حجت‌الاسلام و المسلمين جواهري، معاونت آموزش قوه‌قضائيه:
دقت، نظم، قانونمداري و حق‌محوري را در عمل به كارآموزان منتقل‌كنيم


جلسه‌اي با حضور سرپرستان شعب كارآموزي كه مسئوليت آموزش عملي كارآموزان قضائي را به‌عهده دارند در معاونت آموزش دادگستري استان تهران تشكيل گرديد كه در اين جلسه مطالب مفيدي از سوي معاون محترم آموزش قوه‌قضائيه و رئيس‌كل محترم دادگستري استان تهران ارائه‌شد. بلحاظ اهميت مطالب معنونه به‌جاي يادداشت سردبير گفتمان انجام‌شده را ذكر‌مي‌نمائيم.

حجت‌الاسلام و المسلمين جواهري (معاون آموزش قوه قضائيه) در جمع سرپرستان شعب درباره دوره‌هاي كارآموزي قضات اظهار داشتند: شأن نزول و فلسفه اين جلسه تبادل نظر و تأكيد بر توجه مضاعف بر امور مربوط به كارآموزان قضائي است. رويه بر اين بوده، كارآموزان محترم قضائي را كه همكاران آينده شما هستند جهت كارورزي خدمت عزيزان معرفي و دوستان با عنايت و بذل توجه بتوانند هم از نظر علمي و مهارتي و هم از نظر تعالي شخصيت در ايشان مؤثر باشند.
مطلعيد كه از بخشهاي مختلف ـ ماده 187 كارآموزان وكالت،‌ دانشجوياني كه از مراكز دانشگاهي معرفي مي‌شوند و كارآموزان قضائي ـ براي كارورزي، به شعب معرفي مي‌شوند. علي‌رغم محدوديت‌هاي مختلفي كه در محاكم و دادسراها وجود دارد، سازمان بايستي تجربياتش را به نسل بعدي منتقل‌كند و انتقال اين مهارتها، تجربيات و توانمنديها كه در كلاسهاي دانشگاهي و آموزشهاي علمي موجود نيست و در بخشهاي كارگاهي تا حدودي وجود دارد از طريق همين برنامه كارورزي و كارگاهي كه بهترين شيوه است ممكن مي‌باشد.
در رابطه با كارورزي برنامه‌هائي تنظيم‌شده و آئين‌نامه‌اي به تصويب رسيده است و رياست محترم قوه قضائيه هميشه بر كاربردي بودن آموزشها تأكيد و توصيه خاص داشته‌اند. فكر مي‌كنم كه هم منطق و هم تكليف قانوني اقتضاء مي‌كند كه اولويت را در آموزش و تربيت نيروهاي درون دستگاهي قرار دهيم. به اين معنا كه براي كارآموزان قضائي، به عنوان كساني كه آينده دستگاه قضائي به دست اينها رقم مي‌خورد بكوشيم.
آموزش كار فردي نيست، اگرچه ما مديريت‌هاي اجرايي قضيه‌ايم ولي اصل كار به دست اساتيد است و يك ركن، سرپرستان محترم هستند كه در دادگاه‌ها و محاكم، نسل آينده را تربيت مي‌كنند. لذا اولاً به دنبال اين هستيم كه بخش سرپرستي‌ها را تخصصي و ويژه نمائيم يعني اينكه كارآموزان قضائي به هر شعبه معرفي نشوند. يك گام، شناسايي عزيزاني بود كه رقبت و تمايل دارند. با استفاده از نقطه نظرات دادگستري تهران و آموزش تهران و با استفاده از سوابقي كه در اداره كل آموزش بود و استفاده از ارزيابي‌هايي كه توسط كارآموزان به عمل آمده بود، بالاخره اين حركت شروع شد كه عده‌اي شناسايي شده و ابلاغ سرپرست كارآموز را به‌طور خاص داشته باشند.
تقاضا داريم نگاهتان به كارآموزان قضائي - با توجه به اينكه تربيت و آماده‌سازي نيرو در درون دستگاه براي دستگاه اولويت دارد - باشد. پس اگر ما ايده‌ها و مهارت‌هاي خودمان را به اينها منتقل بكنيم در حقيقت آن ايده و افكار را بيمه و حفظ نموده‌ايم.
