|
در پرتو
بررسي قطعنامه 1696 شوراي امنيت سازمان ملل متحد
◊
جايگاه
حقوقي انرژي هستهاي جمهوري اسلامي ايران

●
رضا حمید زاده
- قاضی دادگستری تهران و کارشناس ارشد حقوق بین الملل
كشمكش برسر
توقف يا استمرار فعاليتهاي هستهاي جمهوري اسلامي ايران بيش از چهار سال است
كه بين سه كشوراروپايي با حمايت ايالات متحد آمريكا از پشت پرده به شيوه
مذاكره ادامه دارد. اين اختلاف ديدگاهها، ازسطح تئوري وارد سطح عمل در
آژانس بينالمللي انرژي اتمي به عنوان يك نهاد تخصصي سازمان ملل متحد شده
است. آژانس نيز براي حل مشكلات در حد مذاكره، با فشار ايالات متحد آمريكا،
مبادرت به صدور قطعنامههاي ضد و نقيض راجع به فعاليت هستهاي ايران نموده
است.
از ميان قطعنامههاي گوناگون شوراي حكام آژانس، بيشتر از همه،
مذاكره 35 كشور عضوشوراي حكام آژانس در وين اتريش، مقر سازمان بينالمللي
انرژي اتمي (IAEA)
قطعنامه11
آگوست 2005 ميلادي شوراي حكام آژانس مبني بر محكوميت ايران به لحاظ درج
»توقف فعاليتهاي هستهاي صلح آميز« از ديدگاه حقوق بينالملل داراي چالشهاي
فراواني ميباشد كه بخشي از آنها در اين مقاله مورد تدقيق قرار خواهد گرفت.
جمهوري اسلامي ايران دو سال پيش از محكوميت اين قطعنامه بر اساس نظريه سه
كشور اروپايي آلمان، انگليس و فرانسه كه نتيجتا منتهي به توافقنامه پاريس
گرديد، به طور »داوطلبانه« غني سازي اورانيوم را كه محور اصلي فعاليتهاي
صلحآميز هستهاي ايران محسوب ميشد، متوقف ساخت. توقف داوطلبانه غني سازي
اورانيوم توسط ايران، از اين جهت بود كه هر كشور عضو ان. پي. تي (معاهده
منع گسترش سلاح هاي هستهاي سال 1968) داراي »حق برابر« با يكديگر ميباشند.
بنابراين
نه تنها سه كشور اروپايي فوق الذكر بلكه هيچ كشور ديگري نيز نميتواند
تعهدات حقوقي بينالمللي به ايران يا هر كشور ديگر عضو معاهده(NPT)
بار
نمايد زيرا آنها نيز مطابق معاهده مذكور تابعي از معاهده بوده و تعهدات
مندرج در معاهده بر همه اعضاي آن به طور يكسان به موقع اجرا گذاشته ميشود.
اين در
حالي كه است كه كشورهايي مانند پاكستان و هندوستان كه ساليان متمادي از
زمان استقلال هند در سال 1947 ميلادي با يكديگرمنازعه و درگيري دارند-به
سلاحهاي هستهاي توسط غرب تجهيز شده اند. افزون براين، آمريكا و انگليس بيش
از سه سال است كه با اشغال نظامي دوكشور مسلمان افغانستان و عراق، به
مدرنترين سلاحهاي كشتار جمعي و سلاحهاي مخوف هستهاي مجهز هستند و برتري
نظامي خود را به رخ همگان ميكشند.
گفتاراول- مباني حقوقي بينالمللي حاكم برانرژي هستهاي
ماده 4
معاهده منع گسترش سلاحهاي هستهاي يكي از مواد كليدي براي فعاليتهاي هستهاي
جمهوري اسلامي ايران ميباشد كه مقرر ميدارد: »1- هيچ نكتهاي در اين پيمان
نبايد به گونهاي تفسير شود كه حق مسلم هم پيمانان در انجام تحقيقات، توليد
و استفاده از انرژي هستهاي براي مقاصد صلحآميز را تحت تاثير قرار دهد. اين
امر بايد بدون اعمال تبعيض و در مطابقت با مواد1و2 اين پيمان باشد.
2.در
تبادل تجهيزات، مواد و اطلاعات تكنولوژيكي براي مقاصد صلح آميز، استفاده از
انرژي هستهاي در حداكثر شكل، تمام هم پيمانان حق مشاركت داشته و متعهد به
تسهيل در انجام آن ميشوند.
.3همپيماناني كه توان چنين اقدامي را دارند هم چنين بايد
به شكل انفرادي يا همراه با ديگر دولتها يا سازمانهاي بينالمللي براي توسعه
بيشتر استفاده از اشكال صلحآميز انرژي هسته اي، خصوصا در قلمروي دولتهاي
فاقد سلاحهاي هستهاي كه وارد اين پيمان شدهاند، مشاركت ورزند.
