|
شرايط ادغام واقعي شركتهاي تجاري
ادغام،
قراردادي پيچيده و خارج از روند عادي بين شركتهاي تجاري است، از اين رو
براي انعقاد هر يك از انواع آن، غير از شرايط اساسي كه در همه قراردادها و
معاملات بايد موجود باشد، شرايط خاصي توسط نظام هاي مختلف مقررگرديده است.
هرچند تفاوتهايي در نظامهاي مختلف در خصوص نحوه انعقاد و مقامات تصميم
گيرنده وجوددارد، لكن يك مطالعه اجمالي در مبحث ادغام شركتهاي تجاري حاكي
از اين است كه براي انعقاد قرارداد ادغام، دو ركن از اركان مهم شركت، يعني
هيات مديره و مجمع عمومي، هريك به نحوي دخيل هستند. بدين نحو كه ابتدا هيات
مديره، دو شركت تجاري پيش نويس قرارداد ادغام (پيشنهاد ادغام)«54» را تنظيم
و شرايط آن را مشخص كرده و مورد توافق قرار مي دهند و سپس مجمع عمومي دو
شركت، پيشنهاد ادغام را تصويب مي كند. نكته ديگر در قراردادهاي ادغام اين
است كه دولتها محدوديتهايي را براي انعقاد آن وضع كرده اند كه مانع از
ايجاد انحصار و محدوديت در رقابت آزاد بين شركتهاي تجاري مي گردد. لذا
شركتهاي تجاري در ادغام ساير شركتها، آزاد نيستند و انعقاد بعضي قراردادهاي
ادغام، مشروط به موافقت سازمان هاي نظارتي مي باشد. همانطور كه ملاحظه شد،
عموما براي انعقاد قرارداد ادغام واقعي، سه شرط اساسي وجود دارد: تنظيم
پيشنهاد ادغام توسط هيات مديره شركتهاي تجاري طرف قرارداد، تصويب مجمع
عمومي آنها و تاييد سازمانهاي نظارتي. لذا در اين بخش به بيان هر يك از
شرايط فوق مي پردازيم:
3-1- تنظيم پيشنهاد ادغام توسط هيأت مديره شركتهاي تجاري طرف قرارداد
در حقوق
آمريكا و انگليس، اولين مرحله در انعقاد قرارداد ادغام واقعي بين دو شركت
تجاري، تنظيم پيشنهاد ادغام است. پيشنهاد ادغام در واقع، پيش نويس قرارداد
ادغام است. در اين پيش نويس، شركتهاي تجاري طرف قرارداد، شرايط و آثار
قرارداد و همچنين نوع قرارداد را تعيين كرده و پس از اينكه به توافق نهايي
رسيدند، توسط هيأت مديره شركتهاي تجاري طرف قرارداد، به امضا مي رسد. بر
اساس مقررات مندرج در قانون اصلاحي نمونه شركتهاي تجاري آمريكا، مصوب 1999
«55» قيد موضوعات زير در پيشنهاد ادغام الزامي است: 1) نام شركت تجاري
ادغام كننده و ادغام شونده. 2) تعيين شرايط اساسي و غير اساسي قرارداد. 3)
تعيين عوض براي سهامداران يا دارندگان سهم الشركه شركت يا شركتهاي تجاري
ادغام شونده و تعيين روش و مبناي آن.
مشكل ترين
قسمت تدوين پيشنهاد ادغام، تعيين عوض براي سهامداران است كه اين امر مستلزم
ارزيابي دقيق سهام دو شركت است . در اين قسمت، اولا، نوع عوضي كه به
سهامداران يا دارندگان سهم الشركه شركت تجاري ادغام شونده داده مي شود،
مشخص مي شود. مثلا عوض ممكن است سهام، اوراق قرضه، وجه نقد، ساير اموال
شركت و يا تركيبي از آنها باشد. ثانيا، چنانچه تغييري در نوع سهام ايجاد
مي شود بايد مشخص باشد. مثلا، ممكن است مقرر گردد كه سهامداران ممتاز شركت
سهامي ادغام شونده، سهام عادي شركت سهامي بازمانده را دريافت مي دارند.
ثالثا، ميزان عوض مشخص مي شود. براي مثال مقرر مي شود براي هر سهم شركت
سهامي ادغام شونده، پنج سهم يا اوراق قرضه شركت سهامي ادغام كننده، داده
مي شودو يا به ازاي هر سهم شركت سهامي ادغام شونده، 5 دلار داده مي شود. 4)
اساسنامه شركت جديد (در مورد ادغام تركيبي) و هر گونه تغييرات انجام شده در
شركتهاي تجاري بازمانده (درمورد ادغام ساده). 5) ساير شرايط در قوانين
ايالتي.