اينها شخصيت خودشان را ـ چه بخواهيد و چه نخواهيد ـ متأثر از شما خواهند داشت. ما مي‌توانيم نظم، قانونمداري، دقت، حق محوري را در عمل به اينها منتقل كنيم. كارآموز بايد بداند آداب‌القضاء چيست. نقش شما عزيزان، نقش ساختن انسان‌هاي كاري، كارآمد، حق‌محور، حق‌مدار، حق‌گو و حق‌جو است. اين را به‌عنوان شغل، حتي به عنوان يك امر تشكيلاتي نگاهش نكنيد. پس كار شما، كار پيغمبري است كه امام(ره) فرمودند. كارآموز در حوزه كارآموزي عملي مسائل معنوي را تعليم مي‌بيند، يعني شخصيتي به وي دميده شود كه رشوه گرفتن و توصيه‌پذيري را بعنوان يك ضدارزش و منافي با جايگاه قضائي بداند. اين كار را كار فرعي و جنبي، مشابه ساير كارهاي جنبي و فرعي تلقي نكنيد. از كارآموز به صورت مستقيم و غيرمستقيم كار بخواهيد تا با پرونده ارتباط برقرار كند و روحيه استدلال و استنباط درونيش در آن مسائلي كه اكثريت و اقليت دارد و رويه‌هاي مختلف قضائي است تقويت شود.
بديهي است كه كارآموز در بدو امر وقتي سوآلي را مطرح مي‌كند ممكن است از شما سرپرست محترم يك پاسخ بگيرد و از استاد مشاور پاسخ ديگري بگيرد و در كلاس علمي به نحو ديگري تقرير شود. ما نبايد موجبات تشويش ذهني وي را فراهم كنيم، در عين حال نبايد افراد را طوري بار بياوريم كه روحيه استدلال و استنباط در آنها نباشد. لذا با سعه صدر بحث تضارب آراء و اينكه امكان تفسير قانون در مقام تميز حق وجود دارد را براي ايشان كاملاً روشن كنيم. حضور جدي عزيزان، نكاتي كه در تربيت كارآموزان مؤثر است، پيشنهادات و نطقه نظراتي كه مي‌تواند آموزش را ارتقاء ببخشد، مورد انتظار و درخواست ماست. با مديريت مي‌توان كارآموزان را به‌نحوي به‌كار گرفت كه با تلخيص سير مراحل مختلف پرونده و ارائه نظرات، در حقيقت كار تحقيق علمي انجام شود؛ بعضاً به خاطر تراكم موجود كارآموزان مي‌خواهند دنبال كارهاي ديگر بروند شما اين اجازه را ندهيد. اگرچه حضور فيزيكي مطرح نيست ليكن حضور كارآمد كارآموز، كه مثلاً اگر اين پرونده را مي‌خواست نظر دهد چگونه نظر مي‌داد و چگونه تحليل مي‌نمود مورد توجه است و مي‌بايست كنترل پدرانه و مشفقانه داشته باشيد.
باب تعامل جدي را با اداره آموزش داشته باشيد. اداره كل آموزش نظرات را دقيق بررسي كنند.
با عنايت شما در احقاق حق اين كارآموز مي‌توانيم سهيم باشيم و اگر سهل‌انگاري كنيم در عوارض نامطلوبي كه در پي‌‌خواهد داشت سهيم خواهيم بود.
قاضي در دستگاه قضائي قلب همه چيز است و همه چيز به تصميم و نظر قاضي برمي‌گردد، در تربيت اين ركن همه شما عزيزان سهيم و شريك هستيد و اميدوارم كه بتوانيم با فعال‌سازي بيشتر، اين مسأله را تقويت كنيم.


سيدعليرضا آوايي، رياست دادگستري استان تهران
آفت خطرناك براي دستگاه قضايي تسلط ضابطين بر قضات است


آنچه در پي مي‌آيد سخنان رئيس كل دادگستري استان تهران، جناب آقاي آوايي، است كه‌ در نشست سرپرستان شعب كارآموزي ارائه‌ شده است:
مهمترين آموزش شما به عزيزان كارآموز بايستي آموزش تهذيب نفس و تزكيه اخلاق باشد تا سرنوشت مردم را به دست تعدادي «آدم» بسپاريم. «آدم» با آن توقعاتي كه در حكومت اسلامي از قضات دارند. اين يك امر نسبي و كار سختي است.
