد و توقع مردم از يك حكومت در درجه اول همين اجراي عدالت است مردم با فقر و كمبودها مي‌سازند اما با تبعيض نمي‌سازند.
اگر تبعيض نباشد با فقر مي‌سازند تبعيض باشد رفاه هم توقعات را بالا مي‌برد و برعكس مي‌شود اين نقش قوه قضائيه است در جامعه و حساسيت كار شما دوستان، نكته ديگر درباره آموزش در جامعه ما اين طور تصور مي‌شود آموزش محدود به دوراني است كه فرد رسماً در يك كلاس، دانشگاه يا دوره‌اي ثبت نام مي‌كند و بعد هم كه فارغ التحصيل مي‌شود! فارغ از تحصيل مي‌شود و بايد آموختن را كنار بگذارد.
چنين تصور غلطي نه با دنياي امروز مي‌خواند، نه با سنت گذشته ما، دوستان كه اهل علم‌اند اين قصه حقيقي را شنيده‌اند كسي در حال احتضار به ديدن ابوريحان بيروني رفت و او نزديك به 70 يا 80 سال، بوده اين عيادت‌كننده اهل علم بود و ابوريجان يك مسئله فقهي و علمي و شرعي را در باب جدات فاسده از او سئوال كرد.
آن شخص تعجب كرد گفت شما در اين وضع هنوز دنبال سئوال هستيد! گفت مي‌دانم دارم مي‌ميرم ولي به‌نظر شما من اين موضوع را بدانم و بميرم بهتر است يا ندانسته بميرم بعد. او توضيح داد و مباحثه‌اي كرد راوي مي‌گويد من چند دقيقه‌اي از منزل دور نشدم كه صداي شيون اهل منزل بلند شد.
اين را در احوال ابوريحان به نشانه نوشته‌اند كه واقعاً چطور از گهواره تا گور دانش بجوي سيره و سنت علماي ما بوده و امروز مي‌گويند آموزش وقتي موفق است كه به متعلم ياد بدهد كه چه طور بتواند ياد بگيرد يعني همه چيز را در يك دوره چهار ساله و يا شش ساله كه نمي‌شود ياد داد اما اگر در اين دوران فرد ياد بگيرد كه خودش چه طور ياد بگيرد بياموزد كه چگونه بياموزد آن وقت اين آموزش موفقي است كه در تمام عمر دنبال ياد گرفتن باشد. يكي از بزرگان كه من توفيق داشتم از نزديك ببينم و استفاده بكنم شهيد مطهري بود ايشان تا آن ساعت آخر عمر يعني تا آن لحظه‌اي كه از منزل در روز شهادت خارج شده بود يك سر، در حال مطالعه بوده.
من اندكي بعد از شهادت‌شان همان شب وقتي در اطاقشان وسايل روي ميزشان را جمع مي‌كردم همين‌طور از هر سو قسمت به قسمت مطالب مختلف كتابهاي گوناگون بود ايشان دائماً درحال دانش آموختن بود من مي‌توانم بگويم در يك سال آقاي مطهري بيش از يك دوره كارشناسي مطالعه مي‌كرد يعني اگر شما جمع كتابهايي كه يك دانشجو در يك دوره چند ساله كارشناسي مطالعه مي‌كند و امتحان مي‌دهد حساب كنيد چند تا است ايشان در يك سال بيش از يك دوره مطالعه مي‌كرد.
يعني هر يكسال به اندازه دوره كارشناسي به معلومات خودش اضافه مي‌كرد علاوه بر اين در دنياي درحال پيشرفت آموزش مستمر امري اجتناب ناپذيري است وسعت كار قوي قضا يك نسبتي با وسعت زندگي انسان دارد و يك ما به ازاي هم در قوه قضائي مي‌تواند داشته باشد.
