|
پرهيز از دستگيريهاي تخميني و نظري

بالاخره پس از فراز و نشيبها، نهايتا احياء پليس قضائي به سرانجام
نرسيد و كماكان نيروي انتظامي با شكل و شمايل رسته قضائي جايگزين آن شد
و مقرر گرديد كه 800 نفر از ابواب جمعي نيروي انتظامي به امر مذكور
اختصاص يابند كه اولين دوره آموزش نيروي معرفي شده در آموزش دادگستري
استان تهران آغاز شد. در ابتداي جلسه مذكور رئيس كل محترم دادگستري
سخنان قيم و ارزشمندي را ارائه دادند كه جايگاه يادداشت سردبير را در
اين شماره به مطالب مفيد ايشان اختصاص داديم.
عرض
خدا قوت و خسته نباشيد دارم به همه همكاران ارجمندمان در نيروي انتظامي
و دستگاه قضائي، سرداران عزيز باطني و شباني كه در خدمتشان هستيم و
جناب آقاي مرتضوي هم كه در اصل ميزبان اين جلسه هستند كه انشاءالله از
فرمايشات ايشان هم استفاده خواهيم كرد.
شروع،
شروع مباركي است براي يك كار بزرگ؛ و آن بهتر
اجرا
كردن عدالت است و به اين جهت بزرگ و مبارك است. شما يا به اندازه من و
يا بهتر از من برايتان ملموس است كه تصويب قانون خوب يك بحث است و
اجراي آن يك بحث ديگري است بلكه مهمتر از خود تصويب قانون. ما در كشور
شايد خيلي كمبود قانون نداشته باشيم، آن چيزي كه گرفتاري ماست، خوب
اجرا نشدن قانون است كه ما تا حدودي از آن مطلع هستيم.
نكتهاي
كه فكر كردم لازم است كه محضرتان عرض كنم بحث امنيت و آموزش است. خيلي
خودماني خدمتتان عرض كنم در دنياي امروز مسائلي وجود دارد كه ما بسيار
جزئي و كماهميت تلقي ميكنيم ولي ساير كشورها برايششان آموزش قائل شدند
يعني ميخواهيم يك آدمي را بياوريم در اداره كه پذيرايي كند، براي اين
شخص كلاس ميگذارند كه اول چكار بايد بكند، اول از ميزبان شروع بشود يا
از ميهمان، به چه كسي اول سلام كني و چطور احترام بگذاري. همه چيز را
ريز كردهاند و تعريف شده است. وقتي كه قاعده اين است، دين ما هم همين
طور بوده است، در دين ما هم به اين بحث خيلي اهتمام شده است.
من
گاهي اوقات فكر ميكنم وصيت حضرت مولا(ع) در خصوص شرح وظايفي به اين شكل
كه براي مالك مينويسد. مسئله مهمي است و عليالقاعده ما بايد تبعيت
كنيم. ميخواهم از اين فرصت استفاده كنم و خدمت آقاي زندي عرض كنم كه از
برادران نيروي انتظاميمان هم اين را تقاضا بكنند اگر شما انجام داديد
از ما جلو هستيد ما كه انجام نداديم. واقعا به كسي كه مسئوليت را
ميدهيم شرح وظايفش را بايد كامل همراهش بدهيم. كلانتري تا كلانتري هم
شايد شرح وظايف فرق كند، يعني كسي كه رئيس يك كلانتري ميشود بايد با
دستورالعمل خاصي برود. (آقا شما حوزه كلانتريات اين است، اهم جرائم شما
اينهاست، اولويتهاي كاري اينهاست) اينها را بايد مكتوب بدهد تا شخص
بداند با چه برنامهاي ميخواهد برود.
دادگستري هم همين طور است ما وقتي ميخواهيم يك رئيس بخش بفرستيم سه يا
چهار صفحه كاغذ بايد به دستش بدهيم كه برنامهاش را بداند. الان
مجموعههايي كه در بدنه با ما كار ميكنند خودشان را بايد با شرايط
مديران تنظيم كنند. در وزارتخانه هم همين طور؛ يك وزير وقتي ميرود يك
مشي دارد با تعدادي آدمهاي خاص، وقتي كه او عوض ميشود همه چيز عوض
ميشود و برنامهها بر هم ميريزد چون سلايق افراد متفاوت است در حالي كه
يك سيستم حكومت پيشرفته نبايد اين چنين باشد. بايد وقتي هركسي ميرود
با يك دستورالعمل و اولويت مشخص وجود داشته باشد كه آدمها خودشان را با
برنامهها تنظيم كنند نه اينكه كشور خودش را تنظيم كند با فرد...
من
نگاه كردم ديدم تايپيست ما نشود را تايپ كرده بود، بشود. اين يك چيز
عجيبي شد برايم، من در يك مجموعهاي كار بكنم كه در مكاتباتي كه انجام
ميدهيم اگر يك نقطهاش بالا و پايين شود آدم كشته ميشود. يا به مواردي
برخورد كردم كه بچههاي كميته آمدند پيش من و به شدت مصر بودند در يك
خانه فساد هست و بايد به ما حق ورود به منزل بدهيد. من هم بنا به
موانعي كه در ذهنم بود مقاومت كردم. اجازه ندادم. برايم جا نميافتاد.