علامه بحرالعلوم(ره) مي‌فرمايد: من 15 سال مجاهده نفس كردم و موفق شدم صفت ريا را از خود دور كنم. تا نفس «مُزكي» نشود كاري پيش نمي‌رود. بعضي از بزرگان در تأثير اين قضيه معتقدند: رأي 2 قاضي در يك موضوع خاص (رأي مشابه)، ‌رأي قاضيئي كه مزكي است تأثير اجتماعي بيشتري نسبت به قاضيئي كه هنوز به اين مرحله نرسيده است دارد. نفس، روحيات، قلم، قدم و صحبت آدمهاي تربيت شده، محيط اطراف را تحت تأثير قرار مي‌دهد.
نكته ديگر القاي روحيه شجاعت به قضات است، قضات احساس ناامني مي‌كنند، حتماً ريشه‌هايي دارد اما با تعدادي قاضي ترسو نمي‌توان مملكت را اداره كرد؛ لذا بايستي روحيه شجاعت را آنقدر تلقين و تزريق كنيم كه زمينه‌هاي ترس و خوف را به حداقل برسانيم. يكي از آفات دستگاه‌هاي ما همين است كه اگرچه انسان باسواد و مسلمان باشد اما اگر از دست به قلم شدن بترسد و همه جوانب را ببيند الا حق را، با اين روحيه كار قضائي محقق نمي‌شود. بديهي است كه بخشي از آن دست ماست و بخشي به خلقيات افراد برمي‌گردد و برخي ديگر مربوط به فضاي كل كشور است.
لازم است به بخشي كه مربوط به ما مي‌باشد اهتمام داشته باشيم. نكته ديگر تقويت روحيه استقلال در همكاران قضائي است. يعني بدانند كه واقعاً مستقل بوده و بايستي خودشان تصميم بگيرند. نكته ديگر بحث نظم و انضباط است، در كشور ما بحث نظم و انضباط در بسياري از رده‌ها جا نيفتاده است. جلسات مهم را با تأخير برگزار مي‌كنند. وقتهاي تعيين شده رسيدگي را با تأخير انجام مي‌دهند و فرد دائماً بيرون از محل كار خود رفته و رئيس دفترش هم نمي‌داند كه كجا رفته و چه زماني مي‌آيد.
انساني به منظمي آيت‌الله شفيعي (رئيس وقت دادگستري خوزستان) نديدم، يك مرد وارسته،‌زاهد،‌درس خارج‌گو. در آن دوران من دادستان بودم، زنگ مي‌زد و مي‌گفت: ربع ساعت بيايم پيش شما اجازه هست؟ وقت داريد؟ و من مي‌گفتم: تشريف بياوريد. گاهي اوقات به‌دليل نبود تلفن همراه و... نمي‌رسيد كه به من زنگ بزند و راننده‌اش در مي‌زد و مي‌گفت حاج آقا مي‌گويد من وقت قبلي نگرفتم، اجازه هست بيايم داخل؟ از ايشان مي‌پرسيدم: ظهرها در فصل تابستان اهواز چقدر مي‌خوابيد؟ مي‌گفت: هشت دقيقه به ايشان گفتم: قبل از كلاس درس خارج چقدر مطالعه مي‌كنيد؟ مي‌گفتند يك ساعت و نيم هر روز. همه چيزش منظم.
در مسجد از امورات دادگستري سوآل مي‌كردند مي‌گفت بيائيد در دادگستري، در دادگستري هم اگر مسأله شرعي مي‌پرسيدند. مي‌گفت: بيائيد در مسجد. البته بعضي از همكاران از اين همه نظم خسته شده بودند ولي حق به جانب او بود و ما بايستي خودمان را به آن حد مي‌رسانديم.
جوانهايي كه براي كارآموزي در اختيار شما هستند اگر اين فضا را از شما اساتيد اوليه‌شان ببينند در تكوين شخصيت آنها بسيار مؤثر خواهند بود. نكته ديگر كه جزء مسائل مهم است و بايستي با عمل و گفتار آموزش ببينند، حسن خلق، ادب و تواضع است. يكي از قضات جوان ما در يكي از شهرها، مي‌گفت: نيروي انتظامي در صحبت با من صدايشان مي‌لرزد و من از اين موضوع لذت مي‌برم. سن، سن مستي است. هم مست قدرت و هم مست علم از اين جهات بايستي خيلي روي اين دوستان كار كرد، طرف از دانشگاه آمده،‌به او احترام نظامي مي‌گذارند. به او التماس مي‌كنند، هديه برايش مي‌آورند و فاميلهايش طرز رفتارشان با وي به‌گونه‌اي ديگر است. يك دفعه احساس مي‌كند خبري است، آن وقت درست نمودن وي كار سختي است. اگر در اين دوران تربيت نشود و اگر در بحث ادب، تواضع، حسن خلق تأكيد نشود نيروي طاغي، مبتكر و مغرور، محصول كار ما مي‌باشد. زمينه‌هاي قدرت‌طلبي و نام‌جويي در اين دستگاه زياد است اما از مباحث اخلاقي و تنبهات خبري نيست به‌همين دليل بزرگان تعبير به «تازيانه‌هاي سلوك» نموده‌اند و گفته‌اند كه به خودتان شلاق بزنيد يا ديگران به شما شلاق بزنند كه انسان از مستي بيفتد.
