|
حجت
الاسلام عباسعلي عليزاده:
قال رسول
اله (ص):«ادرائوا الحدود بالشبهات...» (وسائل الشيعه جلد28 ص 47 باب انه
لايمين في و ان الحدود تدرا بالشبهات) حديث.4براي توضيح اين حديث شريف دو
مطلب را بايد متذكر شد:
اول ـ در قسمتهاي قبلي گفتيم كه اسلام براي انسانها،
فوق العاده، ارزش و منزلت قائل است، طبق آيه كريمه قرآن انسان را خليفه و
جايگزين الهي دانسته«... اني جاعل في الارض خليفه» بقره آيه 30 و لقد كرمنا
بني آدم و سخر لكم ما في السماوات و ما في الارض جميعا» سوره جاثيه آيه .13
با اينكه پيغمبر معصوم است و علوم اولين و آخرين را
مي داند و نيازي به مشورت ندارد، در عين حال، خداوند متعال از جهت تكريم و
شخصيت دادن به مسلمين، به پيغمبرش امر مي كند كه با آنها در امور مشورت كن،
«و شاورهم في الامر...» سوره آل عمران آيه .156و نيز خداوند متعال قتل
انساني را بدون جهت شرعي و قانوني، به مثابه كشتن جمع انسانها دانسته «...
و من قتل نفسا بغير نفس او فساد في الارض فكانما قتل الناس جميعا» سوره
مائده، آيه 93 و نيز مي فرمايد«... و من يقتل مؤمنا متعمدا فجزاوه جهنم
خالدا فيها» سوره نسأ آيه .93 پيغمبر بزرگ مي فرمايد:«... والذي نفسي بيده
لو اشترك في قتله اهل السماوات و الارض لاكبهم الله في النار...». به خدائي
كه جان من در قبضه قدرت او است، اگر اهل آسمانها و مردم روي زمين، در كشته
شدن آن بيگناه (انسان بيگناه)، شركت داشته باشند، همه آنها را خداوند، به
روي، در آتش خواهد افكند.باز پيغمبر اسلام (ص) در جاي ديگري از اينهم مهمتر
مي فرمايد: «من اعان علي قتل مسلم ولو بشطر جأ يوم القيامه و هو ايس من
رحمة الله...» مستدرك الوسائل يعني: كسي كه كمك نمايد در قتل مسلماني، اگر
چه با گفتن نيم كلمه باشد، در روز رستاخيز از رحمت خداوند متعال، نااميد
خواهد شد.
دوم: دين مبين اسلام شريعت سهله سمحه است.در اين باره
خداوند متعال به صراحت مي فرمايد: «... و ما جعل عليكم في الدين من حرج». و
نيز مي فرمايد:«... يريد الله بكم اليسر و لايريد بكم العسر... يريد الله
ان يخفف عنكم...» و نيز مي فرمايد: ... «حق نداريد به گمان، درباره مسلمين
حكم داده و نظر بدهيد»،«اجتنبوا كثيرا من الظن، ان بعضي الظن اثم». پيغمبر
بزرگ اسلام (ص) مي فرمايد: «... ان المومن لايتهم اخاه...» ، همانا مؤمن،
برادر مؤمنش را متهم نمي كند كه صراحتا پيامبر اسلام (ص) نهي مي فرمايند.و
نيز حضرت اميرالمؤمنين علي (ع) مي فرمايد:«ضع امر اخيك علي احسنه، حتي يا
تبك ما يقلبك عليه و لا تظنن بكلمة خرجت من اخيك سوا و انت تجدلها في الخير
سبيلا».يعني، امر برادرت را به احسن وجه، حمل كن (و به او خوش بين باش) تا
اينكه خلاف آن براي تو ثابت شود و گمان مبر، به كلمه اي كه تو نسبت به او
سوء ظن پيدا نمائي، در حالي كه مي تواني، خير و خوبي براي او در نظر بگيري
(و راه حسن ظن وجود دارد) اين گمان را حق نداري درباره او اعمال كني... .
بهترين دليل، دستور صريح حضرت پيامبر بزرگ اسلام (ص) در
اوائل بعثت است، در آن هنگام كه آن حضرت، معاذبن جبل و ابوموسي اشعري را به
صورت سفير به يمن فرستاد،دستورالعمل صادره از آن حضرت، براي آن دو نفر چنين
بود:يسرا ولاتعسرا، و بشرا و لاتنفرا، و تطاوعا و لاتختلفا، يعني، اي
سفيران من، بر مردم امور را آسان بگيريد و سختگيري نكنيد، شما بشارت دهيد و
مردم را گريزان نسازيد، و با آنها از باب توافق و تطاوع، برخورد نمائيد، نه
از باب تشتت و اختلاف.