بنابراين با وسعت يافتن دايره زندگي و پيچيده‌تر شدن زندگي دائماً قوة قضائيه هم وسعت پيدا كند تا از زندگي هم عقب نماند حال مثلهاي فراواني دارد كه شما بهتر از من مي‌دانيد، همين تحولاتي كه در فن‌آوري و اطلاع‌رساني و رايانه‌اي پيدا شده است اينها حاصل پيشرفتهاي همين چهل سال اخير است به‌خصوص در ده و پانزده سال گذشته انواع فعاليتها با حرف‌E انگليس با اينترنت شروع مي‌شد، به صورت الكترونيك مثلاً كامرس، حكومت رايانه‌اي، بازرگاني رايانه‌اي نمي‌دانم بانكداري رايانه‌اي انواع و اقسام كارها كه دارد جانشين فعاليتهاي معمولي مي‌شود يك فصل مفصلي از جرايم جديد ايجاد كرده چه در اخلاق چه در حقوق و امور ديگر و اين پديده‌اي است كه اصلاً نبوده يعني يك قاضي درجه يك چهل سال پيش اصلاً با چنين امور سرو كار نداشته حال شما بايد هم دانش را ايجاد كنيد هم اين دانش را منتقل كنيد والا هزار گرفتاري پيدا مي‌شود كه قوه قضائيه اصلاً پيش‌بيني نكرده است.
حال اين يك مثال بود از مثالهاي متعدد هر پيشرفتي در فن‌آوري يك ما به ازاي در قوه قضائيه بايد قطعاً داشته باشد الان همين مواد مخدري كه مواد روان صنعتي كه اضافه شد به موادمخدر سنتي اين انواع قرصها، داروها و اينها- اين يك پديده جديدي است كه در بيست سال پيش نبود حالا تشخيص انواع اينها اينكه كدام يك جرم است كدامش دارو است كدامش ساختش مثلاً چقدر جرم است استفاده‌اش جرم است باز هم اين يك مقوله ديگري است اين دو مثال كه بدانيد تنوع زياد است و بايد تحسين و تقدير كنيم از اهتمام به امر آموزشي و اين اقدام مباركي كه دادگستري تهران به رياست آقاي آوايي انجام داده‌اند.
بايد سپاس‌گذار باشيم آن مقداري كه بنده مطلع شدم هم خوب وسعت داشته، هم انشاء الله اثر داشته و به هر حال انشاءالله همه اين امور و اين فعاليتها سبب شود كه مردم رضايت بيشتري كسب كنند كه هر چه از قوه قضائيه راضي‌تر باشند از نظام و انقلاب اسلامي راضي‌ترند و براي امثال بنده كه خارج از قوه قضائيه هستيم هيچ اثر خوشحال كننده‌تر از اين نيست كه از زبان يك فرد عادي معمولي جامعه بشنوم كه در مراجعه به قوه قضائيه با او با انصاف واحترام رفتار شد اين باعث سرافرازي ما مي‌شود و هيچ امري هم تلخ‌تر از اين نيست كه يك مظلومي به انسان برسد و بگويد وضع چنين و چنان بود كه اين جز سرافكندگي و شرمساري ندارد.
هر چه شما در تقويت و تسريع و تعالي اين قوه بكوشيد در تحكيم پايه‌هاي نظام كوشيده‌ايد، امروز روز قلم هم هست و كاري هم در اينجا شد در مقوله قلم است، همه آقايان محترم قضات كه اينجا تشريف دارند بالاخره هركاري كه مي‌كنند آخرش از نوك قلمشان اين انديشه‌ها به ظهور مي‌رسد و با گردش قلم است كه يك كسي را به چوب دار مي‌سپارد يا يك كسي از چوب دار نجات پيدا مي‌كند و حرمت قلم را بايد امروز يادآوري كرد.
انشاءالله اين دوستان جوانتري كه منتخبان اين دوره هستند هر وقت خواستند قلمشان را به چرخش دربياورند اين آيه «نون و القلم و ما يستطرون» كه امروز خوانده شد و بنده هم قبل از ورود استفاده كردم از نظر دور نداشته باشند از اينكه مزاحم شدم و مطالبي را گفتم كه بهتر از آنها نزد شما معلوم بود عذرخواهي مي‌كنم، براي همه‌آقايان و خانم‌ها در خدمت به اسلام و ايران عزير آرزوي موفقيت دارم. و السلام عليكم و رحمه‌اله و بركاته.