اين مشاركت
با عطف توجه به نيازهاي مناطق در حال توسعه جهان، انجام ميپذيرد.«
منطوق ماده
4 معاهده مذكورحاكي از اين است كه شوراي امنيت سازمان ملل متحد نميتواند از
نظر حقوقي از فعاليتهاي هستهاي صلحآميز ايران - ولو اينكه داوطلبانه باشد -
جلوگيري نمايد. زيرا تصميمات شوراي امنيت بايد مستند به قواعد بينالمللي
شناخته شده كتبي (معاهده) يا تدوين نشده (عرفي) باشد، در حالي كه به خوبي
ميتوان از قطعنامه شورا درك كرد كه چنين قطعنامهاي بااوصاف فوق الاشعاراز
سوي شوراي امنيت صادر نشده است. بنابراين قطعا ميتوان گفت چنين قطعنامهاي
مغاير حقوق بينالملل به حساب ميآيد. يكي از نكات مطروحه در قطعنامه 12
سپتامبر 2003 آژانس بينالمللي انرژي اتمي، درخواست موكد از ايران براي
امضاء، تصويب و اجراي سريع و بيقيد و شرط پروتكل مذكور و هم چنين اجراي
موقت آن است. كار به جايي رسيده كه علاوه بر ارگان بينالمللي به نام آژانس
بينالمللي انرژي اتمي، ايالات متحد آمريكا نيز ايران
را
تشويق ميكند كه پروتكل الحاقي را امضاء نمايد.
شوراي حكام
به عنوان ركن اجرايي يك سازمان بينالمللي تخصصي، بدون در نظر گرفتن »اصل
رضايي بودن پذيرش معاهدات« بر الزام ايران به تصويب پروتكل الحاقي اصرارمي
ورزد، تفكيك تعهدات حقوقي از الزامات اختياري را ناديده گرفته و مغاير اصول
و موازين حقوق بينالملل عمل ميكند.
مسئله
فعاليت هستهاي ايران، اگر بخواهد موضوع قطعنامه شوراي امنيت قرار گيرد، دست
كم بايد در قالب يكي از اشكال سه گانه تهديد صلح، نقض صلح يا تجاوز-قرار
گيرد.
آژانس
بينالمللي انرژي اتمي به عنوان ركن تخصصي سازمان ملل در اين زمينه تفاسير
گوناگون از فعاليت هستهاي ايران نموده كه هيچ گاه نقض يا تهديد صلح
بينالمللي به شمارنيامده است. كافي است به اين قطعه از تحرير آژانس دقت
نماييد :»شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي ميگويد اگرچه ايران در
ماه دسامبر به اجراي مفاد پروتكل الحاقي پيمان منع گسترش جنگ افزارهاي
هستهاي متعهد شده اما هنوز قطعنامههاي 26 نوامبر و 12 سپتامبر را اجرا
نكرده است« (قطعنامه آژانس بينالمللي انرژي اتمي درباره فعاليت اتمي
ايران(آژانس بينالمللي انرژي اتمي تلاشي را در سال 1993 جهت محدود سازي
مطلوب قدرت دول عضو معاهده ان. پي. تي. آغاز كرد تا سلاحهاي هستهاي
غيرقانوني را بعد از برنامههاي سلاحهاي هستهاي مخفي در كشورهاي عراق و كره
شمالي پيگيري نمايد، بدين منظور كه(آنها) تضمينهاي گسترده آژانس بينالمللي
انرژي اتمي را در معرض خطرضعف و ناتواني قرار داده اند.
واقعا آن
تلاش يك پروتكل الحاقي داوطلبانه را بوجودآورد، كه براي تقويت و توسعه
تضمين هاي گسترده آژانس بينالمللي انرژي اتمي در قبال راستي آزمايي سلاحهاي
غيرهستهاي دول عضو ان. پي. تي. تنها مواد و تسهيلات هستهاي براي اهداف
صلحآميز استفاده نمايد.
پروتكل
الحاقي هم چنين به طور ذاتي قدرت نظارتي آژانس بينالمللي انرژي اتمي را
براي تسهيلات هستهاي مخفي بوسيله فراهم كردن اختيار بازرسي آژانس نسبت به
هر گونه تسهيلات-اعلام شده و نشده جهت رسيدگي به مسائل متناقض در
اعلاميههاي يك دولت هستهاي گسترش ميدهد. دول عضو ان. پي. تي. به تصويب يك
پروتكل الحاقي نيازي ندارند، اگرچه آژانس بيالمللي انرژي اتمي از همه خواست
كه اين كار را انجام دهند.
گفتاردوم - ارزش قطعنامه 1696 شوراي امنيت سازمان ملل در فرآيند عمل
بخش اول- واكنش ناشي از حسن نيت ايران درقبال قطعنامه به عنوان پيشينه
اعتمادي سازي
به نظر
ميرسد كه حسن نيت ايران دراجازه به بازرسان آژانس- آن هم به طور سرزده و
دسترسي آسان آژانس به فعاليت هستهاي ايران، دليل بزرگي براي عدم تخلف ايران
از مفاد معاهده منع گسترش سلاحهاي هستهاي بوده و »تضمين عيني« است به همه
دولتهاي جهان. به خصوص اجازه بازرسي در هرزمان دلخواه آژانس تضمين بيحد و
حصري است كه باب را براي كشورهاي هستهاي جهان بازخواهد كرد و به ضرر چنين
كشورهايي محسوب ميشود. چرا كه بازرسي كه وقت آن از پيش تعيين نشده باشد،
بيشك تضمين بيحد و حصري است كه شايد پاسخ آن در آينده براي ايران هم بسيار
مشكل باشد.