در حقوق
انگليس نيز شرايط اساسي قرارداد در پيشنهاد ادغام قيد مي شود و بايد حاوي
مندرجات ذيل باشد: نام شركتهاي عمومي طرف قرارداد، نسبت تبادل سهام، ميزان
تخصيص سهام جديد از جانب شركت تجاري ادغام كننده و منافع مديران. «56»
مثلا، وضعيت مديران شركت سهامي ادغام شونده، بايد روشن باشد و مشخص شود كه
آيا مديريت شركت سهامي ادغام شونده، جايگاهي در شركت سهامي ادغام كننده،
دارد يا نه. در حقوق ايران، درمورد شركتهاي تعاوني به لزوم تنظيم پيشنهاد
ادغام، اشاره شده است. ماده آئين نامه اجرايي قانون بخش تعاوني اقتصاد
جمهوري اسلامي ايران، مصوب 1371 دراين زمينه چنين مقرر مي دارد: براي ادغام
شركتهاي تعاوني لازم است هيأت مديره يا بازرس شركت يا دست كم يك سوم اعضاي
آنها، پيشنهاد ادغام را همراه با گزارش توجيهي لازم جهت تصميم گيري به مجمع
عمومي فوق العاده تعاوني - كه بر اساس تبصره 1 ماده 35 قانون تشكيل مي شود-
ارائه نمايند( مجموعه قوانين ،1371 ص 319).
3-2- تصويب مجمع عمومي
در حقوق
انگليس، شرايط ادغام بسيار پيچيده است و برخلاف حقوق آمريكا، دادگاه نيز در
انعقاد قرارداد ادغام نقش اساسي دارد. از اين رو، ابتدا شرايط ادغام را به
تفكيك، در هر يك از نظامهاي مورد مطالعه بيان مي كنيم و سپس به مقايسه
نظام هاي ياد شده مي پردازيم.
3-2-1- حقوق آمريكا
در حقوق
آمريكا، هر چند اخذ تصميم در خصوص معاملات شركت، بر عهده هيأت مديره شركت
تجاري مي باشد، «57» لكن بعضي تصميمات، مانند تصميم به ادغام شركت تجاري،
اعم از ادغام واقعي و عملي كه راجع به حيات شركت بوده و تغييرات اساسي در
حقوق سهامداران ايجاد مي كند، مستلزم تصويب سهامداران يا دارندگان سهم
الشركه است و قرارداد بدون تصويب سهامداران، براي شركت تجاري الزام آور
نيست.«58» اكثر قوانين در ايالات متحده آمريكا، تصويب دو سوم سهامداران يا
دارندگان سهم الشركه هر يك از شركتهاي طرف قرارداد ادغام را براي ادغام،
لازم مي دانند. تعداد معدودي از ايالات، اكثريت نصف به علاوه يك را كافي
مي دانند و بعضي ايالات، تصويب چهار پنجم از سهامداران يا دارندگان
سهم الشركه را لازم مي دانند. اساسنامه شركت سهامي مي تواند تصويب تعداد
بيشتري از آنان را مقرر دارد. «59» ممكن است در شركت سهامي انواع مختلفي از
سهامداران باشند، مانند سهامداران عادي، ممتاز و غيره. اكثر قوانين ايالات
متحده، تصويب اكثريت هر يك از گروههاي سهامدار را لازم مي دانند. بدين معنا
كه چنانچه رأي دو سوم سهامداران لازم باشد و شركت سهامي، داراي دو گروه
سهامدار عادي و ممتاز باشد، هر يك از دو گروه فوق بايد با اكثريت دو سوم،
موافق ادغام باشند. «60» نكته ديگر اين است كه منظور ازاكثريت سهامداران،
اكثريت كل سهامداران است نه اكثريت حاضر درجلسه مجمع عمومي. «61»
3-2-2-حقوق انگليس
ادغام
واقعي شركتهاي عمومي و خصوصي در حقوق انگليس بر اساس ماده 425 و بعد قانون
شركتهاي تجاري، مصوب ،1985 انجام مي شودو متضمن تشريفات پيچيده اي است.