بعد خود اين دوستان آمدند تشكر كردند و گفتند: بررسي كرديم كه اين زن
طرف بوده است.
بسيار
ممنون كه اين حق را به ما نداديد و مواردي از اين قبيل. لذا ميخواهم
عرض كنم كار تا كار، مسئوليت تا مسئوليت، تأثيرگذاري تا تأثيرگذاري، يك
ناپختگي دستگاه قضائي و نيروي انتظامي به راحتي ميتواند يك شهر را بر
هم بريزد و به راحتي كشوري را به چالش بكشاند. به همين جهت است كه
احتياط، آموزش، تبيين جزييات، مشخص كردن روشهاي مبتني بر شرع و قانون
جزو اولويتهاي جدي ماست.
نكته
ديگري برايتان عرض كنم و خيلي صريح ميخواهم برايتان بگويم چون محارم
انقلاب هستيد و آن اينكه يكي از مشكلاتي كه ما با آن مواجه هستيم اين
است كه
بخشي از مردم به ما بياعتماد و يا كم اعتماد هستند، هم به ما و هم به
شما، به مجموعه حاكميت و مشخصا به دستگاه قضائي و نيروي انتظامي،
تلقيشان اين است كه ما آلودهايم و پول ميگيريم، رفيقبازيم و حق و ناحق
ميكنيم، اگر كسي را داشتي كارت انجام ميشود، بايد رفيقي پيدا بكني،
اينها كه دم از عدالت ميزنند يك شوخي است، دنبال پست خودشان هستند،
اينها فقط پول برايشان اهميت دارد، بايد يك باندي در نيروي انتظامي و
دستگاه قضائي داشته باشيد تا كارت راه بيافتد، ميزنند و با شكنجه اقرار
ميگيرند، سر قاضي كلاه ميگذارند و پروندهسازي ميكنند، بعضيهايشان با
بعضي قضات ارتباط دارند.
اين
چيزهايي است كه به ما نسبت ميدهند چه بسا 95 درصد آن هم حرف مفت باشد
اما همان 5 درصد هم براي ما زياد است، در اين حكومتي كه ما ميگوييم
اساس دين خدا و پيغمبر است زياد است. اگر جمهوري، جمهوري دموكراسي و
مشروطه بود خيلي براي ما مهم نبود. اينجا ديگر به دين برنميخورد اما ما
مدام ميگوييم دين خدا و پيغمبر و ولايت لذا جهتگيري كلي ما در دستگاه
قضائي و دستگاه انتظامي وراي اين كاري كه انجام ميدهيم به نظر من بايد
تقويت اعتماد عمومي و رفع سوءظنها باشد چون نفس اين كار سوءظنبردار
است. حتي من درجايي ديدهام كه خود پيغمبر(ص) حكميت و قضاوتي كرد ه بعضي
از كساني كه آنجا بودند قبول نكردند و گفتند: چون اينها قوم و خويش
پيغمبر بودند اين چنين رأي داد. يعني نسبت به پيغمبر خدا(ص) خيلي راحت
از اين نسبتها ميدادند چه برسد به ما انسانهاي عادي و متعارف.
مقتضاي
اين كار اين است كه مردم به ما سوءظن دارند. هر حركتي، هر رفتاري، هر
نگاهي،هر نحوه ابلاغي،هر گرم گرفتني يا نگرفتني با يكي از طرفين، اين
سوءظن را تقويت مي كند و تبديل به باور ميكند. حافظه تاريخي ملت ايران
هم نسبت به حاكميتها طوري است كه بدگمانند. يك حكومتي آمده است كه
بالاخره وضع مردمي بودن و اين مسائل را دارد، نوعا بين مردم و حكومتها
فاصله، بدگماني و سوءظن بوده، اين به صورت تاريخي منتقل شده است يك
حالت مديرستيزي، حكومتستيزي، حتي در تشكيلات خودتان هم هست. اگر شما
آدم بسيار متدين و خوبي هم باشي اگر قدري به يك شخص كمك كردي و به
ديگري نكردي برچسب ميزنند و متلك ميگويند حالا جزو اوليا بزرگ و بسيار
متدين هم باشي چون فرمانده هستي افراد حساسند رئيس دادگستري هم همين
طور هست.
تحقير
ميكنند. اينها در كشور ما يكسري ريشههاي تاريخي دارد. مثلا مردم ما از
نظر تاريخي از سرمايه متنفرند. از آدم پولدار بدشان ميآيد، از قدرت
بدشان ميآيد، نسبت به قدرتمندان موضع دارند تا اين جا بيافتد كه
قدرتمند شايد مسيرش حق يا باطل باشد و يا ضد يا در مسير خداوند باشد
اينها متفاوت است. زمان اين مسائل را حل ميكند.