بازرسي
سرزده و بدون اطلاع قبلي به ايران در وضعيتي صورت ميپذيرد، كه دولت كانادا
در حاشيه شصتمين نشست مجمع عمومي سازمان ملل متحد در سپتامير 2005 ميلادي،
با صراحت اعلام ميكند: اسرائيل براي حفظ امنيت خود نيازمند سلاحهاي هستهاي
است. بديهي است كه اگر كشوري دنبال تخلف از مقررات بينالمللي باشد چنين
جسارتي برا ي »بازرسي سرزده« نمينمايد.
بخش دوم-
تعليق كامل غني سازي اورانيوم
قطعنامه 1696 در بند دوم اجرايي خود مقرر ميدارد: »تقاضا ميكند
كه در اين چارچوب، ايران تمامي فعاليتهاي مربوط به غنيسازي و بازفرآوري از
جمله تحقيق و توسعه را تعليق كند تا مورد راستيآزمايي آژانس بينالمللي
انرژي اتمي قرار گيرد«.
به نظرمي
رسدكه شوراي امنيت سازمان ملل متحد بايد براساس معاهده
(NPT)
از دولتي ه
مانند جمهوري اسلامي ايران عضومعاهده مزبور است، تقاضاهايي بنمايد تا
رفتاركشور مورد درخواست مطابق با قواعد حقوق بينالملل تلقي شود. درحالي كه
اين تقاضا مطابق با معاهده مذكور و حتي پروتكل الحاقي صورت نگرفته است.
شوراي
امنيت با حاكم كردن اراده اعضاي دائم خود بر يك قطعنامه، اين محمل حقوقي را
از خود سلب و در صورت زيربار نرفتن يك كشور و خطاي آن، ناچار بايد دست به
اِعمال زور بزند كه اين هم خلاف خودمنشورملل متحدبه عنوان يك معاهده جهاني
قاعده ساز است.
بخش
سوم-راستي آزمايي
در هيچ يك از ادبيات حقوقي از جمله ادبيات حقوق بين الملل،
راستي آزمايي مستلزم »تعليق كامل غني سازي اورانيوم« نيست. چنان كه شوراي
امنيت در قطعنامه مذكور ميگويد: »اين اعتقاد را ابراز ميكند كه چنين تعليقي
كه كامل باشد، پايبندي ايران به مطالبات مطرح شده از سوي شوراي حكام آژانس
بينالمللي انرژي اتمي را راستيآزمايي ميكند«. هيچ منطق حقوقي اين مسئله را
مورد قبول قرار نميدهد كه يك دولت از حق مسلم خود كه فعاليت صلحآميز هستهاي
است، صرفا براي »راستي آزمايي« يك عده از كشورهاي غربي دارنده مدرنترين
سلاحهاي هستهاي، صرف نظر نمايد. به عبارت ديگر، راستي آزمايي نبايد در
لفافه نقض مقررات حقوقي، پوشش عملي به خود گيرد.
گفتارسوم تطبيق تقاضاي شوراي امنيت و آژانس بينالمللي انرژي اتمي با قواعد
بين المللي
شوراي حكام
آژانس دربند »يك« قطعنامه مورخ20 مرداد 1384 برابر با 11 آگوست 2005
ميلادي، در محكوميت فعاليتهاي صلحآميز هسته ايران مقرر داشته: » با تصريح
نگرانيهاي جدي خود در خصوص نامه اول آگوست 2005 ايران مبني بر تصميم براي
فعاليت مجدد كارخانه يو، سي. اف اصفهان و نيز گزارش 8 آگوست مدير كل كه
اعلام داشته بود ايران در اولين بخشهاي اين كارخانه كنستانتره و اوره
اورانيوم را به جريان انداخته است و هم چنين گزارش 10 آگوست مدير كل مبني
بر اينكه ايران پلمپها را از خط توليدي برداشته كه يو. اف 4 (تترا فلورايد
اورانيوم) نيز شامل آن است«. همان سان كه مشاهده ميشود قطعنامه آژانس حتي
ميخواهد ريشه فعاليت هستهاي صلح آميز ايران را بركَنَد.
اما
متاسفانه گام بلند ديگر كه شوراي امنيت سازمان ملل به عنوان يك ركن سياسي
تصميم گيربرداشته، خطرناكتر است. براين اساس، مشخص است كه درخواست شوراي
امنيت به» تعليق كامل غنيسازي اورانيوم« از ايران الزامي حقوقي نبوده و
داوطلبانه محسوب ميگردد، زيرا از ديدگاه حقوق بينالملل چنين درخواستي وجاهت
حقوقي مطابق منشورملل متحد ندارد. به همين دليل، اين تقاضاي شوراي امنيت نه
در زمره اختيارات شورا مطابق منشورملل متحد به حساب ميآيد و نه معاهده منع
گسترش سلاحهاي اتمي 1968 ميلادي و پروتكل الحاقي (امضاء شده دردسامبر2003
ميلادي توسط ايران) با آن سازگاري دارد.