تقويت روحيه ضد ظلم و عادي نشدن مشكلات مردم در نظر قضات جوان از اوجب واجبات است. مثلا اگر روزي يكي از مردم آمد و گفت: ماشينم را برده‌اند، بچه‌ام ترسيده و... قاضي نگويد: برو خدا را شكر كن، خودت را نكشته‌اند و با لحني بگويد كه دزدي زياد است كه در اين صورت فرد احساس مي‌كند كه بيخودي مراجعه كرده است. چرا كه گوش شنوا نيست، غيرتي نيست. اينگونه شيوه بعد از مدت‌ها عادي شده و حساسيت‌ها از بين مي‌رود و ظلم بار شده بر مردم را به رسميت مي‌شناسند. لذا بايستي تمرين كنند تا اين انگيزه‌هاي كاري از روز اول تا روز آخر 30 سال يكي باشد.
مطلب ديگر عدم ثبات دستگاه قضائي است. تكليف مردم با حكومت مشخص‌ مي‌باشد. حكومتي پايدار است كه رفتارش قابل پيش‌بيني باشد. در دستگاه قضائي، بايستي تكليف مردم با آن مشخص باشد. قاضي بايد به قرار خودش احترام بگذارد. مردم، روابطشان را با چه مبنايي با ما تنظيم كنند؟ غير از اين قوانين كه عهد ما با مردم است، چه چيزي باعث تنظيم اين روابط مي‌شود؟
في‌المثل علاقه‌مند است كه قرار سنگيني صادر كند بر چه مبنايي؟ ديگري قرار سبك‌تري و بر مبناي ميلش صادر مي‌كند، همان قراري را كه خودش صادر مي‌كند نمي‌پذيرد، تا كسي به او زنگ بزند. اين چه فرهنگ و روحيه‌اي است؟ مردم با ما چه كنند؟ با قاضيئي كه سليقه‌اي عمل مي‌كند به چه كسي پناه ببرند؟!
لذا بايستي قرار مناسب صادر شود و وقتي كه صادر شد بپذيرد ولو اينكه خلاف ميل باطنيش باشد. اگر جناب قاضي اعتقادت به تشديد است قرار بازداشت موقت صادر كن سرگردان نمودن مردم، بلاتكليف گذاشتن آنها، شأن دستگاه ما نيست. اما 30 سال است كه از انقلاب مي‌گذرد و لذا همه چيز اين حكومت بايستي قابل پيش‌بيني باشد. يكسري بناهاي غلطي كه گذاشته مي‌شود، متدينين هم احساس ناامني مي‌كنند نه تكليف مجرمين مشخص است و نه تكليف ديندار و انقلابي. اگر ضد انقلاب بداند كه فلان كار را انجام دهد مجازاتش اعدام است و قرارش هم بازداشت موقت است و انقلابي و ديندار هم بداند كه تا دلايلي نداشته باشيم احضارش نمي‌كنيم، ديگر هركسي حساب و كتاب خودش را با اين دستگاه مي‌داند. آفت ديگر دستگاه قضائي، تسلط ضابطين بر قضات مي‌باشد. يعني قاضي بشود ضابط، در اين صورت قاضي بايستي بر اساس فشارهاي رواني، فضاهاي اجتماعي و تبليغاتي قضاوت كند.