پس از
ذكر اين دو مطلب، به پژوهش درباره قاعده فقهي درءالحد به شبهه تا حدودي كه
اين وجيزه اجازت دهد مي نمائيم.يكي از قواعد مهم فقهي كه مفهوم آن مورد
تسالم همه فقهاي اسلام واقع شده، كه بر اساس اين قاعده در صورت حدوث هر
گونه شبهه اي، چه در مقام ثبوت براي مجرم و چه در مقام اثبات و قضاوت براي
قاضي، حدود و مجازاتهاي شرعي، ساقط مي شود.همين قاعده درءالحدود بالشبهات
مي باشد.
روح اين قاعده، تسامح و تخفيفي است كه شارع مقدس اسلام
از نظر جزائي براي متهمين، قائل شده و تا حدودي تأمين كننده امنيت متهمان
به جرم را فراهم نموده است و نيز حاكي از اهتمام مهمي است كه اسلام به حرمت
و شخصيت افراد ساده تا بي دليل و بدون اثبات جرم، مانع از مجازات و هتك
حيثيت آنها شود.درباره اين قاعده، فقهأ عظام ـ كثرالله امثالهم ـ چه از
نظر اقسام مجازاتهاي شرعي و چه از نظر اقسام شبهات، بحث نموده اند كه ما
ذيلا به آن اشاره مي نمائيم:
مجازاتها
بر حسب نوع جرائم به چهار قسم است: 1ـ حدود 2ـ قصاص 3ـ ديات 4ـ تعزيرات
واژه هائي كه در فقه به كار رفته است از قبيل حدود،
تعزير، قصاص، شبهه موضوعيه، شبهه حكميه، شبهه جهل، شبهه اكراه، شبهه قاضي،
شبهه عامل جرم، تخفيف و تسامح، اصل برائت، اصل اباحه، اصل طهارت، اصل صحت،
جهل قصوري، جهل تقصيري، درءالحد بالشبهه و امثال اينها كه در جاي خودش ،
مفصل مورد بحث و كنكاش قرار گرفته و ما قبلا به مقدار لازم مورد بحث قرار
داده ايم و اينك درباره موضوع مانحن فيه وارد بحث مي شويم. قوانين كيفري
اسلام بر دو بخش است: بخشي از آن در رابطه با حقوق الهي و جامعه است.و ديگر
بخش مربوط به افراد حقيقي و اشخاص مي باشد.قوانين كيفري اسلام در قسمت نخست
مبني بر تخفيف و تسامح است.آقاي محمد ابوزهره در مقدمه كتاب العقوبة في
الفقه الاسلامي، حديثي را از پيغمبر اكرم (ص) نقل مي كند كه قابل توجه
است:«ايها الناس من ارتكب شيئا من هذه القاذورات فاستترا فهو في ستر الله و
من ابدي صفحته اقمنا عليه الحد».
اي مردم، هر كسي مرتكب چيزي از اين پليديها شده و آن را
پوشيده نگاه دارد، پس او در پوشش و مخفي گاه خداوندي مي ماند (يعني سعي
كنيد گناه را بپوشانيد و آشكار ننمائيد) و هر كس آن را آشكار سازد بر او حد
جاري مي كنيم.اين حديث شريف كه به صراحت، اعلام عدم علني بودن گناه از
ناحيه مجرم مي نمايد، مي خواهد زمينه اجراي حد را از بين ببرد.قهرا، آنجائي
كه زمينه اجراي حد را فراهم مي نمايد، جائي است كه مرتكب، حرمت اجتماع
مسلمين را رعايت ننموده و آشكارا مرتكب گناه مي شود و قاعده درء حد به شبهه
براي قاضي از موارد مهمي است كه اسلام در جاي خودش در نظر گرفته است.مرحوم
شيخ صدوق در كتاب من لايحضر الفقيه باب نوا در الحدود، اصل حديث را چنين
نقل مي كند: قال رسول اله (ص): «درئوالحدود بالشبهات و شفاعة و لاكفالة و
لايمين في حد».پيامبر اسلام (ص) مي فرمايد: دور كنيد حدود را با شبهات، در
اجراي حد، شفاعت و كفات و سوگند پذيرفته نمي شود. و نيز راوي فوق (ره) در
المقنع از حضرت علي (ع) نقل مي كند كه آن حضرت فرمود:«... ادرئوا الحدود
بالشبهات...». صاحب صحيح ترمذي در ابواب الحدود باب 2 نقل مي كند كه عايشه
به نقل از پيامبر بزرگ اسلام چنين فرمود: «ادرءالحدود عن المسلمين
مااستطعتم فان كان له مخرج فخلوا سبيله فان الامام ان يخطئي في العفو خير
من يخطيئي في العقوبه». يعني حدود را هر اندازه مي توانيد از مسلمانان دور
كنيد، پس اگر راه گريز و دوري از اجراي حد براي مجرم يافتيد رهايش كنيد.چون
اگر پيشوا و امام مسلمين در عفو و بخشش خطا كند، بهتر است از اينكه در
مجازات خطا نمايد.