بديهي است
كه اين حكم مندمج در قطعنامه شوراي امنيت نشأت گرفته از اختيارات ضمني آن،
هرگاه كه با معاهده منع گسترش سلاحهاي هستهاي در تعارض افتد، لغو و بياساس
خواهد بود. خوشبختانه ماده 4 معاهده مذكور فعاليتهاي صلحآميز هستهاي را
براي همه كشورهاي جهان قانوني شناخته است كه هيچ كشور و يا نهاد بينالمللي
قادر به نسخ آن نخواهد بود.
گفتار چهارم - دوگانه سازي قواعدانرژي هستهاي در حقوق بينالملل و پيامدهاي
ناگوار آن
بخش اول-
معيار شبهه انگيز براي تمام كشورهاي عضوNPT
واضح است
كه معيار شبهه انگيز قطع كامل فعاليتهاي هستهاي توسط برخي كشورهاي عضو ان.
پي. تي مطابق درخواست دول قدرتمند غربي عضو اين معاهده، معياري غير قابل
پذيرش خواهد بود. علت اين است كه اراده ملل و اكثريت دول جهان برآن قرار
گرفته كه معياري مورد پذيرش نهادهاي بينالمللي يا حداقل مطابق با معاهده
ان. پي. تي و مقررات مندرج در آن براي دول عضو پيش بيني گردد تا ضمن حفظ
صلح و امنيت بينالمللي حافظ منافع ملي كشورهاي عضو معاهده مذكور نيزباشد.
اگر اين خواسته دول بزرگ عضو ان. پي. تي را بپذيريم، شكي نيست
كه دامنه اين تقاضا خود دولتهاي بزرگ را نيز در بر خواهد گرفت و آنان نيز
حق فعاليتهاي صلحآميز هستهاي را ندارند. از سوي ديگر، كشورهاي در حال توسعه
نيز گرفتار چنين تقاضاي مغاير با حقوق بينالملل دول بزرگ جهان خواهند شد
لذا بايد معياري شفاف و مطابق با مقررات بينالمللي از سوي همه كشورهاي عضو
ان. پي. تي در پروتكل الحاقي يا هر سند بينالمللي مورد توافق ديگر تنظيم
گردد. عليهذا، هم فعاليتهاي هستهاي استمرار يابد و منافع حاصل از آن همه
كشورهاي جهان را در برگيرد و هم انحراف فعاليتها به سوي سلاحهاي هستهاي
ممنوع گردد.
مسلم است
كه جهان به سمت كاهش سلاحهاي هستهاي يا از بين بردن يا منع تكثير سلاحهاي
اتمي پيش نميرود زيرا به تازگي فدراسيون روسيه با صراحت اعلام كرده است كه
در حال ساخت مدرنترين سلاحهاي هستهاي است و ايالات متحد آمريكا بيان داشته
كه سلاحهاي هستهاي فوق الكترونيكي ميسازد. با تاسف توأم با شگفتي بايد
اذعان نمود كه، هيچ كشور بزرگي نسبت به اقدام فدراسيون روسيه و ايالات متحد
آمريكاواكنش مثبتي از خود نشان ندادند. اين در حالي است كه روسيه در يك جاي
ديگر اعلام كرده بود كه قدرت دارد با داشتن سلاحهاي اتمي فعلي 60 بار كره
زمين را با خاك يكسان كند. نظير همين ادعا را ايالات متحد آمريكا مبني بر
اينكه 82 بار ميتواند كره زمين را نابود سازد كرده بود.
بخش دوم - پيامدهاي دوگانهسازي قواعد بينالمللي مربوط به فعاليت هستهاي
شوراي
امنيت سازمان ملل متحد وآژانس بينالمللي انرژي اتمي به تبعيت از دول غربي
بويژه ايالات متحدآمريكا، خواستار اين هستند كه ايران را از همه فعاليتهاي
صلحآميز هستهاي محروم سازند، با اين كه اراده آنان و در پي آن اقدامات شان
در مغايرت با ماده 4 معاهده ان. پي. تي. جلوه گر شده است. اين در حالي است
كه بسياري از كشورهاي مطلوب دول غرب از جمله دولت اشغالگر اسرائيل كه هم
اكنون داراي 256 كلاهك هستهاي است پاكستان، هندوستان و نظاير آنها، به
داشتن فعاليتهاي هستهاي غير مجاز و ساخت و توليد سلاحهاي اتمي موردتشويق
قرار ميگيرند.
بديهي است
كه دول در حال توسعه و بويژه دولتهاي خاورميانه كه ايران از ميان آنها به
فنآوري صلح آميز هستهاي دست يافته است، كمتر نگران افزايش سلاحهاي اتمي در
جهان هستند، در حالي كه بيشتر از تبعيض برخورد سازمانهاي بينالمللي حافظ
صلح و امنيت رنج ميبرند كه پيامد ناگوار ناشي از بيعدالتي در برخورد با
كشورهاي صاحب تكنولوژي هستهاي متوجه ملتهاي ضعيف ميگردد. آيا ملتهاي
قدرتمند از اين تبعيض و بيعدالتي بينالمللي در رنج نيستند؟ اگر پاسخ اين
سئوال در حال حاضر منفي باشد، مسلما در دراز مدت پاسخ آن منفي خواهد بود
زيرا همه ملتهاي جهان از اين برخورد دوگانه كه آن را »بيعدالتي« يا »تبعيض«
نهادهاي بينالمللي حافظ صلح و امنيت در جهان نام مينهيم، بهرهمند نميگردند
و يك روز هم فراخواهد رسيد كه دولتهاي در حال توسعه به دولتهاي توسعه يافته
و داراي تكنولوژي مبدل شوند، در آن صورت دول غربي چه واكنشي در قبال ملل
پيشرفته آتي جهان خواهند داشت.