دادگاه نقش فعالي در انعقاد قرارداد ادغام دارد و تشكيل جلسه مجمع عمومي
شركتهاي تجاري بايد با اجازه دادگاه باشد. در نهايت طرح مصوب مجامع عمومي
نيز بايد به تصويب دادگاه برسد. لازم به توضيح است كه قانونگذار با پذيرش
دستورالعمل سوم «62» اتحاديه اروپايي، شرايط بيشتري را در مورد ادغام واقعي
بين دو شركت عمومي مقرر داشته است. عمده تفاوت آنها اين است كه وقتي ادغام
بين دو شركت عمومي باشد، تصويب مجمع عمومي هر يك از شركتهاي ادغام كننده و
ادغام شونده لازم است، در حالي كه در ادغام بين دو شركت خصوصي و يا ادغام
بين يك شركت عمومي و يك شركت خصوصي، فقط تصويب مجمع عمومي شركت تجاري ادغام
شونده، لازم است. «63» تشريفاتي كه مجمع عمومي صاحبان سهام براي تصويب
ادغام بايد رعايت كنند، عبارتند از:
الف -
اجازه از دادگاه براي تشكيل مجمع عمومي صاحبان سهام: شرط اول براي انعقاد
قرارداد اين است كه شركت يا شركتهاي عمومي يا خصوصي براي تشكيل مجمع عمومي
صاحبان سهام از دادگاه اجازه بگيرند. «64»
ب- تصويب پيشنهاد ادغام با تصميم ويژه مجمع عمومي صاحبان سهام : پس از آنكه
دادگاه اجازه تشكيل جلسه مجمع عمومي را داد، سهامداران با رعايت ماده 426
قانون شركتهاي تجاري، مصوب ،1985 بايد به مجمع عمومي دعوت شوند. در دعوت
نامه بايد موضوع ادغام دو شركت و آثاري كه بر حقوق سهامداران و دارندگان
اوراق قرضه دارد، قيد شود. «65» عدم رعايت مقررات، توسط شركت تجاري مستوجب
جريمه مي باشد «66» و دادگاه در جايي كه ماده 426 رعايت نگرديده باشد، طرح
را تاييد نمي كند. «67» پس
از اينكه تشريفات قانوني درمورد دعوت از سهامدارن و غيره انجام شد، جلسه
مجمع عمومي شركت يا شركتهاي تجاري ادغام شونده و ادغام كننده (در صورت
لزوم) در روز موعود تشكيل و پيشنهاد ادغام بايد با با تصميم ويژه مجمع
عمومي صاحبان سهام «68» تصويب شود. ضمنا براي تصويب ادغام، سه چهارم آراي
هر يك از گروههاي سهامدار لازم است. «69» شايان ذكر است كه تصميم ويژه مجمع
عمومي صاحبان سهام شركت ادغام كننده در صورتي نياز است كه بيش از 5%
دارندگان سهام، تشكيل مجمع عمومي را لازم بدانند. «70»
ج- تأييد
پيشنهاد مصوب توسط دادگاه :پس از اينكه پيشنهاد ادغام با تصميم ويژه مجمع
عمومي صاحبان سهام به تصويب رسيد، پيشنهاد مصوب براي تأييد به دادگاه ارائه
مي گردد. قبل از اينكه دادگاه پيشنهاد را تأييد نمايد، بايد قانع شود كه
اولا، پيشنهاد در محدوده ماده 425 و بعد قانون شركتهاي تجاري، مصوب ،1985
بوده است. ثانيا، تشريفات قانوني رعايت گرديده و اكثريت لازم از سهامداران
درمجامع مختلف به پيشنهاد، رأي داده باشند و مجامع عمومي منافع هر يك
ازگروههاي سهامداران را رعايت كرده باشند، آن چنان كه يك شخص محتاط آن را
تصويب مي كند. «71» همچنين، در صورتي كه اقليت ناراضي، مدعي باشد تبعيض
ناروائي انجام شده است يا پيشنهاد چنان بوده است كه يك شخص معقول آن را
تصويب كرده است،«72» دادگاه ممكن است مجددا شرايط رسمي را مورد ملاحظه قرار
دهد. «73»
د- دستور
جداگانه دادگاه در مورد جاري شدن آثار ادغام واقعي: همانطور كه در تعريف
ادغام واقعي ديديم، اين ماهيت هنگامي رخ مي دهد كه دارايي ها و تعهدات شركت
تجاري انتقال دهنده، همزمان با انعقاد قرار داد به شركت تجاري ادغام كننده،
منتقل و شركت سهامي ادغام شونده، بدون اينكه تصفيه شود، منحل و سهامداران
يا دارندگان سهم الشركه شركت ادغام شونده، سهام يا عوض ديگر را از شركت
تجاري ادغام كننده دريافت مي دارندو در حقوق انگليس، براي به وجود آمدن
آثار ياد شده، دادگاه بايد دستور جداگانه اي در مورد جاري شدن اين آثار
بدهد. معمولا دستوري كه دادگاه در اين خصوص مي دهد، متضمن موارد زير است:
1) انتقال قهري دارايي ها و تعهدات شركت تجاري ادغام شونده به شركت تجاري
ادغام كننده. 2) تخصيص سهام، اوراق قرضه يا منافع مشابه در شركت تجاري
ادغام شونده براي سهامدارن يا دارندگان سهم الشركه شركت تجاري ادغام شونده
3) ادامه و ابقاي دعاوي له و عليه شركت تجاري ادغام شونده بر شركت تجاري
ادغام كننده. 4) انحلال بدون تصفيه شركت يا شركتهاي تجاري ادغام شونده.
«74» با دستور دادگاه، قرار داد براي طرفين آن و همچنين كليه سهامداران يا
دارندگان سهم الشركه و طلبكاران شركت اعم از اقليت و اكثريت الزام آور
مي گردد. «75»

3-2-3- حقوق ايران
در حقوق
ايران، با توجه به ماهيت خاصي كه ادغام واقعي دارد و با عنايت به اينكه
اصول مقرر در آن مغاير با اصول عام حاكم بر عقود و قراردادها مي باشد، فقط
در موارد منصوص مي توان از اين تأسيس حقوقي استفاده نموده و شرط اساسي براي
ادغام واقعي شركتهاي تجاري، از جمله شركتهاي سهامي، تجويز قانونگذار است.