من
ميخواهم از آقاي
زندي و
دوستاني كه در اين جلسات مزاحمشان ميشويم استدعا كنم كلاسهاي آموزشي
تجلياش در عملكرد مشاهده بشود يعني بايد كاملا جنبه اجرايي داشته
باشد. ما واقعا براي قضات و همه مسئولين لازم است كلاس بگذاريم كه با
مردم چگونه رفتار كنيم، با خودمان چگونه معاشرت كنيم، خيليهايمان
نميدانيم.
بعضيها
هستند كه از نظر علمي در سطح بالايي هستند ولي آداب معاشرت را
نميدانند. ممكن است كه استاد دانشگاه، رئيس دادگستري، رئيس كل باشد ولي
نميداند كه با همكاران چگونه بايد برخورد كند، با رئيس چگونه برخورد
كند و با زيردست چگونه برخورد كند. اينها دو مقوله است: علم يك مقوله
است و دانايي يك مقوله ديگر است. بصيرت يك مقوله ديگري است. بعضيها را
ميبيني بسيار باسواداند ولي ادب ندارند. پست هم دارند ولي باادب
نيستند، آدم بدش ميآيد كه با آنها معاشرت بكند.
آن
چيزي كه ما الان بيشتر نياز داريم اين مسائل، آداب اجتماعي و برخوردهاي
اخلاقي است، راضي كردن دل مردم و اميدوار كردن مردم به دين خداست.
اينها را ما در مسائل آموزشيمان بيشتر نياز داريم. بسياري از مردم ما
اگر دقت كرده باشيد درست راه رفتن را بلد نيستند. ميبينيد كه استاد
دانشگاه است و بلد نيست كه راه برود. چراغ قرمز است راه ميافتد و
ميرود. من استادي از دانشگاه را ديدهام كه به راحتي از عبور ممنوع
ميرفت و ميگفت و ميخنديد و سرحال هم بود.
من با
او دعوا ميكردم كه اگر جاي تو بودم با اين ماشين خجالت ميكشيدم. اينها
خواصاند عوام نيستند. آشنايي به آداب اجتماعي، حقوق مردم، حفظ اصول و
ضوابط خيلي ربطي به كلاس و علم ندارد. بخشي از آن تربيتي و دروني است
و بخشي از آن هم بايد در كلاسها گفته بشود.
آخرين
عرضم كه رفع زحمت كنم، استدعا از همه بزرگواران در خصوص حقوق مردم و
حقالناس است، كه هم در كار خودتان بايد خيلي مورد توجه قرار بگيرد و هم
كاري كه در ارتباط با ماست؛ دستگيريهاي تخميني و نظري. بياييم يك تعداد
آدم بگيريم كه از اين تعداد بالاخره مجرم پيدا ميشود، اينها حقالناس
است، اينها عمر حكومت جمهوري اسلامي را كوتاه ميكند، شك نكنيد حتي اگر
به نيت تقويت نظام باشد. پانصد تا آدم ميگيريم اگر پنجاه تا از اين
آدمها بيگناه باشند اين پنجاه نفر نفرت و كينه را از رهبري، از نظام،
از دين و از رنگ اين لباس با خودش ميبرد به خانه و اين نفرت را به كل
بچهها و طايفهاش منتقل ميكند. هرجا ببيند كه يك نيروي انتظامي در
درگيري است او هم بر سر نيروي انتظامي ميزند. چون او پنج سال پيش از
اين لباس اين خاطره بد را پيدا كرده است الان زمينه بروز پيدا ميكند.
آدمهايي كه بيخودي دستگير ميكنيم ، آدمهايي كه با كفش براي موارد مختلف
وارد خانههايشان ميشويم، بچههاي كوچك گريه و داد و بيداد ميكنند در اين
موارد كه خيلي مهم هست و بايد برخورد هم بشود نميارزد به اين كه ما چهارتا آدم را
ضدانقلابي درست كنيم. ميخواهيم برويم خيلي مودب و درست برويم. پليس
بعضي از كشورهاي اروپايي را ديدهام كه يك احترام نظامي بسيار مودبانهاي
براي آدم ميگذارند و يكصد پوند هم قبض جريمه به آدم ميدهند، ولي با
احترام و ادب.
لذا ميخواهم تاكيد كنم به خودم به عنوان كسي كه به تذكرات
نيازمند هستم و به شما سرورانم، عزيزانم كه به شدت به همكاري شما
نيازمنديم و به جد به شما اعتماد داريم كه واقعا معتقديم با ادب و
همكاري شما كار ما با سامان خواهد بود اما زماني ميتوانيم اين بار را
به خير به مقصد برسانيم كه اين اصول را كاملا مدنظر قرار داشته باشيم و
حقوق مردم را جدا و از صميم قلب محترم بشماريم و اميدوارم كه اين جلسات
و كلاسها يك بازنگري در مسائل باشد و خيرش را مردم و نظام و شهدا
ببينند و به اجراي عدالت كمك كند. همهتان را
به
خداي بزرگ ميسپارم و براي همهتان آرزوي موفقيت دارم.
والسلام
عليكم و رحمهالله و بركاته
. |