اگر اين
روند تحقق و استمرار يابد، لازمهاش آن است كه اساسنامه آژانس بينالمللي
انرژي اتمي را تغيير دهند و بگويند هيچ كشوري غير از كشورهاي قدرتمندكه بمب
اتمي ساختند و هنوز هم ميسازند و هركس را هم كه بخواهند صاحب بمب ميكنند،
حق ندارد به سراغ انرژي صلحآميز هستهاي برود.
گفتارپنجم - عكس العمل ايران در برابر قطعنامه شوراي امنيت
بخش اول-
استمرار باقي ماندن در معاهده
(NPT)
اگرايالات
متحد آمريكا، روسيه، فرانسه و ساير دارندگان بمب اتم از تسليحات خود
استفاده كنند، قابليت نابودي چند باره كره زمين را خواهند داشت. اين گونه
تهديدات، امنيت جهاني را به مخاطره مياندازد و كشورهاي در حال توسعه را
درراه رسيدن به صلح بينالمللي پايدار نااميد و دلسرد مينمايد.
مع الوصف،
دولتهاي دنياي سوم درترديد هستند كه آيا در كنوانسيون عدم گسترش سلاحهاي
هستهاي باقي بمانند يا از آن خارج گردند؟ بايد با قاطعيت ادعا كرد كه
هركشوري به دنبال منافع ملي خود است و اگر با ماندن در يك معاهده بينالمللي
به اين منافع لطمه وارد آيد، شكي نيست كه آن كشور رغبتي در استمرار همكاري
با كشورهاي ديگر عضومعاهده مزبور ندارد. به همين دليل است كه كره شمالي
درسال 2001 ميلادي خروج از معاهده منع گسترش را بر استمرار فعاليت درچارچوب
معاهده مزبور ترجيح داد. اينك نوبت ايران است كه تصميم بگيرد كه چه بهرهاي
از عضويت در معاهده منع تكثير سلاحهاي هستهاي عايدش مي گرددكه اين همه
الزامات حقوقي بينالمللي را متحمل ميگردد.
بخش دوم - خروج از معاهده و نفي تبعيض در برخورد با ايران
جمهوري
اسلامي ايران از سوي برخي گروهها و از جمله كارشناسان حقوقي در داخل كشور
براي ترك معاهده ان. پي. تي. و عضويت در آژانس بينالمللي انژري اتمي تحت
فشار است، اما دولت بر راه حل منطقي و مسالمت آميز اصرار ميورزد. ماده 10
معاهده منع گسترش سلاحهاي هستهاي 1968 به شكل زير مقرر ميدارد: »هردولت عضو
كه تشخيص دهد حوادثي غيرعادي مرتبط با موضوع اين معاهده رخ داده كه منافع
عاليه آن را در معرض خطر قرارداده است، در اعمال حاكميت ملي خود حق دارد از
معاهده خارج شود. اين دولت بايد تصميم خود را سه ماه قبل از خروج، به ساير
دولتهاي عضو و شوراي امنيت سازمان ملل متحد اطلاع دهد. اين اطلاعيه بايد
متضمن بيان حوادث فوق العادهاي باشد كه آن دولت را به عنوان به خطر
اندازنده منافع عاليه خود تلقي كرده است و لذا قابليت اعمال داشته و مبنايي
متيقن براي اثر بخش نبودن اعمال آن وجود ندارد«.
به عنوان
نمونه بايد ديد كه كشوري به نام كره شمالي كه در سال 2001 ميلادي از
كنوانسيون منع گسترش سلاحهاي هستهاي خارج شده، متوجه چه ضررهايي گشته است؟
مسلما سودهاي فراواني عايد كشوركره كوره شمالي شده است زيرا از يك طرف كره
جنوبي و از طرف ديگر ژاپن و از سوي سوم دول غربي بويژه آمريكا و اتحاديه
اروپا كه از مخالفان اين كشور بودند، تنها ميتوانند به تحريم اقتصادي و
روابط بازرگاني و تجاري با كره شمالي مبادرت ورزند.
اما
شركتهاي خصوصي همين كشورهايي كه وارد تحريم اقتصادي با يك كشور ميشوند،
ابراز تمايل براي همكاري اقتصادي و بازرگاني با كشور تحريم شده ميكنند.
مضاف براين، كشورهاي ديگري هستند كه بازارهاي بزرگ و تشنه خريد كالا و فروش
مواد اوليه به كشورهاي ديگر باشند. از سويي همان كشورهاي قدرتمند از لحاظ
نفت، اورانيوم و مواد ديگر به كشورتحريم شده نيازمند هستند كه ناچارند با
وجود وضعيت بحراني از طريق شركتهاي خصوصي داخلي خود به رفع نياز كارخانههاي
مهم خوددر دنيا بپردازند.