از آنجا كه مقررات تدوين شده اي در مورد ادغام بعضي شركتهاي تعاوني وجود
دارد، ابتدا شرايط ادغام آنها را بيان و سپس به موانع ادغام شركت هاي تجاري
غير دولتي مي پردازيم:
الف -
شرايط ادغام واقعي در شركتهاي دولتي و تعاوني: قانونگذار در حل مشكل ادغام
واقعي شركتهاي ياد شده، به دو روش عمل نموده است: اعطاي مجوز به بعضي
مقامات شركتهاي ياد شده براي ادغام و ديگري ادغام مستقيم آنها. در روش اول،
قانونگذار اختيار ادغام را به عهده خود شركتهاي دولتي گذاشته است و به
اين گونه شركتها اجازه داده با رعايت شرايط خاصي در يكديگر ادغام شوند.
مثلا در ادغام بانكها، قانونگذار طبق ماده 3 و 17 لايحه قانوني اداره امور
بانكها، مصوب 7/7/،1358 به مجمع عمومي فوق العاده بانكها، اجازه داده است
نسبت به گروه بندي و ادغام بانكها، اعم از بانكهاي تخصصي و تجاري اقدام
كند. (مجموعه قوانين ،1358 ص 182). يا درمورد شركتهاي تعاوني، ماده 53
قانون بخش تعاوني اقتصاد جمهوري اسلامي ايران، مصوب ،1370 به مجامع عمومي
فوق العاده شركتهاي تعاوني اجازه داده است كه با يكديگر ادغام شوند.
(مجموعه قوانين ،1370 ص 319). در روش دوم، بدون اينكه به شركتها اختيار
ادغام بدهد، خود مستقيما وارد شده و دو يا چند شركت تجاري را در هم ادغام
نموده است. نمونه اي از موارد ياد شده عبارتند از:
1) ادغام
شركتهاي بيمه آريا، اميد، پارس ، تهران، توانا، حافظ، ساختمان و كار، شرق و
ملي در شركت بيمه دانا. «76»
2) ادغام
دو شركت سهامي پرورش وتوليد گوشت بوقلمون و شركت سهامي جوجه كشي نارمك در
شركت سهامي طيور كشور. «77»
ب- موانع
ادغام واقعي در شركتهاي تجاري غير دولتي: ادغام واقعي شركتهاي تجاري غير
دولتي بدون تجويز قانونگذار امكانپذير نمي باشدو سه عامل عمده مانع تحقق
اين ماهيت حقوقي است: عدم وجود مقررات مربوط به انحلال بدون تصفيه، عدم
امكان انتقال تعهدات شركت تجاري ادغام شونده، بدون رضايت متعهد له و عدم
امكان انتقال حقوق سهامداران و يا دارندگان سهم الشركه شركت تجاري ادغام
شونده بدون رضايت آنها. «78» همچنين، اجراي قراردادهاي ادغامي كه مستلزم
تشكيل شركت جديد است، مانند ادغام تركيبي با دشواريهاي بيشتري روبرواست.
زيرا اولا تأسيس شركت تجاري جديد مستلزم رعايت تشريفات مفصلي است كه
قانونگذار در موارد مختلف قانون تجارت به آن تصريح كرده است. (و انتقال
حقوق و تعهدات شركتهاي تجاري منحله به شركت تجاري جديد) وجود طرفين قرارداد
(يعني شركتهاي ادغام شونده در يك طرف و شركت جديد در طرف ديگر) قبل از
انعقاد قرارداد لازم است، در حالي كه در ادغام تركيبي فرض اين است كه شركت
تجاري جديد در حين قرارداد، وجود خارجي ندارد و همزمان با انعقاد قرار داد،
ايجاد مي گردد.
3-2-4- مقايسه نظام هاي مورد مطالعه
شرايط
ادغام باتشريفات طولاني در حقوق آمريكا سهل تر از حقوق انگليس است. زيرا
اولا، در حقوق آمريكا دادگاه نقشي در انعقاد قرار داد ندارد، در حالي كه در
حقوق انگليس انعقاد قرارداد ادغام، مستلزم دوبار مراجعه به دادگاه مي باشد
و اصولا دخالت دادگاه در قراردادهاي تجاري منطقي به نظر نمي رسد، زيرا
دادگاه محل فصل خصومت است. ثانيا در حقوق آمريكا بر اساس قوانين اكثر
ايالات، تصويب دوم سوم صاحبان سهام براي انعقاد قرارداد ادغام كافي است، در
حالي كه در حقوق انگليس تصويب سه چهارم صاحبان سهام لازم است. در حقوق
ايران، بدون تجويز قانونگذار اصولا امكان ادغام واقعي شركتهاي تجاري وجود
ندارد و مجمع عمومي وهيأت مديره جز درمواردي كه چنين اجازه اي به آنها داده
شده باشد، نمي توانند در اين مورد تصميم بگيرند.
3-3- تأييد سازمان هاي نظارتي
به رغم
مزايايي كه براي ادغام شركتهاي تجاري متصور است، چنانچه به حال خود رها شود
و دولت كنترلي برآن نداشته باشد، مضرات بسياري را براي جامعه در بر دارد.