تمامي فقهأ اسلام حديث «ادرء الحدود بالشبهات» را قبول
داشته و به آن عمل نموده و بر اساس آن فتوا داده اند.اگر چه سند روايات فوق
الذكر از نظر روائي اشكال دارد، اما عمل فقها و شهرت عملي، جبران ضعف سند
را نموده و حجت نموده است.به اضافه اينكه آقاي محمد بجنوردي به نقل از
قواعد فقيهه از قول مرحوم صاحب رياض نقل مي كند كه آن فقيه اهل البيت (ره)
ادعاي تواتر حديث مزبور را نموده است.عبارت آن مرحوم چنين است «الاولي
التمسك بعصمة الدم الا في موضع اليقين عملا بالنص التواتر بدفع الحد
بالشبهات». مرحوم آيت ا...العظمي خوئي (ره) در مباني تكلمة المنهاج، جلد ،1
ص ،171 مسئله ،136 چنين فتوي داده اند: «اذا دعت المرأة الاكراه علي الزنا
قبلت»: زنا در صورت وجود شرائط مجازاتش حد است (صد ضربه شلاق). مرحوم آقاي
خوئي مي فرمايند كه اگر زني ادعاي اكراه بر زنا نمود، از او پذيرفته
مي شود.شارح مباني در ذيل آن مي گويد: «ذلك لالاجل ان الحدود تدرء
بالشبهات»، مي فرمايد: از باب درء، حد به شبهه نيست، بلكه از جهت عدم ثبوت
زنا مي باشد.بعدا، روايتي را از امام صادق كه آن حضرت علي (ع) نقل
مي فرمايند، ذكر مي كند.مرحوم آيت العظمي خوئي (ره) در مباني تكلمة، ج ،1 ص
،169 مسئله ،134 مي فرمايند: «المراد بالشبهه الموجبة لسقوط لحد: هو الجهل
عن قصور او تقصير في المقدمات مع اعتقاد الحليلة حال الوطئ». و نيز مرحوم
امام خميني (ره) در تحرير الوسيله، جلد ،2 ص ،426 مسئله پنج، مي فرمايند:لو
قال «ولد تك امك من الزنا» فالظاهر عدم ثبوت الحد... بعدا، در ادامه
مي فرمايند: ففي مثله تحصل الشبه الدارئه.
و نيز مرحوم صاحب جواهر در جلد 29 از صفحه 243 به بعد
درباره وطي به شبهه وسائل مربوطه به آن كه مفصلا وارد بحث شده، در ص ،248
چنين بيان مي كند:«و في محكي الخلاف اذا وجد الرجل امراة علي فراشه فظنها
امراته فوطألم يكن عليه الحد...». دليل آنرا در پاورقي صفحه، روايتي در
بحار، ج ،29 ص ،130 از حضرت اميرالمومنين (ع) نقل مي كند كه آن حضرت فرمود:
«... ادرائو الحدود بالشبهات»، دور كنيد، حدود را بوسيله شبهه و نيز مرحوم
شهيد در لمعه، ج ،2 ص ،329 صراحتا مي فرمايد: «... فلو تزوج الام اي ام
المتزوج او المحصنه المتزوجه بغيره ظانا، الحل، لقرب عهده من الجوسية و
نحوها من الكفرا او سكناه ياديه بعيده عن احكام الدين فلاحد عليه الشبهه و
الحدود تدرد بالشبهات»، در اينجا مشاهده مي شود كه حد از او ساقط مي شود و
دليلش هم در درء الحد به شبهه مي باشد.درباره واژه درء الحد، لازم است كه
مختصري توضيح داده شود. ادرؤ، ازماده درأ: به معني دفع كردن و دور كردن است
(فرهنگ بزرگ جامع نوين ترجمه المنجد ص 543) وقتي گفته مي شود درأت الحد
عنه، يعني، حد را از او دور كردم.ادرؤا= صيغه امر است.