گفتارششم وظيفه يا حق جمهوري اسلامي ايران در خصوص قطعنامه
بخش اول-وظيفه جمهوري اسلامي ايران در قبال قطعنامه
درخصوص
وظيفه جمهوري اسلامي ايران در قبال قطعنامه1696 شوراي امنيت و آژانس
بينالمللي انرژي اتمي بايد خاطر نشان كرد كه ايران دو وظيفه اساسي در قبال
نهادهاي بينالمللي و قطعنامههاي صادره آنها دارد.
بند اول - در قبال آژانس بينالمللي انرژي اتمي
ايران با
توصيه شوراي امنيت و آژانس درقبال آژانس بينالمللي انرژي اتمي تنها در
»چارچوب اساسنامه« آژانس، وظيفه همكاري در خصوص فعاليتهاي صلحآميز هستهاي
دارد. اين وظيفه در قالب بازرسيهاي مكرر و سرزده كه آژانس از فعاليتهاي
هستهاي ايران مطابق با مقررات بينالمللي انجام داده و مي دهد يكي از موارد
بارز همكاري ايران با آژانس به شمار ميآيد. بايد گفت كه اگر توجيه ايران در
خصوص تعليق غني سازي داوطلبانه اورانيوم براي اعتماد سازي بوده است، چرا
بايد اعتماد سازي يكجانبه باشد و چنانچه دليل ايران اين است كه با آژانس در
حال همكاري است، واضح است كه تعليق داوطلبانه شامل همكاري با آژانس نميگردد.
بند دوم- در قبال شوراي امنيت
از يك سو،
درخصوص همكاري ايران با سه كشور اروپايي آلمان و انگلستان و فرانسه بايد با
قاطعيت اذعان كرد كه آنان نيز به مانند كشور ايران، اعضاي معاهده منع گسترش
سلاحهاي هستهاي - در يك مرتبه عرضي - هستند، و لذا از اين حيث هيچ گونه
برتري حقوقي بينالمللي بر كشور ايران ندارند. افزون براين، سه كشور مذكور
در زمره هيچ نهاد بينالمللي به شمار نيامده اند. پس دليل حقوقي وجود ندارد
كه ايران به عنوان يك كشور مستقل و عضو كامل معاهده مذكور بايد نظر موافق
اين سه كشور را جلب كند.
اما از سوي
ديگر، هيچ مقرره بينالمللي تدوين شده و حتي حقوق بينالملل عرفي نيز با اين
امر سازگاري ندارد كه شوراي امنيت بدون اين كه سه مقوله »تهديد برصلح، نقض
صلح، تجاوز« يك دولت را مطابق با مقررات منشور ملل متحد احراز نمايد، الزام
حقوقي جديدي براي يك دولت ايجاد نمايد.اگر اعضاي دائم شوراي امنيت از ميان
اتحاديه اروپا و يا هر كشور ديگري داعيه نظارت يا جلب همكاري كشوري را در
خصوص فعاليتهاي هستهاي خود با آنان دارد، بايد اقدامات يا تقاضاهاي خود را
با مقررات بينالمللي منطبق سازند، در حالي كه چنين تقاضايي با اين وصف هيچ
گاه از هيچ كشور نهادي از جمله شوراي امنيت از ايران صورت نگرفته است. لهذا
معلوم نيست كه كشور ايران در سه سال پيش، مطابق با كدام درخواست حقوقي
شناخته شده بينالمللي مبادرت به تعليق داوطلبانه غني سازي اورانيوم خود
كرده است.
بخش دوم - حق جمهوري اسلامي ايران در قبال قطعنامه
ملت ايران
همواره در صدد گرفتن حق مسلم فعاليت هستهاي صلحآميز خود قدم برداشته و در
انديشه ها و رفتارها اين مدعا را ثابت نموده است. شايسته اين است كه مقامات
رسمي جمهوري اسلامي ايران، ابتدا ملت را پيشتاز امر نمايند نه خود را زيرا
اگر ملت ايران در صحنه اول گرفتن حق خويش مبني بر فعاليت هستهاي صلح آميز
بر آيد، هيچ مقام بينالمللي نميتواند وي را از حقوق حقه و خدشته ناپذير
خودمحروم سازد. ولي متأسفانه در دولت گذشته، هميشه مسئولين خود را پيش
انداخته و در صدد حل مشكل پرونده هستهاي ايران برآمدند و هيچ گاه به نتيجه
مطلوب نائل نگشتند.
بند اول- طبق معاهده منع گسترش سلاحهاي هستهاي
ماده 4
معاهد منع گسترش سلاحهاي هستهاي 1968 ميلادي، براصل »عدالت و بهرهمندي همه
كشورها از حقوق صلحآميز هستهاي« دفاع ميكند. براساس اين اصل ميتوان قاطعانه
ادعاكرد كه هيچ كشوري و هيچ نهاد بينالمللي حق سلب »حقوق مشروع و عادلانه«
از دولتي را ندارد. با سياسي كردن موضوع نيز نميتوان سرپوشي برفعاليتهاي
نامشروع و غيرحقوقي دول غربي گذاشت و حق مسلم كشورهايي مانند ايران را
ناديده انگاشت.