زيرا شركتهاي تجاري، زير پوشش ادغام با كوتاه كردن دست رقيبان خود، زمينه
ايجاد انحصار در يك يا چند رشته از تجارت را فراهم مي آورند و اين خود موجب
بالا رفتن قيمت ها و پايين آمدن كيفيت ساخت مصنوعات شده و در نهايت به ضرر
مصرف كننده تمام مي شود. در حقوق ايران، هر چند قانونگذار در بعضي قوانين
به لزوم جلوگيري از اقدامات انحصار جويانه شركتهاي تجاري، اشاره نموده است
«79»، لكن مقرراتي در مورد نحوه دخالت دولت و ضمانت اجراي تخلف از آن وجود
ندارد. از آنجا كه مقررات مربوط به حقوق آمريكا قدري متفاوت با حقوق انگليس
مي باشد، لذا به تفكيك مقررات هر يك از نظام هاي ياد شده را موردبررسي قرار
داده و در پايان به مقايسه نظام هاي حقوقي مورد مطالعه مي پردازيم:
3-3-1-حقوق آمريكا
در حقوق
آمريكا براي جلوگيري از آثار زيان بار ناشي از ادغام، قوانين مربوط به
مقررات ضدتراست فدارل آمريكا تدوين شده است. قانون شرمن، مصوب ،1890 كه
اولين قانون در اين زمينه است، كليه اقداماتي كه موجب محدوديت در تجارت و
يا انحصارگري شود را ممنوع مي نمايد و مرتكب آن را قابل تعقيب جزائي
مي داند. «80» در قانون شرمن، مصوب ،1890 ملاك يا ضابطه خاصي براي تشخيص
اقدامات انحصار گرانه و غير آن مقرر نشده بود و قانونگذار فقط آنها را
ممنوع و قابل تعقيب جزايي دانسته بود. از اين رو، شركتهاي تجاري پس از تحمل
مخارج بسيار و انعقاد قرار داد ادغام، نگران وضعيت قرارداد بودند و هر لحظه
امكان داشت سازمان هاي ذيربط دولتي قرارداد آنهارا غير قانوني و كان لم يكن
اعلام كند. اين خود مشكلات زيادي را در عمل پديد مي آورد. «81» براي رفع
اين مشكل، قانون اصلاحات ضد تراست هارت - اسكات - رادينو، مصوب 1972«82» به
تصويب رسد. به موجب اين قانون، شركتهاي تجاري طرف قرارداد ادغام، تحت شرايط
خاصي «83» موظفند قبل از اينكه مبادرت به ادغام كنند، مراتب را به كميسيون
بازرگاني فدرال و اداره ضدتراست وزارت دادگستري اطلاع دهند و تنها پس از
تأييد مقامات ياد شده يا سكوت آنها در مهلت قانوني، مي توانند مبادرت به
ادغام نمايند. انجام معامله نيز تا سپري شدن مهلت مقرر ممنوع خواهد بود.
«84»قانونگذار در اين قانون، چهار ملاك و ضابطه را براي الزام شركتهاي
تجاري طرف قرارداد ادغام، به اطلاع قبلي به مقامات دولتي مقرر نموده است:
1) اشتغال به فعاليتهاي تجاري 2) ميزان فروش ساليانه شركتها و ياميزان
دارايي آنها،«85» 3) تحصيل بيش از 15% سهام يا دارايي شركت ادغام شونده. 4)
تحصيل بيش از 15 ميليون دلار سهام يا دارايي هاي شركت تجاري ادغام شونده.
3-3-2- حقوق انگليس
در حقوق
انگليس، ادغام هاي داخلي مشمول مقررات مندرج در قانون تجارت منصفانه، مصوب
1986«86» هستند و ادغام هايي كه بعد اتحاديه اي «87»داشته باشند، مقرره
لازم الاجراي شماره 89/،4064 مصوب 1998 «88»، بر آنها حاكم مي باشد.
«89»الف - شرائط مندرج در قانون تجارت منصفانه، مصوب 1973: در ادغام هاي
داخلي، قانون تجارت منصفانه، مصوب 1973 و اصلاحيه آن حاكم مي باشد. ملاك
قانونگذار در ايجاد محدوديت، منافع عمومي كشور است. هر ادغامي كه بر خلاف
منافع عمومي كشور باشد، با انجام آن مخالفت مي شود. براي جلوگيري از ادغام
هايي كه منافي منافع عمومي كشور است، بعضي از ادغام ها مستلزم تحقيق است.
ماده 64 قانون ياد شده، دو ملاك و ضابطه را براي تعيين ادغامهايي كه مستلزم
تحقيق هستند، مقرر داشته است: 1) عرضه كالا و خدمت 2) انتقال دارايي.