دوستان ما بايستي باور كنند كه نه بنده، نه رئيس قوه قضائيه، نه مقام معظم رهبري و نه همه اين عالم اگر خلاف كنند ـ به خاطر خوشامد يا بدآمد نه تنها براي شب اول قبر و قيامتشان نمي‌توانيم كاري بكنيم بلكه در دنيا هم نمي‌توانيم. ما بايستي با خدا معامله كنيم. اصل توكل است. كسي از ما نخواسته كه به خاطر نظام خلاف شرع كنيم! چه كسي از ما خواسته است كه به غير از قانون به چيز ديگري عمل كنيم؟ هيچ‌كس از ما غير از شرع و قانون را نمي‌خواهد. چه كسي مسئوليت قيامتي زندان رفتن و بي‌آبروئي مردم را مي‌پذيرد؟ گاهي وقتها بعضي از مسائل توهم است و بعضيها به‌خاطر عدم اطلاع. قضات اگر اين روحيه را بپذيرند اين نظام ماندگار است و مردم به حكومت و به دستگاه قضائي اعتماد پيدا خواهند نمود. اگر مردم از سيستم قضائي كشور مأيوس شوند از كل حكومت مأيوس خواهند شد. ما حكومتي مي‌خواهيم كه عادل بوده و قضات مستقل داشته باشد.
قاضي ضعيف‌النفس، پايه‌هاي حكومت را مي‌لرزاند. رفتاري كه روحيه قاضي را تضعيف مي‌كند، نبايستي در قوه قضائيه اتفاق بيفتد، اگر اتفاق افتاد، نبايستي به آن اعتنا كنيم. كدام قدرت در اين عالم بالاتر از خداست؟ چه كسي گفته: رزاق ما اشخاص هستند و عزت ما دست بندگان خداست؟ همه چيز دست خودش است اگر به اين اتكا كنيم، خداوند رابطه‌مان را با مردم اصلاح خواهد كرد.
آخر عرضم اينكه همكاران روحيه بدهكاري به انقلاب را در خود تقويت كنند. امام(ره) با آن عظمتش مي‌گفت: «از مردم عذر مي‌خواهم اگر در انجام وظيفه كوتاهي كردم» اين تكليف ما را روشن مي‌كند. من و شما و ما جداي از نظام نيستيم ما در انقلاب مهمان نيستيم بلكه صاحبخانه‌ايم. صحبت ديگرم كه حيفم مي‌آيد زده نشود اين است: در اوايل كار ابوي من نصيحتي كرد كه خيلي كاربردي بود. گفت: من توصيه نمي‌كنم عرق‌خورها را شلاق نزنيد نمي‌گويم كه برخورد نكنيد. بلكه دو نكته مد نظرتان باشد:
1- احتمال بده كه اين شرابخورها توبه كنند و در آن عالم به مقاماتي برسند كه تو دست به دامان آنها شوي؛ لذا حد خدا را بر آنها جاري كن ولي اهانت نكن معلوم نيست كه آخر و عاقبت ما و ديگران چه خواهد شد؟
2- در معارف ما هست كه اولياي خدا گفته‌اند: من در ميان بنده‌هاي خدا هستم، گاهي اوقات كه سلام اين بندگان را درست جواب نمي‌دهيد اينها نفرين نمي‌كنند بلكه شكستن دل آنها زندگي انسان را كن‌فيكون مي‌كند لذا همه بندگان خدا را احترام كن، احساس نكني كه شخصيتي پيدا كردي و از بقيه بالاتري. سپس ادامه داد كه حدود 50 سال پيش آيت‌الله طيب در اهواز نمي‌گذاشت كسي دست وي را ببوسد، يكي از مأمومين با آقا دعوايش شد كه چرا دست خود را كنار مي‌كشي آن بزرگوار به گريه افتاد و گفت اگر آن طرف تو اهل نجات شدي و من نشدم با اين رسوايي چه كنم؟ بزرگان اين توجهات را داشتند و ديگران را بهتر از خودشان مي‌دانستند اگر اين مباني اخلاقي را در خودمان تقويت كنيم اثرگذار است. اگر دستگاه قضائي، دستگاه قضائي اعتقادي، عادلانه و صادقانه باشد، آن وقت خواهيد ديد كه چقدر اين اعتمادهاي آسيب‌ديده ترميم خواهد شد. خداوندا عاقبت همه ما ختم به خير بگردان. كمك كن تا بتوانيم از اين توفيقي كه براي خدمت به نظام به دستمان رسيده به نحو خوبي استفاده كنيم و دچار وسوسه‌ها و دنياطلبي‌ها نشويم.
يا رب به علي‌ابن ابيطالب(ع) و آل / آن شير خداوند جهان جل جلال
كاندر سه مكان رسي به فرياد همي / اندر دم نزع و قبر و هنگام سوال
والسلام