قطعنامه 11
آگوست 2005 شوراي حكام در بند »ز« حكم خود »به رسميت شناختن حق دولتها در
توسعه و كاربرد انرژي اتمي براي مصارف صلح جويانه شامل توليد انرژي
الكتريسيته، منطبق بر تعهد مبني بر عدم انحراف فعاليتها و با ملاحظه
نيازهاي كشورهاي در حال توسعه« تاكيد كرده است. بايد گفت كه از يك طرف
آژانس و شوراي حكام در قطعنامه مذكور به عدم انحراف فعاليتهاي هستهاي ايران
به سمت انحراف منطقه ممنوعه اذعان و اعتراف ميكند اما از سوي ديگر از ايران
ميخواهند كه فعاليتهاي هستهاي حتي تحقيقات هستهاي خويش را معلق سازد.
ايران نيز
بارها از قول ملت خود به تمام نهادهاي بينالمللي اظهار داشت كه ايران از حق
مسلم خود كوتاه نخواهد آمد، پس شوراي امنيت وآژانس بايد ملاكهاي قابل قبول
بينالمللي را به ملت ايران عرضه دارند تا فعاليتهاي صلحآميز هستهاي، هم
چنان پايدار باقي بماند و به نظر ميرسد راه سومي وجود ندارد.
بند دوم - طبق قواعد حقوق بين
الملل عام
براساس
حقوق بينالملل عام(13) تبعيض در ايجاد و اجراي قواعد بينالمللي راجع به هيچ
حوزهاي كه تحت شمول حقوق بينالملل است، از جمله فعاليت هستهاي به رسميت
شناخته شده نيست. به عبارت ديگر، برپايه حقوق بينالملل عام نيز كسي
نميتواند ادعا كند كه »آپارتايد هستهاي« مورد حمايت اين گونه مقررات
بينالمللي ميباشد. لذا بايد جامعه بينالمللي ضمن اين كه حق كشورهاي جهان
اعم از عضو يا غيرعضومعاهده ان .پي.تي. را به رسميت ميشناسد، در عين حال
كشورهاي داراي سلاح هستهاي را ملزم به خلع سلاح هستهاي نمايد. در غير اين
صورت، مقررات بينالمللي همچون برخي نهادهاي بينالمللي در چشمان ملتها بياثر
خواهد بود و هيچ ملتي بدان چشم اميد نخواهد بست.
نتيجه
با عنايت
به آنچه گفته آمد، چيزي كه درخصوص فعاليتهاي هستهاي ايران مهم و اساسي جلوه
مي كند، اين است كه آژانس انحراف فعاليتهاي هستهاي ايران را به سوي مقاصد
نظامي تأييد كند. آيا اين امر در خصوص فعاليتهاي هستهاي ايران تحقق يافته
است تا مغاير با مقررات معاهده منع گسترش سلاح هاي هستهاي 1968 و پروتكل
الحاقي آن شناخته شود؟ بديهي است كه آقاي محمد البرادعي دبيركل آژانس بين
المللي انرژي اتمي در تاريخ 4سپتامبر 2005 ميلادي برابر 13 شهريور 1384
سرانجام اعلام كرد: »آلودگي با غناي بالا كه مهمترين اتهام در باره
برنامههاي صلحآميز هستهاي ايران بود، به طور كامل حل و فصل شده و به اين
ترتيب ادعاي ايران كه از دو سال پيش بارها با آژانس و اروپاييها اعلام شده
بود، ثابت شد«.
با اين
وصف، شوراي امنيت، آژانس و كشورهاي اروپايي هيچگاه نميتوانند بر طبق مقررات
حقوقي به ايران و فعاليتهاي هستهاي آن اِشكال وارد نمايند، لهذا ايران
نبايد در خصوص فعاليت هاي هستهاي خود رشته كار را به دست كشورهاي ديگر دهد
يا مغاير با معاهده ان. پي. تي. به درخواستهاي نامشروع و غيرحقوقي دول غربي
تن درهد.
ايالات
متحد آمريكا، انگليس، فرانسه وهمه كشورهاي قدرت طلب بدانند ايران تصميم خود
را در كسب انرژي صلحآميز هستهاي گرفته است و اين حق را برپايه مقررات بين
المللي، براي همه كشورهاي عضو آژانس انرژي هستهاي به رسميت ميشناسد و تاكيد
ميكند كه ايران همواره بر ضد سلاح اتمي در سطح جهان و مخصوصا منطقه بحران
زده خاورميانه اصرار دارد اما اين بدان معنا نيست كه اجازه دهد تا ديگر
كشورها كه بر اساس ماده 6 معاهده NPT
ملزم به
اقدام جهت ايجاد ترتيبات موثربه منظور خلع سلاح هستهاي هستند، قواعد
بينالمللي را زير پا بگذارند.