درمورد ملاك اول بايد گفت وقتي ادغام مستلزم تحقيق است كه ادغام دو يا چند
شركت تجاري موجب شود عرضه بيش از يك چهارم كالا و يا خدمت دركل كشور يا
قيمت اعظم آن و يا محدوده مشخصي از آن در اختيار شركت ادغام كننده قرار
گيرد «90» و يا موجب شود يك چهارم كالا و يا خدمت به شركت تجاري ادغام
كننده، عرضه گردد. «91»
ملاك دوم،
به حجم دارايي هايي كه در نتيجه ادغام به شركت ادغام كننده منتقل مي شود،
توجه دارد. بدين معنا كه چنانچه در صورت ادغام دو يا چند شركت تجاري بيش از
سي ميليون پوند از دارايي هاي شركت سهامي ادغام شونده به شركت تجاري ادغام
كننده، منتقل شود، چنين ادغامي مستلزم تحقيق است. «92»
وزير بازرگاني اختيار دارد، ادغام هاي مستلزم تحقيق را براي رسيدگي و تنظيم
گزارش به كميسيون انحصارها و ادغام ها، «93» ارجاع كند. «94» كميسيون ياد
شده موظف است ادغام هاي ارجاع شده از جانب وزير بازرگاني را بررسي كند.
«95» اين كميسيون، متشكل از مقامات ارشد صنايع، دارايي، مؤسسات علمي، سياسي
و افراد معمولي جامعه است. «96»
در سال
،1989 قانونگذار با تصويب قانون شركتهاي تجاري، مصوب ،1989 چندين بندرابه
ماده 75 قانون تجارت منصفانه، مصوب 1973 الحاق نمود و به موجب آن يك نظام
رسمي اطلاع قبلي ادغام را ابداع كرد. «97»
بر اساس مقررات جديد، هر چند شركتهاي تجاري طرف ادغام، وظيفه اي در اعلام
قبلي ادغام ندارند، لكن با رعايت تشريفات مقرر در قانون، مي توانند از قبل،
نسبت به وضعيت معامله خود مطمئن شوند. «98» بدين ترتيب كه وقتي اطلاعيه
ادغام به دفتر تجارت منصفانه واصل مي شود، مديركل تجارت منصفانه، بيست روز
فرصت دارد كه مراتب را بررسي و موضوع را براي تحقيق به كميسيون انحصارها و
ادغام ها، ارجاع كند. «99» در صورتي كه ظرف مهلت مقرر مراتب به كميسيون ياد
شده ارجاع نشود، ديگر امكان ارجاع به كميسيون وجود ندارد.«100» در
صورتي كه نظر كميسيون اين باشد كه ادغام بر خلاف منافع عمومي نيست، ادغام،
روند عادي خود را طي مي كند، «101» اما در صورتي كه نظر كميسيون اين باشد
كه ادغام برخلاف منافع عمومي است، مراتب را به وزير بازرگاني گزارش مي كند.
وزير بازرگاني اختيارات متعددي دارد، از جمله اينكه از ادامه روند ادغام
پيشنهادي، جلوگيري كند يا چنانچه ادغام انجام شده باشد، آن را لغو كند.
«102»
ب - شرايط
مندرج در مقررات اتحاديه اروپايي:از آنجا كه دولت انگليس عضو اتحاديه
اورپايي مي باشد، مقررات لازم اجراي اين اتحاديه در اين كشور لازم الاجرا
است. در سال ،1989 مقرره لازم الاجراي شماره 89/،4064 مصوب 1989 اتحاديه
اروپايي توسط شورا و كميسيون اتحاديه اروپايي به تصويب رسيد و در سال 1990
لازم الاجرا گرديد. اين مقرره شامل مقررات جامعه در مورد كنترل انواع ادغام
است و در حال حاضر حاكم بر انواع ادغام در حقوق انگليس مي باشد. «103» بر
اساس ماده يك مقرره لازم الاجراي ياد شده، اين مقرره در خصوص كليه ادغام
هايي كه داراي »بعد اتحاديه اي» باشد، اعمال مي گردد. دراين ماده قانونگذار
اروپايي، دو ملاك را براي تعيين ادغامي كه داراي بعد اروپايي است مشخص
نموده است: 1) در سطح جهاني، رقم كل مبالغ حاصله از فروش (كالا يا خدمت) به
وسيله كليه شركتهاي ذيربط بيش از پنج ميليارد واحد پول اروپا باشد 2) در
سطح اتحاديه، رقم كل مبالغ حاصله از فروش (كالا يا خدمت) به وسيله حداقل دو
شركت ذيربط، بيش از 250 ميليون واحد پول اروپا باشد.