حدود، جمع حد ولغتا بنا به آنچه در المنجد آمده، الفصل
السنين لئلابمختلط احد هما بالاخراولئلايتعدي احد هما علي الاخر و حد كل
شيئي منها... . يعني حائل بين دو چيز، بازداننده، انتها، خاتمه، پايان،
حدود، مرز، كنار، حاشيه انداره كرده (فرهنگ بزرگ جامع نوين، ص 326).و در
اصطلاح فقها، عبارت است از مجازات بدني، مصرح در قانون شرع، مانند: مجازات
زناكار و شارب خمر و قاذف و غيره، (جواهر الكلام، جلد ،41 ص 254). شبهه به
معني (اشتباه)، پوشيدگي كار و مانند آن كاري كه در آن حكم به صواب و خطا
نكند (فرهنگ بزرگ جامع نوين، ص 929).در لسان العرب ص 504 چنين آمده: امور
مشتبهه و شبهه مشكله يشبهه بعضها بعضا و شبه عليه، اختلاط عليه الامر حتي
اشتبه بغيره . امور مشتبه و مشكلي كه امر را بر انسان مشتبه مي كند (يعني
تشخيص حق از باطل و صحيح از ناصحيح و سقيم از سالم). سئوالي كه در اينجا
بذهن تبادر مي كند اين است كه اين حديث شريف كدام حدود را شامل مي شود.در
جواب مي گوئيم كه تمام مجازاتهاي شرعي را شامل مي شود.چون، الشبهات جمع
محلاي به الف و لام است و الف و لام استغراقي است و باي در بالشبهات هم
سببيه است، پس شامل تمامي مجازاتهاي شرعي مي شود، چه در شبهات حكميه
(اشتباه در حكم) و چه در شبهات موضوعيه (اشتباه موضوعي) و چه شبهه از ناحيه
عامل و مرتكب جرم، باشد و چه عروض شبهه براي حاكم.
اگر آيت ا... عبدالكريم موسوي اردبيلي در فقه الحدود و
التعزيرات، ص ،82 صراحتا مي فرمايند: منظور از شبهه، شبهه اي است كه براي
عامل پيش آيد نه براي حاكم و قاضي.بنظر مي رسد كه اگر قائل شويم، مراد و
مقصود از حديث شريف شبهه اي است كه براي حاكم و قاضي پيش مي آيد، بصواب
نزديكتر است.به دليل اينكه اولا، حاكم و قاضي است كه حكم به اجراي حدود
مي نمايد، پس بايد، مخاطب او باشد ثانيا، فقهأ عظام (ره) در كتب فقهي كه
درباره حديث در حد به شبهه بحث مي كنند، لحن و بيان مطلب طوري است كه
استنباط مي شود، مخاطب «ادرئو» قضات و حاكمين شرع هستند.بعنوان نمونه،
مرحوم امام خميني (ره) در تحرير الوسيله، جلد،2 ص ،416 چنين مي فرمايند:«لو
شهد اربعه بالزنا و كانوا غير مرضبين كلهم او بعضهم...» يعني اگر شهود
چهارگانه، همگي يا بعضي از آنها افراد صالحي نباشند، حد قذف درباره آنها
جاري مي شود و اگر وضعيت شهود مخفي بوده و عدالت و فسق آنان ثابت نشده، بر
آنها حد جاري نمي شود.چون، در اينجا شبهه دارئه، وجود دارد.اين مسئله
مصداقي از مصاديقي است كه شبهه صرفا براي قاضي حادث شده باشد و در اينجا
اگر قائل شويم كه خطابات شارع عام و كلي است، بطوري كه قضيه حقيقيه انشأ
شده و نظر به صنف خاصي از مخاطبان نيست و همه اطراف و صنوف را در حال و
آينده شامل مي شود، بلحاظ اينكه شارع مقدس موضوع مقدر الوجود را در نظر
مي گيرد و حكم را بر طبيعت موضوع بار مي كند، بصواب و حق نزديكتر بنظر
مي رسد.بنابراين، جمله «ادرئوا الحدود بالشبهات» شبهه در اين جمله اعم از
اين است كه از ناحيه قاضي يا عامل يا شبهه حكميه يا موضوعيه و امثال اينها
باشد، همه را شامل مي شود.
|