رامش
تاكور، محقق خلع سلاح درموسسه خلع سلاح سازمان ملل متحد، در خصوص اين
آزمايشها مي گويد: »اين آزمايشها هم چنين مويد منطق مشابه عدم گسترش و خلع
سلاح هستند. سلاحهاي هستهاي غيرضروري هستند (ميتوان آلمان و ژاپن را به
عنوان نمونه مطرح نمود) و غيركافي (پاكستان و كره شمالي) و نميتوان صرفا
براي ايفاي نقش يك بازيگر موثر در ديپلماسي مدرن بدان توسل جست. هيچ يك از
كشورهاي هستهاي كه ان. پي. تي. را در 1968 امضا نمودند، اين سلاحها را كنار
نگذاشتهاند. آنها در مورد خلع سلاح هستهاي »حرف« ميزنند اما به شيوهاي ديگر
»عمل« ميكنند. پنج عضو دائمي در تلاش جهت توقف گسترش سلاحهاي هستهاي از
شوراي امنيت سازمان ملل به عنوان مركز سيستم اجرائي نظام حقوقي بين المللي
استفاده ميكنند«.
در پايان
به نكات اصلي قطعنامه 1737 شوراي امنيت بر ضد برنامه هستهاي صلح آميز ايران
ميپردازيم:
رويترز
نكات اصلي قطعنامه ضد ايراني شوراي امنيت سازمان ملل متحد را كه شنبه 2 دي
تصويب شد، منتشر كرد.
به گزارش
خبرگزاري مهر، نكات اصلي قطعنامه 1737 كه عليه فعاليتهاي هستهاي صلح آميز
ايران تصويب شد؛ به اين شرح است:
*
اين
قطعنامه به بند 41 فصل 7 منشور سازمان ملل متحد كه اجراي آن را الزام آورمي
كند، اما اقدام نظامي را مستثني ميكند، استناد ميكند.
*
همه
كشورها بايد مواد و فناوري را كه ميتواند به فعاليتهاي مربوط به راكتور آب
سنگين يا بازفرآوري و غني سازي يا به توسعه سيستمهاي پرتاب تسليحات هستهاي
ايران كمك كند، ممنوع كنند. اين ممنوعيت درزمينه صادرات و واردات اعمال مي
شود.
*
كشورهاي خاص ميتوانند از قضاوت خود در ممنوعيت آيتمهاي دو منظوره در صورتي
كه به فعاليتهاي هستهاي ممنوعه ايران كمك كنند، استفاده كنند، اما بايد
كاربرد و مكان آنها بازبيني شود و به اطلاع كميته تحريمهاي شوراي امنيت
برسد.
*
تجهيزات براي راكتورهاي آب سبك و اورانيوم با درجه غني شده پايين درعناصر
سوخت هستهاي انباشه شده دراين پيش نويس مستثني شده است (راكتور آب سبك 800
ميليون دلاري كه روسيه هم اكنون در حال احداث در بوشهر است، مستثني شده است
).
*
اعمال ممنوعيت سفر و ضبط بودجه و داراييهاي مالي متعلق يا تحت كنترل شركتها
و افراد مرتبط با برنامه موشكي يا هستهاي ايران، اما استثناهايي براي اين
توقيف اموال وجود دارد كه شامل معاملاتي است كه در قراردادهاي پيشين صورت
گرفته است.
*
اين توقيف اموال شامل 10 سازمان و موسسه از جمله سازمان انرژي اتمي ايران و
شركتهاي طرف معامله با برنامههاي سانتريفوژ، راكتور آب سنگين اراك و سايت
آزمايشي غني سازي اورانيوم نطنز است، اما سازمان صنعت هوافضا كه موشك توليد
ميكند در دقيقه آخر با اصرار روسيه از متن قطعنامه حذف شد، اما شركتهاي
تابعه آن همچنان در فهرست قراردارند.
*
12
فرد نامبرده شامل معاون رئيس سازمان انرژي اتمي ايران در امور تحقيق و
توسعه، مقامهاي مرتبط با سايتهاي اراك و نطنز و راكتور دانشگاه فناوري
دفاعي مالك اشتر است.
*
ممنوعيت اجباري سفر در متن قطعنامه حذف شد و هم اكنون (اين قطعنامه) از
كشورها ميخواهد كميته تحريمهاي شوراي امنيت را ازعبورهر فرد يا نماينده
گروههايي كه در فهرست ضميمه قطعنامه ذكر شده، از مرزهاي خود مطلع كنند.
*
تحريمها در صورتي ميتوانند لغو شوند كه محمد البرادعي مديركل آژانس بين
المللي انرژي اتمي مشخص كند كه ايران فعاليت اورانيوم خود را معلق و تلاشها
براي توليد يك راكتور انرژي هستهاي آب سنگين را متوقف كرده و به مذاكرات
بازگشته است. وي ظرف 60 روز پس از تصويب قطعنامه، گزارش خود را ارائه خواهد
داد.
*
تحريم
ها در
صورتي ميتواند لغو شود كه ايران به همه دستورات شوراي امنيت و آژانس
بينالمللي انرژي اتمي احترام بگذارد، اما اگر ايران اين درخواست را اجرا
نكند، تدابير اضافي لحاظ خواهد شد.1
پي
نوشتها:
1-
مفاد جديدترين قطعنامه شوراي امنيت در مورد برنامه هستهاي ايران |