3-3-3- مقايسه سه نظام حقوقي مورد مطالعه
در حقوق
انگليس و آمريكا، براي كنترل ادغام، مقررات جامعي وضع شده است. وجه تشابه
دو نظام ياد شده اين است كه اولا، در هر دو نظام تخلف از مقررات ضد انحصار،
داراي ضمانت اجرا مي باشد. ثانيا، قانونگذار ملاك هايي را براي ادغام هاي
مستلزم تحقيق قرار داده است. ثالثا، يك نظام رسمي اطلاع قبلي ادغام، وضع
شده است. وجه تمايز آن اين است كه اولا، در حقوق انگليس فقط ضمانت اجراي
مدني براي تخلف از مقررات قانوني وجود دارد، در حالي كه در حقوق آمريكا،
علاوه بر آن ضمانت اجراي كيفري نيز تعيين شده است. ثانيا در حقوق آمريكا
طرفين قرار داد قبل از مبادرت به ادغام مستلزم تحقيق، بايد مراتب را به
مقامات ذيصلاح دولتي اطلاع دهند، در حالي كه در حقوق انگليس چنين تكليفي
وجود ندارد. ثالثا، مقام نظارت كننده در ادغام در حقوق آمريكا وزارت
دادگستري است، در حالي كه در حقوق انگليس وزارت بازرگاني متكفل اين امر
است. با توجه به مراتب فوق، مقررات حقوق انگليس، آزادي بيشتري را براي
طرفين قرارداد، تامين مي كند، زيرا اولا، ضمانت اجراي كيفري در مورد تخلف
از مقررات ضد انحصار وجود ندارد. ثانيا، طرفين قبل از انجام معامله، تكليفي
در دادن اطلاع به مقامات دولتي ندارد. از اين رو، در تدوين مقررات ضد
انحصار در حقوق ايران، حقوق انگليس، الگوي بهتري دراين زمينه مي باشد.
پاورقي:
54-plan
of merger
55-
Revised model Business Corporation Act (RMBCA)1999,
. (ch.11.02(c
56-Geoffrey
morse,op.cit.,p.817
57-Revised
model Business Corporation Act (RMBCA), . (1999,ch.8.01(b
ماده ياد
شده چنين مقرر مي دارد: به استثنأ محدوديتهاي مقرر در اساسنامه، كليه
اختيارات شركت توسط يا به موجب اختيار هيأت مديره اعمال مي شود و تجارت و
امور شركت بر اساس هدايت هيأت مديره اداره مي شود.
58-Marvin
.F.milich,,Exclusive Merger Agreemments: The Role of the Board of
Directors
. ,
The
Journal of Corporation Law, v
13,
Winter,
1998,
p. Board of Directors
.59-
Kenneth W. Clarkson, op. cit., p
848
60-
Matthew
Bender,Corporations ,www.lexiscom lawschool,Lexis publishing,1997,p
35
61-
Donald J. Brown & M. Daniel Waters, op,cit. p.
737
62-
Third
Directive
63-Jeoffery
Morse, op. cit, pp.
810,
817
64-
Thomas Colin, Compayn Law,
5th
. ed., London, Teach Yourself Books
1996,
p.
292
65-
Companies Act,
1985,
sec.
426(1),
(4)
(66-
Companies Act,
1985,
sec.
426(6
67-D.G.Cracknell,Company
Law Textbook,5th
ed.,London, HLT . Publications,1993,p
236
68-
تصميماتي كه مجمع عمومي صاحبان سهام مي گيرد بر سه نوع است:تصميمات عادي يا
ordinary resolutions،
تصميمات ويژه يا
special
resolutions
و تصميمات فوق العاده يا.
extrardinary
resolutions
تصميمات عادي با اكثريت نصف به علاوه يك، آراي حاضر معتبر است و تصميمات
ويژه و فوق العاده با اكثريت سه چهارم آراي حاضر، معتبر است و تصميمات
ويژه، فوق العاده با اكثريت سه چهارم آراي حاضر معتبر است. تفاوت تصميمات
ويژه و فوق العاده اين است كه در تصميمات ويژه، فاصله بين ارسال دعوتنامه
براي سهامداران و تاريخ تشكيل جلسه مجمع عمومي، حداقل 21 روز بايد باشد، در
حالي كه در تصميمات فوق العاده، حداقلي وجود ندارد. ر. ك:
jacqueline Wilhinson, Company Law.4th
ed.,london, . HLTpublications,1996
. 69-Thomas
Colin, op.cit.,p.293
. 70-Geoffrey
Morse,op.cit.p.818
71-Thomas
colin,op.cit., p293,D.G.
Cracknell . op,cit.,p236
. 72-D.G.Cracknell,op.cit.,p236
. 73-lbid.,p.237
. 74-Geoffrey
morse,op.cit.p.810
. 75-lbid.,p.815
76-ماده
يك قانون اداره امور شركتهاي بيمه، مصوب 13/9/67 مجلس شوراي اسلامي، چنين
مقرر مي دارد: شركتهاي بيمه ايران، آسيا والبرز و دانا به صورت سهامي،
اداره مي شوند و مجاز به انواع عمليات بيمه اي در بخشهاي دولتي، تعاوني و
خصوصي مي باشند.
تبصره 1-
شركتهاي بيمه آريا، اميد، پارس، تهران، توانا، حافظ، ساختمان و كار، شرق و
ملي در شركت بيمه دانا ادغام مي گردد. . . . (مجموعه قوانين ،1367 ص 771).
