|
یاد استاد
با
توجه به اینكه در آستانه اربعین وفات مرحوم استاد مرعشی شوشتری، عضو
شورای علمی ماهنامه قضاوت هستیم بهجای یادداشت سردبیر در این شماره
نوشتار یكی از شاگردان ایشان را درخصوص سجایای آن مرحوم با هم مرور
میكنیم.
استاد نامي مقدس، كه دستور يافتهايم بوسههاي عشق را بر دستان
پرمحبتش، نثار كنيم اما در ميان اساتيد گاهي افرادي جلوه ويژه ميشوند.
عزيزاني كه در عين بزرگي، بسيار دوستداشتني هستند. جلوههاي نور در
سيما و كلام و رفتار اين بزرگان مشهود است. استاد مرعشي مصداقي بارز از
اين دست اساتيد بود. محبتي در نگاه اين انديشمند فرزانه بود كه هر طالب
علمي را طالب معلم ميكرد و چون سخن به استدلال آغاز مينمود هر ذهن
سرگرداني را به تسبيح تمركز پايبند مينمود.
استدلال مرعشي، مفاهيم و مباني حقوقي را در بستري نوراني و جذاب از فقه
آموزش ميداد. ايشان با حدت و ظرافت خاصي به تحليل مسائل قضائي
ميپرداخت و با دو بازوي توانمند فقاهت و توفيق الهي همچون باغباني
مشتاق، غنچه استدلال را به شكوفايي نتيجه رهنمون ميساخت.
والاترين ويژگي اين استاد بزرگ فقه، شجاعت ايشان بود كه با اين سلاح
معنوي مسائل فقهي و حقوقي را در بستر عدالت به تفسير مينشست و معناي
عدالت در نگاه ايشان نه معناي ذهني و فرامادي صرف، بلكه نوعي از عدالت
ملموس بود كه براي حل مسائل امروز جامعه مفيد است. مصداق بارز اين
شجاعت، طرح نوين مسائلي همچون سن رشد جزايي، قضاوت زن و... است كه در
كتابهاي به يادگار مانده از ايشان قابل توجه است.
شايد روزي كه براي اولين بار در خوزستان به مسند قضاوت نشست كسي تصور
نميكرد كه پس از دعوتشان به ديوانعالي كشور حلوات انديشه ايشان در
ميان قضات فرهيخته آن مرجع، همچون گوهري بيبديل بدرخشد و آراي
هياتهاي عمومي اصراري و وحدت رويه را به تمكين وانهد.
استاد مرعشي اگرچه در ظاهر رخ از مشتاقان خود پنهان نموده ولي افكار و
انديشههاي ايشان و راه نويني كه در تفسير مسائل در بستر عدالت ملموس
به شاگردان خود آموخت همواره ساري و جاري خواهد بود.
او به ما نيك آموخت كه در تحليل مسائل قضائي، كلامي را به صرف تكرار
اكثريت انديشمندان، نبايد بدون دليل پذيرفت بلكه گاهي عنايت به نظر
اقليت راهگشاي جامعه امروز ماست و بسا وزانت بعضي از انديشمندان اقليت
با تمامي اكثريتها قابل مقايسه و تقابل است. زندگي ايشان به ما اين
نكته را آموخت كه اين حد از روشنبيني در عالمي حاصل ميشود كه با درد
آشنايي، وارد عرصه عمل شود چنانچه اين فقيه وارسته قريب 30 سال در مسند
قضاوت به ديدگاههاي نويني دست يافت كه قسمتي از آن در زمان حيات ايشان
به زيور تحرير درآمده است.
در پايان اين مقال گفتاري را كه از ايشان به يادگار ضبط نمودهام براي
شادي روح پرفتوح ايشان عينا درج مينمايم: «در امر وكالت اگر موكل در
ادعايي كه دارد، حق ميگويد و حق كسي را نميخواهد ضايع كند وكالت از
طرف او را قبول كنيد و از او دفاع كنيد تا حقش ضايع نشود. اگر شما
ميدانيد موكلتان ادعاي باطل بر مدعيعليه مينمايد وكالت از طرف او
جايز نيست و حقالوكالهاي كه از او گرفته ميشود از مصاديق اكل مال به
باطل است. خداوند در قرآن ميفرمايد: «ولا تاكلوا اموالكم بينكم
بالباطل وتدلوا بها الي الحكام لتاكلوافريقا من اموال الناس بالاثم
وانتم تعلمون» و چنين مالي را وكيل مالك نخواهد شد. مثل قاضي ميماند
كه با رشوه گرفتن حكم به نفع راشي بدهد و بداند كه ادعاي رشوهدهنده
باطل است، وكيل و قاضي در اين رابطه تفاوتي با هم ندارند.
روحش پرفتوح و راهش پررهرو باد
كوچكترين شاگرد استاد – محسن شكرچي |