77- ماده
واحده قانون ادغام شركتهاي سهامي دولتي كه در زمينه توليد و پرورش طيور
فعاليت مي نمايند، مصوب 29/2/71 چنين مقرر مي دارد: از تاريخ تصويب اين
قانون از ادغام دو شركت سهامي پرورش و توليد گوشت بوقلمون و شركت سهامي
جوجه كشي نارمك، شركت سهامي طيور كشور تشكيل وكليه اموال منقول و غيرمنقول،
مطالبات، وجوه نقد و ديون و تعهدات دو شركت فوق بر مبناي ارزش دفتري به
شركت سهامي طيور كشور منتقل مي شود. . . .
78-
براي ملاحظه شرح هر يك از موانع ياد شده، رجوع كنيد به: همين رساله ص 90 به
بعد.
79-
ر. ك: ماده 35 قانون برنامه پنج ساله دوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي
جمهوري اسلامي، مصوب 20/9/.73
80-
ماده يك قانون شرمن، مصوب ،1890 در اين زمينه چنين مقرر مي دارد:
Every
contract, combination in the form of trust of otherwise, conspiracy, in
restraint of trade or commerce among the several states, or with foreign
nations, is hereby declared to be illegal. Every person who shall make
any contract or engage in any combination or conspiracy hereby declared
to be illegal shall be deemed guilty of a felony, and, on conviction
thereof, shall be punished by fine not exceeding one million dollars if
a corporation, or if any other person, one hundred thiousand dollars, or
by imprisonment not exceeding three years, or both said punishments, in
the ». discretion of the court
81-Reboert
Pitofsky, Mergers and Corporate Consolidation in the New Economy,
Statement of the Federal Trade Commission,
www.ftc.gov.\os\1998\9806
merger98.tes.htm,
Washington D.C.,
1998.p.
3
82-Hart
Scott Rodino Antitrust Improvements Act,
1976
83- ر.
ك: بند الف قانون مذكور.
84-
شروع مهلت از تاريخ تكميل فرم در كميسيون بازرگاني فدرال و اداره ضد تراست
وزارت دادگستري و اخذ رسيد از آنها شروع و پايان آن سي روز پس از آن
مي باشد. در مورد تحصيل مستقيم سهام از سهامداران پايان آن، پانزده روز پس
از اخذ رسيد مي باشد. (بند ب قانون ياد شده) البته مهلتهاي ياد شده توسط
مقامات ياد شده تا 20 روز ديگر قابل تمديد است و درمورد تحصيل مستقيم سهام
از سهامداران تا ده روز ديگر قابل تمديد است (بند 5 قانون ياد شده).
85-
(الف) شخص ادغام شونده كه درامور توليدي فعاليت دارد و فروش خالص ساليانه
يا كل دارايي ها آن ده ميليون دلار يا بيش از آن است توسط شخصي كه كل
دارايي هاي آن يا فروش خالص ساليانه آن يكصدميليون دلار يا بيشتر است،
تحصيل شود.
(ب) شخص
ادغام شونده كه در امور غير توليدي فعاليت دارد و كل دارايي هاي آن ده
ميليون دلار يا بيش از آن است، توسط شخصي كه كل دارايي هاي آن يا فروش خالص
ساليانه آن يكصد ميليون دلار يا بيشتر، تحصيل شود.
(ج) شخص
ادغام شونده كه فروش خالص ساليانه آن يا كل دارايي هاي آن يكصد ميليون دلار
يا بيش از آن است توسط شخصي كه كل دارايي هاي آن يا فروش خالص ساليانه آن
ده ميليون دلار يا بيشتر است، تحصيل شود.
86-
The
Fair Trading Act,
1973
87-Community
dimention
. 88-Regulation
4046/89
89-Morten
P. Broberg, The European Commissionصs
Jurisdiction to Scrutinize Mergers,London, Kluwer . Law International,
1998,
P.
5
. 90-
The
Fair Trading Act,
1973,
Sec . )69(3
91-The
Fair Trading Act,
1973,
Sec . (64(2),
(3
. 92-The
Fair Trading Act,
1973,
Sec.
64
93-Monopolies
and Mergers . )Commission)MMC
94-The
Fair Trading Act,
1973,sec.
64
95-The
Fair Trading Act,
1973,
Sec.
5
96-Nicholas
Grier, op. cit., p.
534
97-Paul
Dobson, Charleswothصs
Business Law,
16th
ed., London, Sweet
p
463
Maxwell,
1997 •
98-Ibid.,
p.
465
99-
در صورتي كه وزير بازرگاني لازم بداند، اين مهلت حداكثر تا 25 روز ديگر
قابل تمديداست. ر. ك:
(Companies
Act,
1989,
Sec.
75B(3
100-
محدوديت ارجاع به كميسيون ياد شده مشروط بر اين است كه ادغام در خلال شش
ماه از تاريخ انقضاي مهلت 20 روزه، انجام شود. ر. ك:
. (Companies
Act,
1989,
Sec.
75C(1)(e
101-Thomas
Colin, op. cit., p
299
102-Thomas
Coiln, op. cit., p
299
103-Paul
Craig & Grainne de Burca, EU Law; Text, Cases, and Materials,2ed
ed.,Newyork,Oxford University . press,1998,p.979
|